put someone to shame

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• کسی را شرمنده کردن
• باعث خجالت کسی شدن
• کسی را در مقایسه با خود بسیار ضعیف نشان دادن
• کسی را رو سفید یا کم عرضه جلوه دادن ( بسته به بافت )
🔸 مثال ها:
His dishonest behavior put his entire family to shame.
...
[مشاهده متن کامل]

رفتار نادرست او باعث شرمندگی تمام خانواده اش شد.
Her dedication to helping others puts us all to shame.
فداکاری او در کمک به دیگران باعث می شود همه ما در مقایسه با او احساس شرمندگی کنیم.
The young athlete's performance put many experienced players to shame.
عملکرد این ورزشکار جوان باعث شد بسیاری از بازیکنان باتجربه در مقایسه با او بسیار ضعیف به نظر برسند.

رو دست کسی بلند شدن
چیزی را از جلوه انداختن
آبروی کسی را بردن
ضایع کردن کسی
با عملکرد بهتر باعث خجالت ( شرمندگی ) کسی ( فرد غیر ) شدن