٢ رأی
تیک ٤ پاسخ
٤٣٩ بازدید

ترجمه ی  روان  اصطلاح : "Burn the midnight oil"

٢ سال پیش
١ رأی

شب‌بیداری کشیدن

٢ سال پیش
٢ رأی
تیک ٥ پاسخ
٤٦٦ بازدید

ضرب المثل فارسی معادل اصطلاح انگلیسی :  "Butter someone up"

٢ سال پیش
٣ رأی

(غیررسمی - گفتاری) خ*** مالی کردن 

٢ سال پیش
٢ رأی
٧ پاسخ
٤٠٢ بازدید

بنظرتون واژه های  " دِراز گُذَر " و " دِراز راه "  برای معادل پارسی کوریدور  Corridor   مناسبه ؟ بررسی که کردم دیدم  معنای ریشه ای ایتالیایی این کلمه  همین میشه ...

٢ سال پیش
٠ رأی

در متون مربوط به سیاست و اخبار و نظایر آن از همان کریدور استفاده می کنند

٢ سال پیش
٣ رأی
تیک ٤ پاسخ
٣٨١ بازدید

all dressed up and nowhere to go Clothes make the man Off the rack To be dressed to the nines

٢ سال پیش
٢ رأی

1 حسابی خوش‌تیپ کرده‌ام اما جایی برای رفتن ندارم (idiomatic) Elaborately attired or otherwise fully prepared for an anticipated situation or activity which, nevertheless, fails to occur. 2 مردِ و لباس ...

٢ سال پیش
٤ رأی
تیک ٦ پاسخ
٤٩١ بازدید

گزاره  زیر را  چگونه به انگلیسی بخوانیم

١١,٠٥٧
٢ سال پیش
١ رأی

reading Reich's statement

٢ سال پیش
٤ رأی
٦ پاسخ
٤٣٤ بازدید

it is being inside a person's body.

٢ سال پیش
١ رأی

میشه جمله یا پاراگراف کامل یا اطلاعات بیشتری از ش بهمون ارائه کنی که ترجمه درستی رو پیشنهاد بدیم؟

٢ سال پیش
١ رأی
٤ پاسخ
٣٣٤ بازدید

Error free utterance       ترجمه این عبارت چی میشه ممنون میشم راهنماییم کنید 

٢ سال پیش
٠ رأی

بیانی عاری از اشتباه

٢ سال پیش
١ رأی
٤ پاسخ
٣٨٩ بازدید

out of touch  تو جمله ی  I feel out of touch  چه معنی میده؟

٢ سال پیش
٠ رأی

من احساس عدم آمادگی می کنم. (I feel a lack of preparedness.) درک صحیحی از شرایط ندارم. (I lack a proper understanding of the situation.) اعتماد به نفس لازم برای انجام این کار را ندارم. (I lack ...

٢ سال پیش