موذنی

 موذنی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



unpractical١٥:٥٥ - ١٤٠٠/٠٨/١٨غیرممکنگزارش
2 | 0
shibui١٢:٣٤ - ١٤٠٠/٠٨/١٨شیبوی : واژه ژاپنی که به زیبایی شناسی خاصی از زیبایی ساده، ظریف و محجوب اشاره دارد.گزارش
2 | 0
contextualized١٠:٣٠ - ١٤٠٠/٠٨/١٨معماری - زمینه یابی شدهگزارش
2 | 0
biblioteca١٧:١٥ - ١٤٠٠/٠٨/١٥ریشه این کلمه اسپانیایی است و به معنی کتابخانه - مجموعه کتب - فهرست کتب می باشد.گزارش
2 | 0
grija١٤:٢٣ - ١٤٠٠/٠٨/١٤کلمه grija ریشه رومانیایی دارد و به معنی مراقبت - توجه به کار می رودگزارش
2 | 0
cosubstrate١٧:٤٥ - ١٤٠٠/٠٨/١٠سوبسترای دوم یا سوبسترای دیگر یک آنزیم چند سوبسترایی است که اغلب، به طور خاص به کوآنزیم آن اشاره می شود.گزارش
5 | 0
conformational change١٢:٤٢ - ١٤٠٠/٠٨/١٠تغییرات ساختاری، تغییرات کنفورماسیونی، تغییر در شکل مولکولهای ناشی از عوامل محیطیگزارش
2 | 0
net charge٢٠:٢٣ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩شارژ خالصگزارش
2 | 0
oxidant١١:٠٣ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩اکسیدانگزارش
2 | 0
methylation١٠:٣٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩متیل دار شدنگزارش
5 | 0
caveola١٨:١٢ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨کاویئولاگزارش
2 | 0
caveola١٨:١٢ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨حفره غشایی - گوده یا فرورفتگی کوچک در غشای یاخته است که در نتیجه بیگانه خواری تشکیل می شود و سپس بسته می شود.گزارش
5 | 0
vacuole١٥:٤٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨حباب ، حفره توخالی ، واکوئل ، حفره توخالی کوچکی در پروتوپلاسم یاختهگزارش
2 | 0
trifunctional١١:٢٥ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨سه عاملیگزارش
2 | 0
antiporter٢٢:٢٣ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧آنتی پورتر واژه مصوب فرهنگستان: پادبرگزارش
2 | 0
drying oil١٥:٤٩ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧روغن خشک شونده در معرض هواگزارش
2 | 0
fat pad٢٠:٥٠ - ١٤٠٠/٠٨/٠٦پد چربیگزارش
9 | 0
moiety١٩:١٠ - ١٤٠٠/٠٨/٠٦تکه مولکولیگزارش
5 | 0
cristae١٠:١٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٦جمع crista به معنی کاکل ، کریستا ، تاج. یکی از برآمدگی ها که برجستگی هاگ ها و گرده ها را تشکیل می دهد و توسط قائده های طویل منحنی شکل که برخی اوقات ب ... گزارش
21 | 0
bioenergetics١٦:٥٩ - ١٤٠٠/٠٨/٠٥بیوانرژیتیک ، ایجاد کننده انرژی زیستیگزارش
5 | 0
net effect١٥:٣٦ - ١٤٠٠/٠٨/٠٤اثر برآیندی - اثر خالص - اثری که پس از حذف و اضافه کردن نیروهای مختلف به جای می ماند.گزارش
5 | 0
nitrogen bases١٤:٤٨ - ١٤٠٠/٠٧/٣٠باز نیتروژن دار باز نیتروژنهگزارش
5 | 0
homeyness٢١:٤٢ - ١٤٠٠/٠٧/٢٩دنجیگزارش
2 | 0
deceptively١١:٣٠ - ١٤٠٠/٠٧/٢٩اغوا کننده گمراه کننده گول زنندهگزارش
2 | 0
bamenda٢١:١٧ - ١٤٠٠/٠٧/٢٨نام شهری در کامرونگزارش
2 | 0
phrasal verb١٠:٣٢ - ١٤٠٠/٠٧/٢٨افعال عبارتیگزارش
7 | 0
straightness١٣:٠٠ - ١٤٠٠/٠٧/٢٢استقامتگزارش
2 | 0
dry flower١٠:٣٣ - ١٤٠٠/٠٧/٢١گل تزئینی خشک شدهگزارش
2 | 0
dry flower١٠:٣٠ - ١٤٠٠/٠٧/٢١گل مصنوعیگزارش
2 | 0
inalienable١٣:٥٨ - ١٤٠٠/٠٧/٢٠غیر قابل انکار - تغییر ناپذیرگزارش
5 | 0
mother earth٢١:٥٦ - ١٤٠٠/٠٧/١٣مام میهنگزارش
12 | 1
keep one٢١:٥٣ - ١٤٠٠/٠٧/١٣زندگی معقول و واقع گرا داشته باشد - خود را گم نکردنگزارش
2 | 0
learned man١٩:٠٣ - ١٤٠٠/٠٧/١٣عالم دانشمند باسواد خودآموختهگزارش
5 | 0
destructiveness of time١٩:٥٨ - ١٤٠٠/٠٧/١٢تخریب در اثر زمان یا اثر تخریبی گذر زمان ( برای اشیا و. . )گزارش
2 | 0
ration book١١:٠٣ - ١٤٠٠/٠٧/١١دفترچه کوپن جیره بندی غذاگزارش
2 | 0
gives the creeps٢١:٣٢ - ١٤٠٠/٠٧/٠٨کسی را مضطرب کردن و ترساندن، کسی را منزجر کردنگزارش
2 | 0
reforming١١:٣٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧اصلاح کنندهگزارش
2 | 0
speed up١٢:٢٦ - ١٤٠٠/٠٧/٠٦شتابانگزارش
2 | 0
semidetached house١٩:١٣ - ١٤٠٠/٠٧/٠٤خانه نیمه مستقلگزارش
12 | 1
put together١٧:٢٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢کنار هم گذاشتن برای مقایسهگزارش
7 | 0
brought about١٣:٤١ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢ناشی شدن ازگزارش
5 | 1
brought about١٣:٤٠ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢باعث ایجادشدنگزارش
2 | 0
disclosing١٣:٣٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢فاش - افشا - اگر همراه با فاعل باشد می شود افشاگر ، افشاکنندهگزارش
5 | 0
self narrative١٩:٥٩ - ١٤٠٠/٠٦/٣١خودروایتی - خودگوییگزارش
2 | 0
extreme case١٦:٢٧ - ١٤٠٠/٠٦/٣١وضعیت حدی - وضهعیت فرینگزارش
2 | 0
excavation١٣:٢٢ - ١٤٠٠/٠٦/٣١نبش قبر یا کاوش در گذشته کردنگزارش
5 | 0
self identity٢٢:٣٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٧خودشناسیگزارش
12 | 0
normativity١٦:٣٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٧هنجارپذیریگزارش
2 | 0
beate٠٨:٣١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٧بئاته - اسمی است در کشورهای مختلف نظیر آلمان، سوئد، نروژ و. . . برای خانمها استفاده می شودگزارش
5 | 0
self presentation٠٩:٣٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٦خودنماییگزارش
9 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده