پیشنهادهای نورعلی بئوار الیما(کر آیاپیر) (٨١٩)
آوایی کهن که در مراسم عروسی لرهای فیلی نواخته می شود.
زبان های لری ( ۱ ) نام زنجیره ای از زبان ها، گویش ها و لهجه های است که میان مردم لرتبار متداول است لرها، یک نژاد گسترده هستند و لری نیز یک زبان نیست ...
از طوایف لر جنوبی اخیرا این طایفه را از لر جدا دانسته و فارس نامیده اند اما آیا طایفه لر و لرنژاد است
از طوایف لر جنوبی
بردین از اسامی کهن لری به معنای سنگی، رویین تن، محکم و استوار بَرد:سنگ این:پسوند صفت ساز لری مانند گَدین:شکمو ( گَده:معده، شکم این: پسوند صفت ساز ) ...
از اسامی اصیل و کهن لری بختیاری به معنای عقرب معمولا درکنار این اسم بَردین را هم می آورند به معنای رویین تن
گَژمدُر از اسامی کهن لری بختیاری به معنای دختر پهلوان و رشید گَژم:تنومند، رشید، پهلوان، جنگجو پُر:دختر. معمولا گژمکر و گژمدر را در کنار هم نام می نه ...
گَژمکُر:از اسامی کهن لری بختیاری به معنای فرزند پهلوان و رشید گَژم:تنومند، رشید، پهلوان کُر:پسر، فرزند
از اسامی کهن لری ترکیب یافته از واژه کهن ویر به معنای به یاد ماندنی، فراموش نشدنی
طایفه ی بزرگ میر ارکوازی که بزرگ ترین طایفه ی ایل ارکوازی را تشکیل میدهد از نسل شاهان لر تبار لرستان کهن هستند پس دلیل پانکردان چیست که ارکوازی را کر ...
از آنجا که متاسفانه این برنامه فعالیت های من را محدود کرده در اینجا پاسخ کاربر لکستانی را میدهم دوست عزیز شما اشتباه برداشت کردید من از آنجا به پانک ...
هی برویی برارکم ابلفضل پاپی لر:درفشدار اصالت
دره ای که شاهد حماسه لرها در نبرد با انگلیسی ها بود که به دلیل گرفتن تلفات سنگین از انگلیسی که نیروهایش از کشور مستعمره هند بود به این نام شهرت یافت ...
برای این واژه این همه معادل در زبان لری هست اَلاجن، بَلاجِوی، بَد شِلق؛ اَنتَر؛ جند بالا قاش؛ جِند فرشتِه؛ جند ملاکه؛ جِندلاکه؛ تَلِکِه؛ داوار؛ گَرّ ...
لری بختیاری تَرنَم:مرطوب
یکی از محل هوایی که به زور ایل شیخ بزینی لر تبار در اینجا سکنی گزید
در پاسخ به کاربر بابک شما با بی احترامی هاتون نه تنها چهره ی شوم و متعصب خود را آشکار نمودید بلکه باعث بدنامی قهرمان ملی ما بابک خرم دین شدید. به چه ...
لری بختیاری سِنَرَه:مثلث
لری بختیاری چارپَر، چارنَرَه:مربع
لری بختیاری مَرُهما: غیر قابل تخریب
لری بختیاری بای، دَنگ، اِنگ، کوهل، نَخووی: مشکل ، ایراد، مسئله
لری بختیاری اَلَنگار، مِل مِن تیَه:مزاحم
لری بختیاری ژوربیشی: مسابقه ژوربیشیَل: مسابقات
لری بختیاری سَروا، وِگَشت، تِراسا:مسافر تِراسِسِن:مسافرت
لری بختیاری وَگَه ریگِر: مستجاب الدعوه
لری بختیاری سَرژِخو، بُک:مستقل سَرژِخوگِری:استقلال
لری بختیاری پِندِلَوی، تَئمِرِّ، تیستَئمره، دَنگدَنگ:مسخره، تمسخر
لری بختیاری اَسووار وُیدِن وُر کَهد:مسلط شدن
لری بختیاری والازور:مسلط
لری بختیاری دَواخَر:مسموم
لری بختیاری دَرتین، بایار، وَنَهزُو:مریض، درمانده
لری بختیاری دِلنادَه:مطئن دلنادوَله: مطمئنا
لری بختیاری زنوازن، فروشدروش، ردوبد: معامله
لری بختیاری دِزَه، بُر: معاهده
لری بختیاری دَسمازَه:معاینه
لری بختیاری ریوُراست: مستقیم ریوُراستوَلَه: مستقیما
لری بختیاری ریتنا
لری بختیاری دِهرژِگَس، دِهرمِژال، نَشاستَه:بدموقع
لری بختیاری گُئدُلُئد، گوفتُلُفت:طرز صحبت
لری بختیاری کُلوِسَر، رِپِنا، پاوَن:طاقت فرسا
لری بختیاری نُکول کِرتِن:انکار
لری بختیاری مات:مزرعه
برای این واژه بیگانه این همه معادل در لری بختیاری هست نَک، گَرت، پِستُپِلُو، جَوَند، جَوَنگ، هیردِهَلُو، هُلُپِست
لری بختیاری رِپِهسَّه، رومِهِسَّه: مخروب
لری بختیاری رومنیدِن، پوینیدِن، رِپِنیدِن:تخریب، خراب کردن، پکاندن
لری بختیاری کِتِن، بَنت:اتصال کِتن وُیدَه: متصل
لری بختیاری نوهت
سنتی کهن و قدیمی ریشه در عقاید کهن ایرانی و مهر پرستی کهن که در بختیاری باقی مانده
در پاسخ به کاربر حسین اول آنکه دخالت در امور دیگران چهره ی منفور شخص را آشکار میسازد. در این صفحه دو همبتار و دوست و برادر کاملا برادرانه در حال انتق ...
لری بختیاری خورگ، گُر، گُرُشت، بِر، سوزنا، جوشنا:شعله