واژگان لری

پیشنهاد کاربران

📒بیست لغت از واژگان گویش لری ثلاثی ( سه گانه )
#زبان_لری
گویش لری ثلاثی، زبان شناسان به گویش لری مردم شهرهای بروجرد، ملایر و نهاوند و مناطق مجاور آن می گویند.
در زیر با چند واژه از این گویش شیرین از درخت تنومند زبان لری آشنا می شویم.
...
[مشاهده متن کامل]

@donyaylor
Risaala garde : ﭘﺸﺖ ﮔﺮﺩﻥ
Tirick ( anaare tirick ko ‏ ) : ﺩﺍﻧﻪ ﮐﺮﺩﻥ ، ﺍﻧﺎﺭ ﺭﺍ ﺩﺍﻧﻪ ﮐﻦ
Taayi che : ﮐﯿﺴﻪﺍﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﻣﺜﻞ ﺧﻮﺭﺟﯿﻦ
Jamom : ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺗﯽ ﮐﺎﺭ ﻧﮑﻨﺪ ﻭ ﯾﮏﻣﺮﺗﺒﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ
ﮐﺎﺭ ﮐﻨﺪ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﭼﻮﻥ ﺗﻮﺍﻥ ﮐﺎﻓﯽ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻧﯿﺴﺖ
Gizhen e dar : ﭘﺎﺷﻨﻪ ﺩﺭ
Gong e ow : ﺭﺍﻩ ﺁﺏ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﻭﺝ ﭘﺴﻤﺎﻧﺪ ﺑﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﺧﺎﻧﻪ
Diyaar : ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﻭ ﺁﺷﮑﺎﺭ
Diyaar e saret vaa : ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﺕ ﺑﺎﺷﺪ
Nesaar : ﺳﺎﯾﻪ
Tiyaar : ﻣﻬﯿﺎ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻥ
Daasoola : ﺩﺍﺱ ﮐﻮﭼﮏ
Alijak : ﺩﺳﺘﮑﺶ
Woraa joneyd : ﺗﺎ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ
Ghareowl : ﺷﺒﻨﻢ
Gooreow kanda : ﺗﺎﻭﻝ ﺯﺩﻩ
Dor : ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ
Dor : ﻗﻨﺪﯾﻞ
Paya : ﺳﻮﺧﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭘﺴﻤﺎﻧﺪ ﺍﺣﺸﺎﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ
Moochoola : ﻧﻮﻉ ﮐﻮﭼﮏﺗﺮ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﻪَ ﮐﻪ ﺟﻬﺖ ﺳﻮﺧﺖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ
ﻣﯿﺸﻮﺩ
Hima : ﭼﻮﺑﯽ ﮐﻪ ﺟﻬﺖ ﺳﻮﺧﺖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ
#زبان_لری #بروجردی #ملایری #سیلاخوری
▰▱▱▱▱▱▱▱▱▱▱▱▱▰

بررسی معادل های واژۀ پرنده در زبان مردم لر
#زبان_لری
واژه ی پرنده که امروزه گروههایی از مردم لر به کار می برند بدون شک لری نیست هرچند خود واژه پر در لری وجود دارد ولی واژۀ پرنده طی دهه های اخیر وارد لری شده و در حال کنار گذاشتن معادل های لری است.
...
[مشاهده متن کامل]

در لری به پرنده بالنده یا بالنه می گویند ( مشتق از بال ) . در برخی گویش ها با اندکی تغییراتی در تلفظ به صورت باهنده و باینده بالونده . . . . . گفته می شود که مشتق از همین ریشه است.
در زبان لرستان فیلی ( لکی، مینجایی ) علاوه بر بالنه و بالنده معادل دیگری وجود وارد که مینجایی ها بیشتر آن را مل ( mal ) و لک ها بیشتر مله ور ( malavar ) می گویند هرچند برخی نواحی لک ومینجایی هر دو صورت آن را به کار میبرند. از لحاظ ریشه شناسی نیز مل یا مله ور با واژه ملخ فارسی ریشه مشترک دارد ( یعنی موجود پرنده )
استاد رحمانپور در یکی از ترانه های مینجایی خود میسراید:
تَل هُشکِ سرِ دار نومته دونه ( ای کسی که شاخه خشک روی درخت نامت را می داند )
مَـل بئ لیز، مینِ مُشتت میکَه لونه ( و پرندۀ بی آشیان در مشت تو لانه می سازد ( ازفرط مهربانی و مظلوم نوازی ات )
▰▱▱▱▱▱▱▱▱▱▱▱▱▰

بلکنش یعنی =تکونش بده
لری بختیاری
اَنَه، هَناس، کَپ، هِک:نفس
لری بختیاری
پیا:مرد ( رایج در لری بختیاری چارلنگی )
پیای:مرد ( رایج در لری بختیاری هفلنگی )
زِهنَه:زن ( رایج در لری بختیاری چارلنگی )
ژیٚنَگ:زن ( رایج در لری بختیاری هفلنگی )
لری بختیاری
نَنَرنَما: دوجنسه، ک. ونی
لری بختیاری
دُمال وه یَک رِئز:فتنه گر، فتنه جو، یاغی، شورشی
این واژه ی مرکب و زیبای لری نهایت سادگی و قدمت این واژه را نمایان می کند
دو:۲
مال:خانه، خانواده، منطقه عشایری
وه:به
یَک:هم
رِیز:ریز
لری بالاگریوه ای
چوک:سنگ هایی که روی هم میذاشتن برای دعا یا بچه آوردن یا هر چیزی روبروی امام زاده یا کمی دوره ولی مستقیم روبه امام زاده
اینجا حوصله بحث ندارم اینجا برای شعر های شما نیست گمشوووووو بچه ک. . .
پانترک گمشو از اینجا بیرون واژگان لری برای واژگان لری هست نه برای چرت و پرت های شما اینجا رو دیگه به گند نکشید
گِیژ: گیج
گیژالی: نقطه وسط سر
هماری: زمین هموار، زمین صاف
مثلت لری :
گاؤئی مئ کورنَه، نؤ مِه شیرش با
گاوی بانگ میزنه که روزانه نه من یعنی ۲۷ کیلو شیر داشته باشه.
کورَه/ کورَنِه = نام بانگ و صدای گاو
مِه = مَن ( واحد وزن برابر با سه کیلو )
این مثلت لری به معنای اینه دعوی بزرگی از هرکسی پذیرفته نیست.
م. شرفی چگنی
گِنِن: کسی که تودماغی حرف می زند و مشکل تکلم داره
پِرَتَه: یه بار� بازو بسته شدن� چشم میشه
پِرتَه پِرت چَشایشَ: یعنی چشمانش با سرعت باز و بسته میشه
اِیسِه:
اُوسِه:
اُوسِناتکَه:
گِری:
گِری پِیش:
گِری تر:
روز:
روزی تِر:
روزگاری:
اوّلِ صُو:
هَن هَن صُوئِی:
نِزیک صوئِی:
دَمِ صُوئِی:
صُوو:
دِماصُو:
دَم نِیمَرُویی:
...
[مشاهده متن کامل]

نِیمَرُو:
دِما نِیمَرو:
دَم. ایوارِه
دمَ دَم اِیوارِه:
اِیوارَه:
دِمااِیوارِه:
شُوو:
شُوگار:
نِصفِ شُو:
آخِر شُو:
دِما شُوم:
دِینیا:
پَرِیر:
پَس پَرِیر:
صُوو:
دوصُوو:
سه صُوو:
قَدیم:
دِه قَدیمیا:
زُوی:
دِیر:
اِیمسال:
سالی تِر:
سال دِگَرِی تِر:
پار:
پِیرار:
پَی پِیرار:
پِیرار سال:
قِرن:
دِیشُو:
پَریشُو:
پَس پَریشو:

لری بختیاری
زیتَر: قدیم، قدیمی
زیتَری یَل: قدیمی ها، گذشتگان
در پاسخ به کاربر اسماعیل
برابر واژه ی کت فت که فرمودید در لری بختیاری تَشتَک رَشتَک
می باشد. یعنی عجولانه کار کردن، کار بیهوده و بی فایده
کلیک : انگشت ، به نظر می آیند همانندی با کلیک دانش رایانه دارد .
لیوَه: با یای مجهول به معنای دیوانه است .
مِل: گردن
پِت: در زبان لری به بینی و یا دماغ می گویند .
گییَه: در زبان لری به شکم می گویند
مِرک : در زبان لری به آرنج می گویند .
کِتِ فِت و گاهی واو مابین دو واژه می آید : در گویش لری در شمال لرستان به کارهایی که کسی انجام می دهد و نوعی خرده کاری تقریبا بی هدف است اگر گویشوران ارجمند پیشنهاد و یا برابر دیگری برای آن دارند بگویند .
مَرُو: در بخشی از شمال لرستان و منطقه اشترینان به مرغزار فارسی می گویند .
شک یعنی طرح
شک دار یعنی طرح دار
مثال ماکارونی شک دار یعنی ماکارانی طرح دار
لری بالاگریوه ای
تمی یعنی زمانی
هر کاری تمی داره هر کاری زمانی داره
کلمه تم احتمالا هم ریشه با تایم انگلیسی هست
لری بالاگریوه ای
هیرد:خورده
هیردله:خورده
پسوند له دقیق مانند کوشکله هست
سر ریت یعنی سر کچل لری مینجایی
کلمه لری بالاگریوه ای
گرگاسله:حیوانی میان گرگ و کفتار
مثلا برای نوزاد ها شعر می خوانند گرگاسله ای بیا بورش
کلمه لری مینجایی
کُرپی: زیر پل، زیرگذر
بعد خیلی وصل شدم کلمه لری مینجایی
مُردالید: بوی مرده ؛مرده ای که خاک نشده باشه بوی بد بده و به عنوان مثال میگن بو مردالید دی
برخی واژگان لری:
واژگان لریواژگان لری
جناب کرآیاپیر ، خیلی بابت فعالیت شما در این سایت و تلاش هایتان سپاسگذارم کاش قوم لر چندین نفر مثل شما داشت ، پانکرد بشدت در حال کردسازی قوم لر است دیده طوایف لر بزرگ اتحاد دارند ، داره سمت لک و لرکوچک میره دلفان که متاسفانه دیگه لباس کردی میپوشن!! خیابان های کردستان عراق را به نام بزرگان لر و بختیاری می زنند مانند قدم خیر قلاوند، روی پروفایل سردار اسعد و علی مردان خان با پس زمینه کردستان جعلی میزنند ، لرفیلی عراق در خطر نابودی هویت است و ده سال دیگر میگن همه آنها کرد هستند.
...
[مشاهده متن کامل]

باید در برابر این حجم بیشرفی پانکرد چه کرد؟؟؟
واقعا نمیشه سکوت کنیم ، بعد بیشترین کسانی که روی لهجه بودن زبان لری اصرار دارن هم همین اکراد عراقی هستند

لری مینجایی
بووه، بوعه، بوا، باوه
اکثریت قاطع از ۳ کلمه اول استفاده میکنند مانند خرم آبادی ها، پ ایل پاپی، قلاوند، هلدی، چگنی و. . بعضی از طوایف دیگر مانند طوایفی از دیرکوند از باوه استفاده میکنند
لری بختیاری
کُرُم:پسرم
کُرِت:پسرت
کُرِت:پسرش
کُرمُو:پسرمان
کُرمُو:پسرتان
کُرسُو:پسرشان
جملاتی به زبان لری بختیاری
اِریوی تِیس؟
میری پیشش؟
گِئویَل یایْن که ریویم سی کُه آسماری
برادران بیایید که بریم به کوه آسماری
مو وُر دِشمِنَلُم چی یَ بَور نه زُرُمنه غارنُمُ اَورِئیسُو اِکُنُم
من به دشمنانم همانند یک ببر غرش میکنم و آنان را میترسانم
لری بختیاری
رود:فرزند، ولد
رودیَل:فرزندان، اولاد
لری بختیاری
اَسَخوَن:لال، گنگ
لری بختیاری
دالو:مادربزرگ
پاپای: پدربزرگ
لری بختیاری
لری بختیاری
بِئو، بَوَه:پدر
لری بختیاری
دا، دِی، داک:مادر
لری بختیاری
فیشنادِن، فِرِشنادِن: فرستادن
لری بختیاری
شیرمَگ:پیروزی
شیرمَگ وُی ریس:پیروز شد
لری مینجایی
غر :دور مثال روییمو غری دیم:بریم دوری بزنیم
کلمه ای لری مینجایی
هومی :؟ مثلا میگن هومی چطورشی یکجوری معنی ان شا الله رو میده یا با انسالله ترکیب میشه هومی و ان شا الله
لف:کنار مثال لف آو ، لف دروازه
تنگ:فکر ( مثال تو که و تنگ نیسی )
وریسیم و راس :بلند بشیم
لری مینجایی
بَر:فکر ( مثال رت د بر بردیا ) شاید هم معنی این رو بده که مثلا رفت به گیژ سنگ ها
لری مینجایی
گورمی:جوراب
خِپ کرده: مثلا موقعی که کسی ترسیده باشد یعنی ترسیده ، پنهان شده معنی دقیقش رو نمیشه گفت
لری مینجایی ( گویش بالاگریوه ای )
سیک:گوشه
سیکه:گوشه
از خود همین دو واژه هم یک کلمه اصیل هست که معنیش رو نمیدونم
کِز:؟ ( کز کرده ی سیکه )
برخی از واژگان کهن ایرانی که در زبان ما مانده است.
پور مانگ ( لری بختیاری ) پورماه پهلوی:بدر، ماه شب ۱۴
پولایَت ( لری ب ) پولاپَت پهلوی:فولاد
پَداچ ( لری ب ) پداچ پهلوی:پیاز
پَداتَی ( لری ب ) پداتگ پهلوی:پیاده
...
[مشاهده متن کامل]

پَزدَۆ ( لری بختیاری ) پزدوک پهلوی:حشره
پَژَم ( لری بختیاری ) پژم پهلوی:شکنجه، عذاب
اَشکوپ، چَگار ( لری بختیاری ) ، اشگپ، چاگال پهلوی:سقف
چُگای، مُلَّ ( لری بختیاری ) چوگاک عیلامی ( واژه ی چغازنبیل نیز از این گرفه شده ) ، مالَّکاخ پارسی باستان:تپه، کوه کوچک
اَبدُم، دیندا ( لری بختیاری ) اَبدوم پهلوی، تینَتای پارسی باستان:بعدا، در نتیجه، آخر، پایان
هِنی ( لری ب ) هِنیَه پارسی باستان ( در کتیبه داریوش بزرگ نیز دیده می شود ) :هنوز، فعلا
مِنی ( لری ب ) مِنیَه پارسی باستان ( در کتیبه داریوش بزرگ نیز دیده می شود ) : انگار، گویی، مثلا
پاپا ( لری ب ) پاپای پهلوی: پدربزرگ
ژێنَگ ( لری ب ) ژانگا عیلامی:زن
ماناکی ( لری بختیاری ) ماناکی پهلوی: شباهت، تشبیه
اِشکَمبَک ( لری ب ) اشکمبگ پهلوی:شکمبه
مَزگ ( لری بختیاری ) مزگ پهلوی:مغز
پیه ( لری ب ) پیه پهلوی:چربی
گُردَک ( لری ب ) گوردگ پهلوی:کمر
مێزدُۆ ( لری ب ) میزان پهلوی:مثانه
مێزنای ( لری ب ) میزناگ پهلوی:حالب
مرژنگ ( لری ب ) :میرژانگ پهلوی:مژه

