موذنی

 موذنی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



counterstain٠٩:٥٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٥رنگ مخالف ، رنگی که جهت از بین بردن اثر رنگ دیگر بکار می رودگزارش
2 | 0
gross١٨:٣٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٤آزمایش یا بررسی بدون میکروسکوپگزارش
14 | 1
hyperreflexia٢٠:١٢ - ١٤٠٠/٠٥/١٢هیپررفلکسی - به معنای افزایش بیش از حد رفلکس ها است. اسپاسم یا پرش های عضلانی نمونه هایی از هیپررفلکسی هستند که دال بر بیماری سلول های نورون محرکه فو ... گزارش
7 | 0
hyperreflexia٢٠:١١ - ١٤٠٠/٠٥/١٢هیپررفلکسیگزارش
5 | 0
lordotic١٨:٣٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٢قوس وفرورفتگی ستون فقراتگزارش
7 | 0
tensor fasciae latae١٣:٠٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٢ماهیچه کِشنده نیام پهن یا عضله تنسور فاسیا لاتاگزارش
2 | 0
fibrous tissue١٠:٣٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٢بافت فیبریگزارش
2 | 0
platysma٢٣:٣٧ - ١٤٠٠/٠٥/١١عضله نازک ناحیه گردنی گزارش
5 | 0
sternocleidomastoid٢٣:٢٦ - ١٤٠٠/٠٥/١١ماهیچه جناغی ترقوه ای پستانکی یا عضله استرنوکلیدوماستوئیدگزارش
7 | 0
supraspinous١٨:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/١١فوق نخاعیگزارش
2 | 0
lifesaving٢١:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩زندگی بخش نجات بخشگزارش
5 | 0
supravalvular١٣:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩فوق آئورت ( لوله بالای دریچه آئورت )گزارش
5 | 0
pneumothorax١١:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩پنوموتروکس - پیدایش هوا یا گاز در محوطه جنبی یا در بین پرده جنب و دیواره سینهگزارش
5 | 0
pleural effusion١١:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩پلورال افیوژن یا تراوش جنبیگزارش
5 | 0
hemoglobinometer١٢:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧هموگلوبین سنج ، وسیله ای است آزمایشگاهی برای تعیین مقدار هموگلوبین خون که در آن از طریق رنگ سنجی استفاده می شودگزارش
5 | 0
trehalose٢٢:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦ترهالوزگزارش
5 | 0
gyrase١٩:١٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦ژیراز - مربوط به زیست شناسی و دی ان ا استگزارش
7 | 0
microthermoforming١٢:٣٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦میکروترموفورمینگ یا شکل دهی گرمایی در مقیاس ریز یا میکروگزارش
5 | 0
freeze dried١٢:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦منجمد خشک شدهگزارش
5 | 0
state of the art١٠:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢مرز دانش در زمینه مورد نظرگزارش
7 | 0
compositionality١٦:٢٥ - ١٤٠٠/٠٤/٣١ترکیب پذیری - در پزشکیگزارش
2 | 0
trigram١٨:٣٦ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠سه تاییگزارش
2 | 0
oxygenated blood١١:٠٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٤خون اکسیژن دار - خون آئورتیگزارش
7 | 0
notre dame١٠:٠٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٤عبارت نوتردام ( Notre - Dame ) از دو واژه Notre ( صفت مالکیت اول شخص جمع ) و Dame ( بانو ) تشکیل شده است و بنابراین به معنای �بانویِ ما� است. بانو در ... گزارش
7 | 0
newbie١٣:٤٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣[تازه کار] یک مبتدی در کار با اینترنت را گویندگزارش
7 | 1
versioning١١:٤٤ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣نسخه بندی - مربوط به رشته کامپیوتر استگزارش
9 | 0
bioinstrumentation٢٠:٠١ - ١٤٠٠/٠٤/٢٢تجهیزات ابزار دقیق پزشکیگزارش
2 | 0
bls١٥:١٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٢با حروف بزرگ BLS: مخفف دفتر آمار کارگری می باشدگزارش
2 | 0
power meter١٢:١٥ - ١٤٠٠/٠٤/١٣پاورمترگزارش
2 | 0
calorimetric١١:٤٥ - ١٤٠٠/٠٤/١٣گرماسنجی کالریمتریگزارش
2 | 0
amperometric١٠:٥٠ - ١٤٠٠/٠٤/١٣آمپرومتریگزارش
2 | 0
immunoassay١٨:٤١ - ١٤٠٠/٠٤/١٢ایمنی سنجیگزارش
9 | 0
neuroglycopenia١٤:٥٦ - ١٤٠٠/٠٤/١٢نورو گلیکوپنیگزارش
2 | 0
neuroglycopenia١٤:٤٢ - ١٤٠٠/٠٤/١٢نورو گلیکوپنی - کمبود میزان قند یا گلوکز خون باعث نوروگلیکوپنی می شودگزارش
2 | 0
naringin١٤:٠١ - ١٤٠٠/٠٤/١٢نارینژین یا نارینجین - یک نوع فلاوونوئید محلول در آب می باشد که در واقع یک آنتی اکسیدان است که فعالیت مهمی در سلامتی انسان ها دارد.گزارش
2 | 0
honorable mention٢١:١٨ - ١٤٠٠/٠٤/٠٤دیپلم افتخارگزارش
9 | 0
homosociality١٣:٢٠ - ١٤٠٠/٠٤/٠٣مربوط به تعاملات یا اجتماعات از یک جنسیتگزارش
2 | 0
suburban٢٣:٢٢ - ١٤٠٠/٠٣/٣١در اینجا بیشتر به معنی ییلاقی نشین است که افراد ثروتمند در مناطق خوش و آب و هوای اطراف شهر اقامت پیدا می کنند - حومه نشینی با زاغه نشینی متفاوت استگزارش
14 | 0
metopes١٧:٥٠ - ١٤٠٠/٠٣/٣١( معماری سبک دوریک ) بخش مستطیل شکل تزیینات دیواری، میتوپگزارش
2 | 0
snobbishness٢٢:٥٥ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠افادهگزارش
2 | 0
ice chest٢٠:٠٧ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠جعبه های یخدار برای خنک نگه داشتن - کولمن ( البته کولمن اسم شرکت سازنده آن است که بین ایرانیها مصطلح شده است )گزارش
2 | 0
icebox٠٨:٥٨ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠یخدانگزارش
2 | 0
commoditize٢٠:٠٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢٨کالایی شده - تبدیل به کالا شدهگزارش
2 | 1
bubble diagram١٠:٠٦ - ١٤٠٠/٠٣/٢٦نمودار حبابیگزارش
2 | 0
value system٠٨:٢٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢٦سیستم ارزشیگزارش
5 | 0
functionally graded materials١٣:٤٤ - ١٤٠٠/٠٣/٢٥مواد طبقه بندی شده تابعیگزارش
2 | 0
seat of government١٠:٠٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢٥محل نشست هیات دولت - دیوانخانهگزارش
2 | 0
built environment١١:٥٠ - ١٤٠٠/٠٣/٢٣محیط ساختگزارش
7 | 1
gated community١١:٠٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢٣اجتماعات محصورگزارش
5 | 1
domesticity٠٧:٥٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢٣وطن بومی گرایی زندگانی خانگیگزارش
7 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده