تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح "rope - a - dope" یک عبارت معروف در زبان انگلیسی است که ریشه در ورزش بوکس دارد، اما بعدها وارد سیاست، مذاکره، و حتی زندگی روزمره شده است. - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

1. دل شکسته، به شدت ناراحت ( محاوره ای - بریتانیایی ) English: I was gutted when my team lost the final match. فارسی: وقتی تیمم بازی فینال رو باخت، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1. A small cylindrical object: A piece of wood, metal, or plastic used for fastening, hanging, or supporting something. For example, a clothes peg or ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Multilateral institutions : نهادهای چندجانبه یا سازمان های چندجانبه تعریف ساده: نهادهای چندجانبه سازمان هایی هستند که توسط چندین کشور تأسیس شده اند ...

پیشنهاد
٠

Multilateral institutions : نهادهای چندجانبه یا سازمان های چندجانبه تعریف ساده: نهادهای چندجانبه سازمان هایی هستند که توسط چندین کشور تأسیس شده اند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The Atlantic Charter was a pivotal policy statement issued on August 14, 1941, during World War II. It was the result of a secret meeting between U. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Atlantic Charter ( منشور آتلانتیک ) سندی بود که در اوت ۱۹۴۱ توسط وینستون چرچیل ( نخست وزیر بریتانیا ) و فرانکلین روزولت ( رئیس جمهور آمریکا ) در جریا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در اینجا چند collocation ( هم آیی ) رایج با واژه ی charter در زبان انگلیسی همراه با معنی فارسی آورده شده است: 1. sign a charter امضا کردن منشور / سن ...

پیشنهاد
٠

کسری تجاری فزاینده یا کسری تراز تجاری رو به رشد / شدیداً در حال افزایش این عبارت معمولاً زمانی به کار می رود که اختلاف بین واردات و صادرات یک کشور ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Ballooning trade ( in financial or economic contexts ) means a trade or trading activity that is rapidly increasing in volume, value, or imbalance—of ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1. Ballooning ( as a noun ) : a. The sport or activity of flying in a hot air balloon English: Ballooning is a popular activity in Cappadocia, Turkey ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

�درخواست رد شد� یا �دادخواست پذیرفته نشد� توضیح: motion در اصطلاح حقوقی به معنی درخواست رسمی به دادگاه است، مثلاً برای انجام کاری خاص ( مثل تعویق جل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

The word "dement" comes from Latin roots, and its origin explains its connection to mental disorder or loss of reasoning. Root breakdown of "dement ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The word "dement" comes from Latin roots, and its origin explains its connection to mental disorder or loss of reasoning. Root breakdown of "dement ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The word "dement" comes from Latin roots, and its origin explains its connection to mental disorder or loss of reasoning. Root breakdown of "dement ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رها کردن یا ترک کردن کسی در موقعیت دشوار است، مخصوصاً وقتی کسی از تعهدات خود شانه خالی کند یا در زمان نیاز دیگران را ترک کند. معنی دقیق تر "bail ou ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عبارت "shake off the dew" به صورت تحت الفظی یعنی �شبنم را تکاندن� ( مثلاً از روی لباس یا گیاه ) ، اما اگر در معنای مجازی یا ادبی به کار رود، می تواند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عبارت "shake off the dew" به صورت تحت الفظی یعنی �شبنم را تکاندن� ( مثلاً از روی لباس یا گیاه ) ، اما اگر در معنای مجازی یا ادبی به کار رود، می تواند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمهٔ gridlock چند معنی مختلف دارد، هم در مفهوم واقعی ( literal ) و هم مجازی ( figurative ) . 🔹 1. Traffic gridlock ( EN ) A situation where traf ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معادل های انگلیسی برای نیمه گمشده: - Soulmate  = همزاد روحی، نیمه گمشده - My other half  = نیمه دیگرم ( کاملاً مشابه با �نیمه گمشده� در فارسی ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

talc

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

talcum powder

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

✅ معنی اصطلاحی: بفرما! هر کاری دوست داری بکن! ( معمولاً برای دادن اجازه با بی تفاوتی یا طنز گفته می شود ) 🧾 مثال: A: Can I eat the last piece of ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 fishing fish = ماهی fishing = ماهی گیری 🔹 expedition expedition = سفر، مأموریت، اعزام ( معمولاً با هدف خاص و برنامه ریزی شده ) 🔸 fishing exp ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "four score" یک اصطلاح قدیمی است که در زبان انگلیسی به معنای "چهار دهه" یا "چهل سال" است. واژه "score" در اینجا به معنی ده می باشد. توضیح بیش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "four score" یک اصطلاح قدیمی است که در زبان انگلیسی به معنای "چهار دهه" یا "چهل سال" است. واژه "score" در اینجا به معنی ده می باشد. توضیح بیش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 ریشه شناسی ( Etymology ) of femsplain: fem  این بخش از واژه به کلمه "female" اشاره دارد، که در زبان انگلیسی به معنی �زن� است. explain  یعنی �توض ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 ریشه شناسی ( Etymology ) of mansplain: man  یعنی �مرد� explain  یعنی �توضیح دادن� 👈 ترکیب این دو می شود: man explain → mansplain  یعنی: �مردی ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

