Mary.hb

Mary.hb

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



make a claim١٣:٤٤ - ١٤٠٠/٠٣/١٦مطالبه کردن. درخواست کردنگزارش
12 | 1
available١٥:٢٠ - ١٤٠٠/٠٣/١٤I'm not available tomorrow ! فردا نمیتونم، کاردارم. وقتم آزاد نیست گزارش
9 | 1
curry١٢:٥٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٩یک نوع غذای تایلندی یا هندیگزارش
9 | 2
wage earner١٢:٥٧ - ١٣٩٩/١٠/٢٩حقوق بگیرگزارش
12 | 0
rolling on the floor laughing١٩:٤٠ - ١٣٩٩/١٠/٢٨از خنده پخش زمین شدنگزارش
2 | 0
cruise١٣:٣٤ - ١٣٩٩/١٠/٢٨وبگردی کردن. گشت زنی در اینترنتگزارش
5 | 2
miscreant١٢:٥٩ - ١٣٩٩/١٠/٢٨در انگلیسی هندی: دزد. راهزنگزارش
2 | 1
Oz١٢:٥٢ - ١٣٩٩/١٠/٢٨مخخف استرالیا رایج در میان اهالی استرالیاگزارش
14 | 0
reeve١٢:٤١ - ١٣٩٩/١٠/٢٨در کانادا:شهردارگزارش
2 | 0
AX١٥:٥٦ - ١٣٩٩/١٠/٢٧عزل کردن. از شغل یا سمتی برکنار کردنگزارش
9 | 1
its up to you١٥:٤٨ - ١٣٩٩/١٠/٢٧وظیفه یا مسئولیت تو استگزارش
5 | 1
come to terms with١٨:٣٥ - ١٣٩٩/١٠/٢١پذیرفتن و کنار اومدن با یک موقعیت سخت و غم انگیزگزارش
14 | 1
come on١٥:٤٣ - ١٣٩٩/١٠/٢١( برنامه تلویزیونی ) پخش شدن، نشان داده شدنگزارش
12 | 1
set back١٩:٤٣ - ١٣٩٩/١٠/١٩Set back your clock five minutes ساعتت رو پنج دقیقه عقب بکشگزارش
9 | 1
bring down١٥:٥٦ - ١٣٩٩/١٠/١٧پایین کشیدن از قدرت. به زیر آوردن از قدرتگزارش
14 | 0
fixing١٣:١٢ - ١٣٩٩/١٠/١٠تبانی. تقلبگزارش
7 | 1
nutty as a fruitcake١٩:٢٨ - ١٣٩٩/١٠/٠٨آدم عجیب غریب و غیر عادیگزارش
2 | 0
shockingly٢١:٤٥ - ١٣٩٩/١٠/٠٧بطرز بهت آوریگزارش
0 | 0
mousy١٦:١٧ - ١٣٩٩/١٠/٠٦خسته کننده. کسل کنندهگزارش
5 | 0
mousy١٥:٢٩ - ١٣٩٩/١٠/٠٦ترسو. کم رو. خجالتیگزارش
5 | 0
fed up١٩:٠٢ - ١٣٩٩/٠٩/٢٩ذله شدن. خسته شدنگزارش
9 | 1
has a hard time١٣:٣٦ - ١٣٩٩/٠٩/٢٩سخته. مشکله I have a hard time doing sth در انجام کاری مشکل دارمگزارش
7 | 0
the next thing i knew١٤:٠٣ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨بعد یهویی. . . . .گزارش
23 | 0
in the distance١٢:٢٢ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧از دور. دورادور. با فاصلهگزارش
7 | 1
tried١٢:٥٥ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥کسی که در دادگاه مورد دادرسی یا محاکمه قرار گرفتهگزارش
18 | 1
serve a sentence of١٢:٤٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥دوره محکومیت را گذرااندن در زندان بودنگزارش
18 | 0
prosecute١٢:٤٥ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥محکوم کردن. مجرم اعلام کردنگزارش
12 | 0
lab technation١١:٥٠ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨تکنیسین آزمایشگاهگزارش
7 | 0
on the ground that١٢:٠٢ - ١٣٩٩/٠٨/٢٥به این دلیل که . . .گزارش
14 | 0
court case١١:٢٤ - ١٣٩٩/٠٨/٢٥پرونده قضاییگزارش
34 | 0
reputedly١٣:٢٤ - ١٣٩٩/٠٨/١٢بقول معروفگزارش
7 | 0
walk off with١٧:٠٩ - ١٣٩٩/٠٨/١٠چیزی را دزدیدن و جیم شدنگزارش
7 | 0
word processing١٥:٠٢ - ١٣٩٩/٠٨/٠٩به فرایند تایپ، ادیت، ذخیره و پرینت متن ها در کامپیوتر گفته می شودگزارش
23 | 1
rose cheeked١٢:٣٩ - ١٣٩٩/٠٨/٠٨لپ گلی. rosy cheeked گزارش
0 | 0
up to the eyes١٤:٢٤ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨خیلی کار دارم. سرم شلوغهگزارش
12 | 1
under one's roof١٤:٠٣ - ١٣٩٩/٠٧/٢٦زیر یک سقف بودن. با هم زندگی کردنگزارش
5 | 0
service charge١٢:٥٧ - ١٣٩٩/٠٧/٢٤حق سرویسگزارش
7 | 0
situations vacant١٢:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/٢٤بخش نیازمندی روزنامه هاگزارش
7 | 0
under false pretenses١١:١٦ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣بافریب. بادروغ. با تظاهر. با اغفال کردن. با گول زدنگزارش
5 | 0
of no fixed abode١٠:٣٠ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣بی خانمان. بی جا و مکانگزارش
5 | 0
please oneself١١:٢١ - ١٣٩٩/٠٧/٢٢هرکاری می خواهی بکن ( به من چه )گزارش
5 | 0
be miles away١٠:٥٠ - ١٣٩٩/٠٧/٢٢فکرت جای دیگه ای بودن حواست جای دیگه ای بودن توی باغ نبودنگزارش
5 | 0
be down to someone١٣:٤٨ - ١٣٩٩/٠٧/١٨به دلیلِ. به علتِ. به خاطرِگزارش
12 | 1
fall into the trap of doing sth١٠:٢٦ - ١٣٩٩/٠٧/١٠اشتباه کردن. دچار اشتباه شدن. مرتکب اشتباه شدنگزارش
0 | 1
sit tight١٠:٢٠ - ١٣٩٩/٠٧/١٠دست روی دست گذاشتن و کاری نکردنگزارش
16 | 1
chip on one's shoulder١٠:١١ - ١٣٩٩/٠٧/١٠عقده داشتن. کینه داشتنگزارش
23 | 1
sweep sb along١١:٣٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٩کسی را بسیار درگیر و تحت تاثیر ( احساسات یا یک موقعیت یا حادثه ) قرار دادن Be/get swept along بسیار غرق و درگیر حادثه یا احساسی شدن که بقیه چیزها را ... گزارش
7 | 0
daylight robbery١٠:٣٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨دزدی در روز روشن. ( وقتی چیزی خیلی گرون باشه )گزارش
9 | 1
gloss over١٠:٥٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٤اهمیت ندادن. نادیده گرفتن.گزارش
12 | 0
leave hanging١٠:٣٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠١حل نشده باقی ماندنگزارش
0 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده