منیره پورصالحی

منیره پورصالحی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



kick up a fuss١٢:٣٧ - ١٤٠٠/٠٩/٠٢قشقرق بپا کردنگزارش
2 | 0
word cloud١٠:١٠ - ١٤٠٠/٠٨/١٢تصویری متشکل از کلمات به کار رفته در یک متن یا موضوع خاص که در آن اندازه هر کلمه نشان دهنده فراوانی یا اهمیت آن است.گزارش
2 | 0
solvency١٩:٠٥ - ١٣٩٩/٠٧/١٠توانایی پرداخت بدهیگزارش
16 | 0
granum١٧:٤٠ - ١٣٩٩/٠٦/٣٠a stacklike structure in plant chloroplasts that contain chlorophyll; the site of photosynthesisگزارش
2 | 0
cell sap١٣:٢٤ - ١٣٩٩/٠٦/٣٠The liquid enclosed inside the vacuole of a plant cell.گزارش
2 | 0
barclays١٧:٥٧ - ١٣٩٩/٠٦/١٣بانک و مؤسسه مالی معتبر بین الملی است، که در سال ۱۶۹۰ میلادی توسط جان فریمه تأسیس شد. دفتر مرکزی بانک بارکلیز در شهر لندن، بریتانیا قرار دارد. این با ... گزارش
7 | 0
block chain١٤:٤١ - ١٣٩٩/٠٦/١٢بلاک چین یک نوع سیستم ثبت اطلاعات و گزارش است. تفاوت آن با سیستم های دیگر این است که اطلاعات ذخیره شده روی این نوع سیستم، میان همه اعضای یک شبکه به ا ... گزارش
30 | 0
sandbox٠٩:١٩ - ١٣٩٩/٠٦/٠٤در امنیت رایانه ای جعبهٔ شنی ( به انگلیسی: Sandbox ) یک سازوکار حفاظتی برای جدا نگاه داشتن بعضی نرم افزارهای در حال اجرا در آن واحد با دیگر نرم افزار ... گزارش
16 | 0
taking a harder line١١:١٧ - ١٣٩٩/٠٥/٢٨to deal with someone or something in a very firm or strict way and refuse to change your opinion or decision.گزارش
0 | 0
get the point١١:٠٧ - ١٣٩٩/٠٥/٢٨( idiomatic ) To understand; to interpret correctlyگزارش
2 | 0
surprisingly٠٩:١٥ - ١٣٩٩/٠٥/٢٤با کمال تعجبگزارش
21 | 0
reimagine١٣:٠٥ - ١٣٩٩/٠٣/١٤بازنگریگزارش
28 | 0
resonance١٢:٠٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٢the quality in a sound of being deep, full, and reverberatingگزارش
2 | 1
detached٢٠:٠٩ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠( در روانشناسی ) منزویگزارش
30 | 1
locust bean١٢:٥٠ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥نوعی صمغ به نام صمغ خرنوبگزارش
0 | 0
batch١٣:٤٧ - ١٣٩٩/٠٢/١٨فرآیند بچ یا غیرمداوم ( در صنایع غذایی و شیمی )گزارش
34 | 1
day out١٦:٥٥ - ١٣٩٩/٠١/٢١گردش گشت و گذار سفر تفریحی تفریحگزارش
32 | 1
post it١٢:٤٦ - ١٣٩٩/٠١/٢١a piece of paper with an adhesive strip on one side, designed to be stuck prominently to an object or surface and easily removed when necessary.گزارش
