پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٨,٠١٦)

بازدید
٢٢,٨٣٧
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

MTD ( Month - to - Date ) از ابتدای ماه تا امروز ( MTD ) به دوره ای اشاره دارد که از اول ماه جاری آغاز شده و تا تاریخ فعلی ادامه دارد. این اصطلاح مع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

YDT ( Year - to - Date ) از ابتدای سال تا امروز ( YDT ) به دوره ای اشاره دارد که از اول سال جاری آغاز شده و تا تاریخ فعلی ادامه دارد. این اصطلاح معم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

LIFO ( Last In, First Out ) LIFO مخفف "آخرین ورودی، اولین خروجی" است و به این معناست که جدیدترین آیتم های وارد شده ابتدا پردازش یا استفاده می شوند. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

FIFO ( First In, First Out ) FIFO مخفف "اولین ورودی، اولین خروجی" است و به این معناست که اولین آیتم های ورودی ابتدا پردازش یا استفاده می شوند. این ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Watercooler در معنای اصلی به دستگاه آبسردکن اشاره دارد که معمولاً در محل کار استفاده می شود. اما به صورت استعاری، watercooler talk به مکالمات غیررسم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه ی voluntold ترکیبی از volunteer ( داوطلب ) و told ( دستور داده شده ) است و به حالتی اشاره دارد که فرد ناخواسته یا تحت فشار مجبور به داوطلب شدن ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

این اصطلاح به حذف کردن قسمت های غیرضروری، کاهش هزینه ها، یا حذف ناکارآمدی ها اشاره دارد، چه در زمینه ی کسب وکار، بودجه بندی، نگارش، یا تصمیم گیری. ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نقطه ی تماس به هر نقطه ای از تعامل بین یک فرد و یک سازمان، برند، سیستم یا تجربه اشاره دارد. این اصطلاح می تواند شامل مکان های فیزیکی، پلتفرم های دیجی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وصلتی آسمانی / جفتی بی نظیر مترادف؛ Perfect match | Made for each other | Ideal couple | Twin flames | True pair مثال؛ John and Emily’s personalities ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مترادف؛ Kindred spirit | Twin flame | Perfect match | True companion | Eternal partner مثال؛ They met by chance, but their connection was undeniable— ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف؛ Like father, like son | The apple doesn’t fall far from the tree | A mirror image | Cut from the same cloth | A true heir مثال؛ James is an e ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

مترادف؛ Look - alike | Doppelg�nger | Carbon copy | Spitting image | Mirror image مثال؛ Sarah is a dead ringer for her grandmother when she was young ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف؛ Exact duplicate | Replica | Xerox copy | Clone | Twin مثال؛ Lisa looks exactly like her mother—she’s a carbon copy of her! This painting is ...

پیشنهاد
٠

این عبارت برای توصیف دو نفر به کار می رود که از نظر ظاهر، رفتار، عقاید یا سبک بسیار مشابه هستند. این اصطلاح بیانگر این است که افراد چنان شبیه به هم ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مترادف؛ Like two drops of water | A mirror image | Cut from the same cloth | Birds of a feather flock together | Carbon copies مثال؛ ake and Sam have ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

این ضرب المثل بیانگر این است که افراد دارای علایق، ویژگی ها یا پیشینه های مشابه معمولاً با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. این مفهوم بر گرایش طبیعی انس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پذیرفتن بدون بررسی یا قبول کردن ظاهر امر / پذیرش چیزی همان طور که به نظر می رسد، بدون بررسی یا تحلیل بیشتر است. این اصطلاح معمولاً زمانی به کار می رو ...

پیشنهاد
٠

کاملاً باور کردن یا بدون شک پذیرفتن/ پذیرش کامل یک موضوع، اغلب بدون بررسی یا تردید است. این اصطلاح از ماهیگیری گرفته شده است، جایی که ماهی قلاب، نخ و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مجاب شدن یا کاملاً متقاعد شدن/ داشتن اشتیاق و باور قوی نسبت به یک ایده، محصول یا عقیده است. این اصطلاح نشان دهنده اعتماد زیاد به ارزش یا کارایی چیزی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1 - داشتن اعتماد زیاد به چیزی – باور قوی به کارایی یا ارزش یک چیز. 2 - سوگند خوردن به چیزی یا کسی – نام بردن از کسی یا چیزی برای تأیید یک قول یا حقی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

- حدس زدن یا پیش احساس داشتن - حس درونی یا شهودی درباره ی وقوع یا صحت چیزی - به صورت استعاری نشان دهنده اعتماد به حس ششم یا غریزه در غیاب شواهد رو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

از ته دل پذیرفتن، جدی گرفتن ( نصیحت، انتقاد یا تجربه ) چیزی را شخصی تلقی کردن یا عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفتن مترادف؛ internalize, take seriously, b ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

- اهمیت دادن به چیزی - اعتماد داشتن یا تکیه کردن به یک ایده، نظر، یا شخص - ارزش قائل شدن برای موضوعی - به صورت استعاری برای بیان باور داشتن به ص ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

- باور داشتن به یک ایده یا سیستم - پذیرفتن و حمایت فکری یا احساسی از چیزی - ( معنای واقعی ) خرید سهام یا مشارکت در سرمایه گذاری - پذیرفتن با علا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

- ثبات و تعادل ( به ویژه در احساسات یا شرایط زندگی ) - حالت آرام و بی تلاطم - ( اصطلاح دریایی ) وضعیتی که در آن کشتی کاملاً تراز و بدون انحراف ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- نقطه تعادل، نقطه توازن - نقطه ای که در آن نیروها یا وزن به طور مساوی توزیع شده و موجب پایداری می شود - به صورت استعاری برای بیان وضعیت ایده آل بی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