در لری بختیاری
اِسپِه:سفید
شَ:سیاه
شوهر:قرمز
کال:قهوه ای
بِنُوشَه:بنفش
سَوز:سبز
هُلهُلی:خاکستری
زَرت:زرد
نُرَنگین:نارنجی
پورتَخالین:پرتقالی، نارنجی
برخی واژگان و معادلش در لری بختیاری
کجایی؟
کوژِنی؟، کُچُنُوی؟، کُیِهنی؟
میخواهی؟
اِخوی؟، زَهی؟
چرا گریه میکنی؟
سی نی وا گِرِوَه؟
چرا نمیخندی؟
سی نِه اِریکی؟
چه کسانی را دوست داری برادرم؟
کِنُونَه غَلُوَه خویْسُو گِئوم؟
کجا هستی
لری مینجایی ( بالاگریوه ای ) هی د کوم
لری ثلاثی کجانی
لری مینجایی ( کوهدشت، رومشکان، عبدولی های اندیمشک ) . های د کا
لری مینجایی ( خرم آبادی ) کجانی یا کوم
هم رو:هر روز
گلموچه:مچاله ( مثال سفره سی چی گلموچا:چرا سفره مچاله است )
کلمه ای اصیل بالاگریوه
گز:معنی دقیق رو نمیتونم بگم یا معنی درد رو میده یا موقعی که پا حالت سوزنی و سفت میشود ( مثال پام گز گرته )
کلمه ای اصیل لری بالاگریوه ای
گل وا گل:باز ( مثال درن گل وا گل هیشت:دررا باز گذاشت )
لری بالاگریوه ای
ره ( رَ ) پا Rapa:پیاده
واژه ای اصیل لری بالاگریوه که هنوز وجود دارد و در اشعار نورمحمد پاپی هست
لکر :سفید
اسپی:سفید
اسبی:سفید
رون:مسیر
حلگ حلگ:نفس نفس
تُر:به خاطر
تاو:به خاطر ( د تاو توو:بخاطر تو )
رهیل:باران خیلی شدید
وارون:باران معمولی
آلبالوی وحشی:هلونه
لری مینجایی
بوری:مشتی
یکتری:هم دیگه ( وا یک تری:با هم دیگه )
کلمه ای قدیمی لری بالاگریوه ای
ششله:؟ معنی اش را نمیدانم
لری مینجایی
مینجا:وسط
گُم:حادثه، فاجعه ( دونم آخر گُمی کنی:میدانم در آخر حادثه، فاجعه ای می آفرینی )
لری بختیاری
جِرنگَس، مِنژِغا:وسط
هُل، هاکیشتَر:خاکستر
لری بختیاری
چِغِّزمِغِّز:هل و هوله
لری بختیاری
هُلُهِز:مقابله به مثل
لری بختیاری
هَله پَله:دستپاچه، پریشان، اشفته
توم تلو:کوبیده شدن، زخم شدن
لری بالاگریوه ای
قلوپلو:بهانه گرفتن
لری بالاگریوه ای
پیک: خالی
لری بالاگریوه ای
کوه گلو:غلتیدن سنگ
لری بالاگریوه ای
وَشتی:سینه کش کوه
لون:تبار، ایل، طایفه ( لونت چینه: تبار، ایل، طایفت چی هست ) یا موقع دعوا مثلا میگویند لون تو خوعه یعنی تبار تو خوبه
جوم:تکان ( تیکلونجه یی جوم بور :کمی تکان بخور )
لری بالاگریوه ای
شک:تکان[شکی ب و ی دار :تکانی به این درخت بده ( مثلا برای افتادن کُنار از درخت ) ]
پت دول:کسی که دماغ زشتی داره ( لری بالاگریوه اؽ )
لری مینجایی
قچه:صدای خوردن تخمه
کرچ:صدای عطسه
گر:تپه بلند صخره ای که بدون علف هست
اوستا
گر:کوه
لری بختیاری
وه کُریز:منظم
اصطلاحات لری بختیاری
نَونُم بَلگ کُ داره:نمی دونن اصل و نسب از کجاست
مِن چَم رین:کسیکه در چشمه میریند، کنایه از کسی که برای شهرت همه کار میکند
نام شهرها
خرموعه:خرم آباد
پاپیل:پلدختر
وروگرد:بروجرد
ناون:نهاوند
تیرو:تهران
همدو:همدان
دسبیل:دزفول
اصفهو:اصفهان
یاسیچ:یاسوج
مشت:مشهد
لردگون:لردگان
اندیمش/انیمش:اندیمشک ( قدیمی )
کرماشو /کرماشان:کرمانشاه
رومشگو:رومشکان
مه:من
هو:او
توو:تو ( قدیمی آزت )
هوونو:اونها
شمو:شما ( ایسا هم هست بعد ازشمو که قدیمی هست و در تمام گویش های مینجایی در گذشته کاربرد داشته لری جنوبی:ایشا/ لری بختیاری:ایسا )
ایما، ایمو، امو، اما، ییمو، هیمو، ییما ( فقط تلفظ فرق داره ) :ما
ون:خواند
ونم:خواندم
ونه:خوانده
نونه:نخونده
ونن:خواندن
ونیم:خواندیم
ونیت:خواندید
بونیم:میخوانیم
بونم:میخوانم
بونه:میخوانه
بونیت:میخوانید
نونیت:نخواندید
نبونیت:نمیخوانید ( در لری خرم آبادی بیشتر به جای ب م استفاده میشود مثل مونم )
تییژه، آشپال:آبکش
کم، گده، تل، اشکم:دل، شکم
قاف:تیکه /بکفساد:چاپلوس/فیتکی:خراب کار/شماره دی:منشی/هیردار:نگهدار/جاوجیوه:زندگی ، جاو مکان زندگی/رافه:خبر بر/هوم درس:همکلاسی/ربوت:آدم بی ارزش، بی فایده/اس، سخو ( As, seko ) :استخوان/تشی بگیسنم:آتشی روشن
...
[مشاهده متن کامل]
کنم/گیس:مریض/بلاجی:عجیب/درام :بشکه/ماشته:جاجیم/لی /ل:گلیم/شرق پرق:سمندر ( لرستانی ) /امو، ایمو، اما، ایما، هیمو:ما /ریلاسی:عظیم/دیچه:اینجا/ایچه:اینجا/سنو:سرطان/بمارکی:سرطان

