ترجمه‌های محمد حسن اسایش (٤٦)

بازدید
٣,٦٢٤
تاریخ
٣ سال پیش
متن
The storm grew more and more ferocious with each second.
دیدگاه
٠

طوفان هر لحظه بیشتر شدت می یافت.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Each day that passed he grew more and more desperate.
دیدگاه
٠

هرروز که گدشت او بیشتر وبیشتر ناامید گردید

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Stores spend more and more on crime prevention every year.
دیدگاه
٠

فروشگاهها هرسال بیشتر از سال قبل برای جلوگیری از جرم تلاش می کنند. ( وقت بیشتری صرف جلوگیری از جدم می کنند )

تاریخ
٣ سال پیش
متن
We should plant more and more trees in order to live better and more healthy in the future.
دیدگاه
٠

ما باید هرچه بیشتر درخت بکا یم تا در آینده زندگی سالمتری داشته باشیم

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Important people, less and less people left more and more important.
دیدگاه
٠

افرادمهم وبزرگ، کم یاب ووگران قدرند ( افراد مهم کاردانکم یاب وقیمتی ترند )

تاریخ
٥ سال پیش
متن
In fact, well-educated, multilingual women from many different countries worked as international stewardesses.
دیدگاه
١

درواقع زنان تحصیل کرده مسلط به چندزبانه مختلف از کشورهای مختلف به عنوان مهمانداران وخدمه هواپیماهای بین المللی مشغول خدمت بودند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The design certainly looks good on paper.
دیدگاه
٠

طراحی روی کاغذ صددرصد خوب بنظر میرسد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The boy forgot where he put his textbook.
دیدگاه
١

پسرفراموش کرد که کتابخودرا کجا گذاشته است.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
They decided to use a financial adviser to help them decide how to invest their money.
دیدگاه
-١

آنها تصمیم گرفتند از یک مشاور مالی استفاده کنندتااوبرای سرمایه گذاری ، آنهارا کمک کند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Her probity and integrity are beyond question.
دیدگاه
-١

پاکدامنی وصداقت او چنان زیاد است که مورد سوال قرار نمی گیرد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Measure for measure.
دیدگاه
٠

مقدار تاثیرگذاری را تعیین کنید

تاریخ
٥ سال پیش
متن
A puppet does not have life.
دیدگاه
١٣

یک عروسک موجود زنده نیست=یک عروسک زندگی ندارد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
We saw him only a month past.
دیدگاه
٠

ما فقط اورا یک ماه قبل دیده ایم

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The figurines are handmade, and each one is unique.
دیدگاه
٨

مجسمه ها دست ساز هستند ومانندونظیر ندارند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
a cosmopolitan traveler
دیدگاه
١

یک گردشگر جهانی، یک مسافر بین المللی، یک مسافرجهان گرد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
London has always been a cosmopolitan city.
دیدگاه
١

لندن همواره یک شهرباشهرت بین المللی بوده است ( لندن همواره یک شهرمعروف در دنیا بوده است

تاریخ
٥ سال پیش
متن
My stomach was churning on the day of the exam.
دیدگاه
٠

درروز امتحان معده درد داشتم ( جوش معده داشتم )

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Cashew nuts are rich in carbohydrate.
دیدگاه
٠

مغزگردو ( یابادام ) سرشاراز مواد مغذی ( نیروزا ) است

تاریخ
٥ سال پیش
متن
If you've never had Greek wine before, you really should taste this.
دیدگاه
٠

اگر قبلا شراب یونانی نداشته اید، باید مقداری از آنرا مزه کنی ( امتحان کنی )

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I've been sweating blood over this report.
دیدگاه
٢

من روی این گزارش خون دل خوردم ( سخت عرق ریختم )

تاریخ
٥ سال پیش
متن
We sweated blood to get the work finished on time.
دیدگاه
٠

ماعرق می ریختیم ( خون دل خوردیم ) تا کار به موقع تمام شود

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The illness had impaired his ability to think and concentrate.
دیدگاه
١

بیماری به توانایی وتمرکز فکری او آسیب رسانیده بود

تاریخ
٥ سال پیش
متن
A recurring knee injury may have impaired his chances of winning the tournament.
دیدگاه
١