- آرامش، سکون، آسودگی خاطر - ( برای طبیعت ) صاف و بی ابر بودن آسمان - نماد آرامش درونی، بی تلاطمی ذهنی یا احساسی - در نوشتار ادبی برای توصیف وضعیت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

- یکنواختی، همواری، تراز بودن - ثبات، تعادل، نظم - آرامش و ملایمت روحی یا عاطفی - نماد آرامش درونی، ثبات احساسی، یا عدالت و بی طرفی - در متون توص ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

- ایستایی، رکود، سکون، بی تحرکی - ( پزشکی ) ایست جریان خون یا مایعات بدن - نماد وقفه، رکود، یا نبود پیشرفت در یک روند یا سیستم - می تواند بیانگر ج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اندیشیدن، تفکر عمیق کردن، درنگ و تأمل داشتن معمولاً با معنای تفکر عمیق و فلسفی یا بررسی دقیق موضوعی پیچیده همراه است. در متون رسمی یا ادبی برای نشان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اسم: جبران، تعادل دهنده، اثر خنثی کننده فعل: جبران کردن، خنثی کردن، متعادل ساختن به صورت مجازی برای بیان خنثی سازی یا کاهش اثر منفی استفاده می شود، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

🔹 Poise ( اسم ) : وقار، متانت، آرامش در رفتار تعادل، توازن ( فیزیکی یا روحی ) 🔹 Poise ( فعل ) : متعادل نگه داشتن، در وضعیت ثابتی قرار دادن ** نم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکی از مفاهیم پایه در تغذیه سالم است و به وعده غذایی ای گفته می شود که همه گروه های اصلی مواد مغذی را به نسبت مناسب در خود دارد. وعده غذایی متعادل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک ترکیب رایج در زبان انگلیسی است که به وضعیت کلی سلامت جسمی، روانی و احساسی یک فرد یا گروه اشاره دارد. سلامت کلی وضعیت عمومی سلامت تندرستی عمومی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قانون **20 - 20 - 20** یک روش ساده و مؤثر برای کاهش خستگی و فشار چشم ناشی از نگاه طولانی مدت به صفحه های دیجیتال است. طبق این قانون، هر ۲۰ دقیقه یک ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مترادف؛ Latest – Newest – Up - to - date – Modern – Fashionable مثال؛ The website provides up - to - the - minute news updates on global events. Sh ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

**مئونت** ( یا مؤونت ) واژه ای فارسی با ریشه عربی است که معانی مختلفی دارد، از جمله: - **خرج، هزینه، مخارج** - **رنج، محنت، زحمت** - **لوازم مع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرافیم موجودات آسمانی هستند که در متون مذهبی، به ویژه در یهودیت، مسیحیت و اسلام ذکر شده اند. آن ها به عنوان فرشتگان شش بال توصیف شده اند که در کنار ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بهبود یا ارتقا/ به فرآیند بهبود یا ارتقای چیزی اشاره دارد، چه در رشد فردی، سرمایه گذاری مالی یا پیشرفت اجتماعی. این اصطلاح می تواند خودسازی، توسعه اق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شوخی بامزه یا لطیفه خنده دار به یک جوک، داستان یا اظهار نظر بسیار سرگرم کننده اشاره دارد که باعث خنده می شود. این اصطلاح معمولاً برای لطیفه های هوشمن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حماقت یا رفتار احمقانه/ به رفتارهای بی معنی، مضحک یا غیرجدی اشاره دارد که اغلب شامل شوخی های کودکانه، حرکات دلقک وار یا اعمال غیرمنطقی می شود. متراد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماجراجویی های شیطنت آمیز یا خرابکاری های بازیگوشانه/ به فعالیت های سرگرم کننده یا جسورانه ای اشاره دارد که اغلب با ریسک، شوخی یا رفتار غیرمتعارف همرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرف بی معنی یا مزخرفات/ به گفتار بی ارزش، بی معنی یا غیرصادقانه اشاره دارد. این اصطلاح معمولاً برای رد ادعاهای اغراق آمیز، سخنان فریبنده یا حرف های پ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک عنوان شغلی یا نقشی است که به فردی اطلاق می شود که مسئول مدیریت و نظارت بر دسترسی به منابع، سیستم ها یا اطلاعات در یک سازمان است. این عنوان در زمین ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به فردی اطلاق می شود که مسئول مدیریت، نگهداری و نمایش مجموعه های هنری، تاریخی، علمی یا فرهنگی است، به ویژه در موزه ها، گالری ها یا کتابخانه ها. سرپر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک اسم ( noun ) در زبان انگلیسی است و به کسی اشاره دارد که وظیفه ی نظارت، مدیریت، یا سرپرستی بر کار دیگران را بر عهده دارد، به ویژه در زمینه های کاری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مترادف؛ on the go, in motion, traveling, progressing, advancing, busy, active, constantly moving مثال؛ Soldiers were constantly on the move during th ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکی از ترکیب های پرکاربرد در زبان انگلیسی است که هم به صورت واقعی ( literal ) و هم استعاری ( figurative ) به کار می رود و معمولاً به معنی یافتن جهت ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکی از عبارات رایج در زبان انگلیسی است که هم به صورت واقعی ( literal ) و هم استعاری ( figurative ) استفاده می شود و معنای ادامه دادن تا پایان کار یا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

منحرف شده از مسیر از مسیر خارج شده از هدف دور شده ( استعاری ) گم راه شدن / از مسیر درست خارج شدن مترادف؛ off track, misdirected, astray, diverted ...