چند کلمه لری مینجایی
جهال:جوان/تون:غیبت/شورجد:شارژر/گدنه:شکمو/گره:آتش ( گره گرتمه چی دار بلی ) /لید:آتش ( لید دش رت/لید گرت ) /هوراسو:شکمو/لاوردنگ:تیکه
برخی از افعال لری بختیاری
تَونیدِن:هضم کردن
تَوهِستِن: هضم شدن
رَهدِن:رفتن
گُهدِن:گفتن
زِوائیدِن:خواندن
خُوَردِن، مِلِقنیدِن، کُرُچنیدِن، هَلِمنیدِن:خوردن
هَفنیدِن:پختن، غنی سازی کردن
...
[مشاهده متن کامل]

هَفِهِستِن:پخته شدن
فینگِنیدِن: دزدیدن
فینگِهِستِن:دزدیده شدن
رومنیدِن، رِپنیدِن، پُلفنیدِن:نابود و ویران کردن
رومِهِستِن، رِپِهستِن، پُلُفِهِستِن: نابود و ویران شدن
هِشتِن، ناتِن، هِلیدِن:گذاشتن، قرار دادن
چَوسنیدِن، دیسنیدِن: چسباندن
چَوسِستِن، دیسِستِن:چسبیدن
پیشکِنیدِن:پخش کردن
پیشکِنیدِن:پخش شدن
پِنگیرنیدِن: منتشر کردن
پِنگیرِهِستِن: منتشر شدن
اُویهِستِن:فهمیدن
اُویهنیدِن:فهماندن
و. . . .

جملاتی به زبان لری بختیاری
داکُمَی یَه رُو بوئه خه نَیدُمِته:مادرم یک سالی می شود که تورا ندیده ام
بِئوم نِوِ تَیارِ بِئوپاپایَلِسَ خه دُوِست وُر مَم زِوائید:پدرم که نام تمامی اجدادش را می دانست به من هم گفت
...
[مشاهده متن کامل]

نَم هَم پیایکَه سی هِی سَرتِکتِکی ایمانه نی یَره؟:نمی دونم چرا آن مرد هی مخفیانه به ما نگاه میکنه؟
آیا هنوز این زبان کهن را لهجه میدانید؟