5 | 0
mastery١١:٥٥ - ١٣٩٨/١١/٠١تسلطگزارش
18 | 0
doctrinal foundation٢٠:٥٤ - ١٣٩٨/١٠/٣٠پایه و اساس اعتقادیگزارش
0 | 0
bootstrapping١٥:١١ - ١٣٩٨/١٠/٣٠را اندازی خودکارگزارش
16 | 1
roast١٩:١٩ - ١٣٩٨/١٠/٢٩برشته کردن، بو دادنگزارش
14 | 1
ballooning١٦:٣٩ - ١٣٩٨/١٠/٢٨growing rapidly as a balloonگزارش
7 | 0
clubhouse١٥:٣٠ - ١٣٩٨/١٠/٢٨( در زمین اسبدوانی و غیره ) جایگاه سر پوشیده ( که معمولا رستوران نیز مجاور آن قرار دارد )گزارش
2 | 0
terminating١٧:٤٥ - ١٣٩٨/١٠/٢٥فسخ قراردادگزارش
2 | 0
actuator١٣:١٥ - ١٣٩٨/١٠/٠٦اهرم گزارش
2 | 1
torsional moment٢٠:٥٣ - ١٣٩٨/١٠/٠٣گشتاور پیچشیگزارش
2 | 1
prototyping١٢:٢٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩نمونه سازی گزارش
9 | 1
multibody٢٠:٤٦ - ١٣٩٨/٠٩/٢٨چند جسمی. ( multibody dynamics در مکانیک به معنی دینامیک چند جسمی )گزارش
2 | 1
immersing١٠:٣٧ - ١٣٩٨/٠٩/٠٦غوطه ور کردنگزارش
23 | 1
hepatocyte٢٠:٠١ - ١٣٩٨/٠٩/٠٥سلول های کبدیگزارش
23 | 1
fasting١٩:١٩ - ١٣٩٨/٠٩/٠٥گرسنه نگهداشتن ، خوراک نخوردنگزارش
28 | 1
proventriculus١٩:١٦ - ١٣٩٨/٠٩/٠٥پیشمعده در دستگاه گوارش طیور . این عضو بین چینه دان و سنگدان واقع شده استگزارش
5 | 1
layers١٩:١٢ - ١٣٩٨/٠٩/٠٥مرغهای تخمگذارگزارش
18 | 1
metabolizable١٩:٠٨ - ١٣٩٨/٠٩/٠٥متابولیسمی، قابل سوخت و سازگزارش
2 | 1
broiler breeder١٨:٥١ - ١٣٩٨/٠٩/٠٥مرغ مادرگزارش
2 | 1
drinker١٨:٥٠ - ١٣٩٨/٠٩/٠٥آبخوریگزارش
7 | 1
nebulization١٨:٣٢ - ١٣٩٨/٠٩/٠٥در پزشکی: گرد شدگی ، تبدیل به ذرات شدنگزارش
2 | 1
nebulizing١٨:٢٦ - ١٣٩٨/٠٩/٠٥مه پاشی ( در دامپزشکی )گزارش
5 | 1
fight١٧:٣٠ - ١٣٩٨/٠٩/٠٥مقابله کردنگزارش
39 | 1
body١٤:٥٩ - ١٣٩٨/٠٨/٢٥public body نهاد عمومیگزارش
18 | 1
layer١٢:٥٦ - ١٣٩٨/٠٨/١٢در دامپزشکی اشاره به مرغی که تخم میگذاردگزارش
14 | 3
pseudohermaphroditism٠٩:٢١ - ١٣٩٧/٠٣/٠٩شبه نرمادهگزارش
5 | 1
tummy ache١٣:٣٥ - ١٣٩٦/١١/٠٨دل درد ( عامیانه )گزارش
5 | 1
adversely١٤:٣٣ - ١٣٩٦/١٠/٢٤negativelyگزارش
85 | 5
aggression١٣:٣٠ - ١٣٩٦/١٠/٢٢رفتار خشونت آمیزگزارش
62 | 0
was caught١٣:٤٩ - ١٣٩٦/١٠/١٩دستگیر شدگزارش
2 | 0
dilution water٢٠:٢٢ - ١٣٩٦/١٠/١٨آب مقطرگزارش
2 | 0
look like١٩:٥٦ - ١٣٩٦/١٠/١٨soundsگزارش
69 | 8

فهرست جمله های ترجمه شده



drinker١٩:١٤ - ١٣٩٨/١٠/٢٩
• I'm a tea drinker really - I don't like coffee.
من یک چای خور واقعی هستم، قهوه دوست ندارم
0 | 0