پیشنهادهای کَّۆگِ تاراز (١,٠٨٣)
از طوایف لر تبار ساکن در بحرین
استان ایلام ناحیه ای لرنشین است و سابقه ی لری این منطقه در ادوار تاریخی نمایان بوده است چنانچه نام پیشین این استان نیز لرستان پشتکوه از سرزمین های تا ...
لری بختیاری هُکُرَّه:حفره
این واژه پارسی است. در گذشته های بسیار دور ایرانیان لاشه ی مردار خود را بر سر تپه ای منصوب به گَم می نهادندتا بپوسد سپس استخوان هایش را دفن می کردند ...
لری بختیاری سِرواز، غِم: اعتراض غِمنیدِن: اعتراض کردن غِمنا:معترض غِمنایَل: معترضین
لری بختیاری مُلمُل کِردِن
لری بختیاری اِنگَل وِنگَل:آخر الزمان، اشوب، هرج و مرج در سطح جهانی
لری بختیاری زِئرسَریمار، لیسَگ:حلزون
لری بختیاری رات، بُتُلمَه
لری بختیاری کُرَّو، کُچ، کُچکُرَو، بوف، پِر:تاول
لری بختیاری قریاز، تَین سالی ( tayn sali )
وَلَو یا گِئولَو ( آلبانی ) به معنای داداش ( اصطلاحی که برای صدا زدن به کار میرود نه به معنا و مفهوم مطلق برادر ) بسیار متشابه با گِئو یا گَگَه در لر ...
در لری بختیاری نیز همین گونه متداول است
در لری بختیاری نیز همین گونه متداول است
در لری بختیاری کَوِلاکَه، کَلاشَه، کَشکَوُر
در لری بختیاری آغاز، شروع، کنایه از بهانه برای شروع کردن سخن، اغاز کردن گفتار
در پاسخ به کاربرانی که را لری را گویش خواندند. این کار دو جهت دارد. 1. حماقت، جهل و بی سوادی2. تعصب و دشمنی خطاب به کاربری که لری را گویش خواند، شما ...
همچنین نام ایزد رشنو، که فرشته و ایزد دادخواهی و دادگستری است، میتواند مرتبط با این طایفه باشد
لری بختیاری نِگبَه
لری بختیاری نِگبَه:قوت قلب، تشویق دلگرمی
این همه معادل برای این واژه بیگانه در لری بختیاری هست شُرتِلیغّ، هِیزَه، جی یَر تَه، باریکی، اِشکَم سُستَه، رِه، شورست، شیوسته، شووَه، اشکم رَو
لری بختیاری هاتاهاتا
لری بختیاری چِلبَر
لری بختیاری کُتاکُت، هَنَسکو
لری بختیاری تِئخ، اُستِرَ:تیغ
لری بختیاری زینگَس، اوژارگَس
لری بختیاری زین، اَوژار:اسلحه
در لری بختیاری زینین یا زیندار
لری بختیاری تَرا، اَماوَند:توانا
لری بختیاری تَپتَپُو
لری بختیاری یَگِلَ
لری بختیاری مِنتِل:عضو مِنتِلیهْ: عضویت
لری بختیاری مِنتِلَل:اعضا
لری بختیاری وینیاینیدِن:رعایت کردن وینیای:رعایت وینیاینا:رعایت کننده وینیایهِستِن:رعایت شدن
لری بختیاری آپتِن، تاتُونیدِن:کشف کردن
لری بختیاری زُپِمُونیدِن:قرض دادن، واک دادن
لری بختیاری گَخنَه:حجم
لری بختیاری گِردَوُیی، لُکاسَه: اجتماع
لری بختیاری گوزَگ، گوجَگ یا گوژَگ:قوزک
لری بختیاری مَلگَم:بلغم
واژه ای کهن و البته پارسی که از واژه پهلوی سَرداریه ( سرداریَگ ) پهلوی مشتق شده است. این واژه از مناصب نظامی در دستگاه و دیوان پهلوی بوده و طبق فراین ...
از واژگان کهن ایرانی در عیلامی توپیر. پارسی پهلوی دپیر. فارسی امروزی دبیر
لری بختیاری تیک تاک: واحد
لری بختیاری خُگِمُوkhogemow:شکاک
لری بختیاری بُنکو: املاک شراکتی
لری بختیاری ژه دینداس، مِنپُشت:از این به بعد
لری بختیاری بَنگرَس
لری بختیاری تَپتیلُوtaptilow:اهل بیت، بچه های قد ونیم قد
از خوانین بزرگ بختیاری از باب بختیاروند ( بهداروند ) و از سرداران شجاع لرتبار که در جنگ با شاهان ظالم نقش بسزایی داشت. روحش شاد و نامش جاودان برویی ز ...
برویی ابلفضل پاپی کلماتی که گذاشتید اکثرا در لری بختیاری نیز موجود هست برویی بر شما که از زبان کهن لری نگاهداری می کنید برویی لرسو، برویی زایار لر