آسیب مفصل زانوی اوممکن است مانع برنده شدن او شود

تاریخ
٥ سال پیش
متن
A sensitive child should not be mishandled.
دیدگاه
١

یک کودک حساس نباید مورد بدرفتاری واقع شود

تاریخ
٥ سال پیش
متن
This advertisement is calculated to attract the attention of housewives.
دیدگاه
٠

این آگهی برای جلب نظر زنان خانه دار درج شده است ( چاپ شده است )

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Here is an example of a TV advertisement telling the public about a new breakfast cereal.
دیدگاه
٠

دراینجا یک نمونه تبلیغات تلیویزونیوجودداردکه به عموم مردم درباره یک صبحانه جدیدتازه، سخن می گوید

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I wish to insert an advertisement in your newspaper.
دیدگاه
٣

من تصمیم دارم یک آگاهی در روزنامه شما درج کنم ( منتشر نمایم )

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Please post up this advertisement for our concert in your shop window.
دیدگاه
١٠

لطفا این آگاهی رابرای کنسرت ما روی ویترین مغازه تان نصب کنید

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The people went up to the bridegroom and the bride to bless them.
دیدگاه
-١

مردم رفتند تا به عروس وداماد تیریک بگویند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Let's drink to the bride and bridegroom!
دیدگاه
-١

اجازه دهید بسلامتی عروس وداماد شراب ( شربت ) بنوشیم

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Good wishes showered on the bride and bridegroom.
دیدگاه
-١

آرزوهای خوب ( دعای خیر ) برای عروس ودامادسرازیر شد ( همه دعای خیر برای آنها نمودند )

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The bride and bridegroom signed the register.
دیدگاه
-١

عروس وداماددفتر ازدواج را امضا و تصدیق کردند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The bride and bridegroom received their guests in the great hall.
دیدگاه
-١

عروس و داماد در سالن جشن عروسی از مهمانان خوداستقبال کردند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The bridegroom was late for the ceremony.
دیدگاه
-٢

شاه داماد دیروقت به مجلس عروسی آمد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Everyone worried when the bridegroom was late for the wedding.
دیدگاه
-٢

همه افراد نگران بودند که نوداماد ( شاه داماد ) دیر به جشن عروسی آمده است

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The bridegroom was late for the ceremony.
دیدگاه
-١

شاه داماد دیر به مجلس عروسی ( جشن عروسی ) آمد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
She has been promoted from deputy manager to senior manager.
دیدگاه
٢

اوازرتبه معاون رییس به ریاست ارشد ارتقاء یافته است

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I'd like you to meet Ann Gregory, my deputy.
دیدگاه
٢

دوست دارم شما بانماینده من ، آن گریگوری دیدارنمایید

تاریخ
٥ سال پیش
متن
The head teacher's deputy assists with many of his duties.
دیدگاه
١

معاون سرپرست معلمان دربساری از وظایف او، کمکش می کند

تاریخ
٥ سال پیش
متن
He has been elevated to deputy manager.
دیدگاه
١

اوبه مقام معاونت رییس ارتقائ یافته است

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I'm acting as deputy till the headmaster returns.
دیدگاه
١

من به عنوان معاون کارمی کنم تا وقتی رییس برگردد

تاریخ
٥ سال پیش
متن
His deputy replaced him as leader.
دیدگاه
٣

معاونش اورا به عنوان رهبر برگزید

تاریخ
٥ سال پیش
متن
A new deputy has not yet been appointed.
دیدگاه
٢

معاون جدید هنوزتعیین نگردیده است

تاریخ
٥ سال پیش
متن
I delegated my responsibilities to my deputy.
دیدگاه
٠

من مسووولیتهای خودم را به معاون خودواگذارکرده ام

تاریخ
٥ سال پیش
متن
It adds that, at current rates, the forests' will be effectively logged out within 40 years.
دیدگاه
-١

این گزارش اضافه می کند که با وضعیت کنونی جنگلهاظرف چهل سال ازبین خواهند رفت

تاریخ
٥ سال پیش
متن
Go back to Connection Information and check that users are logging out.
دیدگاه
١

به اطلاعات اتصال ( کاربران متصل ) برگردید و کاربران درحال خروج از سیستم را مشاهده کنید