✅ 1. mansplain توضیح از بالا به پایین توسط مرد به زنی درباره چیزی که خودش می داند یا متخصص آن است. معمولاً همراه با لحن تحقیرآمیز یا بی توجه به توان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

✅ 1. mansplain توضیح از بالا به پایین توسط مرد به زنی درباره چیزی که خودش می داند یا متخصص آن است. معمولاً همراه با لحن تحقیرآمیز یا بی توجه به توان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

✅ 1. mansplain توضیح از بالا به پایین توسط مرد به زنی درباره چیزی که خودش می داند یا متخصص آن است. معمولاً همراه با لحن تحقیرآمیز یا بی توجه به توان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

✅ 1. mansplain توضیح از بالا به پایین توسط مرد به زنی درباره چیزی که خودش می داند یا متخصص آن است. معمولاً همراه با لحن تحقیرآمیز یا بی توجه به توان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

✅ 1. mansplain توضیح از بالا به پایین توسط مرد به زنی درباره چیزی که خودش می داند یا متخصص آن است. معمولاً همراه با لحن تحقیرآمیز یا بی توجه به توان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Small sausages ( usually pork ) wrapped in dough or pastry and baked  سوسیس های کوچک ( معمولاً گوشت خوک ) که در خمیر پیچیده شده و پخته می شوند. معن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

کلمهٔ "wobble" در انگلیسی هم به صورت فعل و هم به صورت اسم استفاده می شود و چند معنی مختلف دارد، بسته به زمینه. در ادامه، معانی مختلف آن را همراه با ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Something or someone that suddenly reminds you of the past چیزی یا کسی که ناگهان یاد گذشته را برایت زنده می کند؛ یک خاطره یا تجربه قدیمی که دوباره ظا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "bust one's balls" از نظر لغوی به معنای �ترکاندن بیضه ها� است که تصویر بسیار دردناک و خشن دارد. این اصطلاح در زبان انگلیسی عامیانه برای بیان شد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان انگلیسی، "wife" زمانی که به معنای "متخصص" یا "کسی که در زمینه ای خاص حرفه ای است" به کار می رود، در ترکیب های خاصی استفاده می شود. این ترکیب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان انگلیسی، "wife" زمانی که به معنای "متخصص" یا "کسی که در زمینه ای خاص حرفه ای است" به کار می رود، در ترکیب های خاصی استفاده می شود. این ترکیب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان انگلیسی، "wife" زمانی که به معنای "متخصص" یا "کسی که در زمینه ای خاص حرفه ای است" به کار می رود، در ترکیب های خاصی استفاده می شود. این ترکیب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان انگلیسی، "wife" زمانی که به معنای "متخصص" یا "کسی که در زمینه ای خاص حرفه ای است" به کار می رود، در ترکیب های خاصی استفاده می شود. این ترکیب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Midwife در انگلیسی به زنی گفته می شود که حرفه اش کمک به زنان در دوران بارداری، زایمان و پس از آن است. این فرد معمولاً در زایمان طبیعی و مراقبت های مر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

✅ معنی Catchphrase در فارسی: عبارت کوتاه و معروفی که زیاد تکرار می شه و در ذهن می مونه. ممکنه مربوط به یک شخص معروف، فیلم، تبلیغ، یا حتی یک جوک باشه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

✅ معنی Catchphrase در فارسی: عبارت کوتاه و معروفی که زیاد تکرار می شه و در ذهن می مونه. ممکنه مربوط به یک شخص معروف، فیلم، تبلیغ، یا حتی یک جوک باشه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

✅ رایج ترین ساختار: renege on [promise/agreement/deal/contract/etc. ] ( زیر قول یا تعهد یا قرارداد زدن ) 📌 Collocations with "renege": renege on ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آشتی کردن دشمنی را کنار گذاشتن فارسی: دفن کردن تبر → آشتی کردن، صلح کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

re, neg ریشه لاتین "neg - " / "negare" که به معنی "انکار کردن ( to deny ) " است 📌 واژه هایی با ریشه "neg - /negare": 1. Negate Meaning: to deny t ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سزای کارشون را دیدند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سزای کار خودش را دید ( او - مرد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سزای کار خودش را دید ( او - زن )