لری بختیاری
مِت وه مِت، ژِت وه ژِت:سر به سر
لری بختیاری
ژِخُدِرار:مخترع
ژِخُدِراری: اختراع
گُهدواگُهد: مناظره
لری بختیاری
نِیِنگ: نزدیک
اَوسَن، اَوِستُو:حامله، باردار
مَندیر، بورنِکین دار: منتظر
بورنِکین: انتظار
نُو، غیت:غذا
گوربی: جوراب
لری بختیاری
سِّتین، اِشکاردَه:عزیز، گرامی
میبایست در این صفحه به گسترش فرهنگ لغات لری بپردازیم و این کاری را که برادر همتبار فیلی آغاز کرده من هم به آن می پیوندم و امیدوارم که کاربران دیگر هم به این صفحه ملحق شوند
کلمه لری بالاگریوه ای
ساوه/ Sava:کوچک ، کودک
بچ ساوه : بچه کوچک
زارۉساوه:بچه کوچک
درود بر شما نور علی جان بله این جور افراد کم هستند شما هم برای زبان لری زحمت کشیده اید
بروهی گییه نازار و ستینم ❤️❤️
لری بختیاری
اَفشامَنای: شعر
لری بختیاری
مو:من
تو:تو
هُ:او
ایما:ما
ایسا:شما
هُنُو:آنها
لری بختیاری
پِچِک، نَتار، ویسپَه:دنیا، جهان
لری بختیاری
وَرگِشتی:فاجعه
باس:شایعه
لری بختیاری
ژِستِن، تیچنیدِن، تیس نادِن، گروسستِن، گُرُهدِن، رَمِئِستِن:فرار کردن
لری بختیاری
هَمژِنو، دُوارتِرَه:دوباره، از اول
جملاتی به زبان لری بختیاری
کُرکَو سی تَشتَک رَشتَک دَو اِکونی؟:پسرک پس چرا عجولانه و بیهوده کار می کنی؟
گِئو یَل یایْن رویم وِ مات التزام:برادران بیاین بریم به مزرعه پسرعمومن
مو اَپا بُرچ لریگ لَوگِشت کُنُم:من با زبان لری حرف میزنم
هورت ژه تیَلِت!:امان از زیبایی چشمانت
لری بختیاری
اَنکه:یعنی
اَنکومی:معنی
لری بختیاری
دیار، جِزنِشُو، اشکارا:معلوم، مشخص
وِک، وِژ، لَوگِشت:سخن، کلام، واژه، حرف، لغت
لری بختیاری
سَرکَن:یوز پلنگ
اَژی:مار
لری بختیاری
لری بختیاری
اِلخا:احترام
الخایین:محترم
وا الهام:خواهشمندم، لطفا
بُرچ، زُو:زبان
لری بختیاری
گُهره:بار دفعه
لری بختیاری
لری بختیاری
سِیل گَس:ویترین
لری بختیاری
دِرواس، ژِکار:لازم
درود بر کاربر فیلی من از خطه ی بختیاری به شما برادر گرامی و همتبار درود می فرستم که سعی در گسترش فرهنگ و زبان لری دارید امروزه افراد آگاه و دلسوز مانند شما در قوم لر کم هستند
برویی گئوم
کلمه بالاگریوه ای اصیل
شیوات/شیواد :به معنای قیافه، ظاهر
کلمه لری بالاگریوه ای بسیار اصیل به معنای تصویر
سیئوه:تصویر
مثال:سیئوه ای د شوو د هیرم منه یا سیئوه ای د دیر دیار وی
کلمه ای اصیل لری بالاگریوه ای
چوتاش:نجار
چوتاشی:نجاری
کلمه ای لری بالاگریوه ای
کلمه راق به معنی خشک و همچنین بچه ای که حرف گوش نمیکنه
نویاش:لوله هدایت آب ( کتاب پاپی ها عشایر غرب )
پاکار:نگهبان ( کسی که از گندم ها نگهبانی میدهد ) [کتاب پاپی ها عشایر غرب ]
ماله: چوبی که زمین را صاف میکند ( کتاب پاپی ها عشایر غرب )
اِنار دونگ: رب انار ( کتاب پاپی ها عشایر غرب ایران )
انجیر کوئیلا:انجیر ( کتاب پاپی ها عشایر غرب )
کاکه:انباری برای گندم ( کتاب پاپی ها عشایر غرب )
سردُلو: مخزنی که گندم را آسیاب می کند ( کتاب پاپی ها. عشایر. غرب )
توشیر:شیر جوشیده شده ( کتاب پاپی ها . عشا. غر )
اَسَل:مخزنی که در زمین حفر شده ( کلمه ای اصیل بالاگریوه ای پاپیونه ) [منبع کتاب پاپی ها عشایر غرب ایران]
کل بعضم:بریدگی ته پیکان ( منبع اشعار میرنوروز )
کور کوره :نوعی پرنده بزرگتر از کلاغ که در بالای روستا ها پرواز می کند ( منبع اشعار میرنوروز )
پور:چکاوک ( اشعار میرنوروز )
شنقار:نوعی باز سفید ( منبع اشعار میرنوروز )
سرگر:نوعی باز سفید ( پرنده ) [منبع اشعار میرنوروز]
کیف:مسکرات ( منبع اشعار میرنوروز )
لاو:بی خبر ، غافل، متظاهر به بلاهت ( منبع اشعار میرنوروز )
تابه:نخ تابیده ( منبع دیوان اشعار میرنوروز )
لنگری:بشقاب های گرد که در گذشته کار دیس را انجام میدادند ( منبع اشعار میرنوروز )
رشه دال:عقاب سیاه وحشی ( منبع اشعار میر نوروز )
جیلاتن:عنکبوت ( منبع اشعار میرنوروز )
لری بالاگریوه ای ( پاپیونه )
سی آل:مخزن ( منبع کتاب پاپی ها عشایر غرب ایران )
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٥٩)