پیشنهاد
٠

عبارت "take with a grain of salt" در انگلیسی به معنای "با احتیاط پذیرفتن چیزی" یا "با شک و تردید پذیرفتن چیزی" است. وقتی این عبارت را می گوییم، منظور ...

پیشنهاد
٠

عبارت "take with a grain of salt" در انگلیسی به معنای "با احتیاط پذیرفتن چیزی" یا "با شک و تردید پذیرفتن چیزی" است. وقتی این عبارت را می گوییم، منظور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱. به همراه داشتن چیزی ( To bring or carry something with ) Meaning: به معنای بردن یا داشتن چیزی با خود. فارسی: به همراه داشتن چیزی Example: "I al ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

عبارت "taken with something" در انگلیسی به معنای "شیفته چیزی شدن" یا "مشتاق به چیزی بودن" است. این عبارت معمولاً وقتی استفاده می شود که کسی به شدت از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوبت توئه توی صفی / در نوبتی آماده باش، قراره بری تو قراره الان نوبتت بشه بعدی تویی وقتشه که بری جلو ریشه: این اصطلاح از ورزش بیسبال میاد. در ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همین و بس ۱. خودمانی و محاوره ای ( Casual ) : That’s it. That’s all. That’s all there is. That’s all there is to it Done and done. Easy as ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همین و بس ۱. خودمانی و محاوره ای ( Casual ) : That’s it. That’s all. That’s all there is. That’s all there is to it Done and done. Easy as ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همین و بس ۱. خودمانی و محاوره ای ( Casual ) : That’s it. That’s all. That’s all there is. That’s all there is to it Done and done. Easy as ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همین و بس ۱. خودمانی و محاوره ای ( Casual ) : That’s it. That’s all. That’s all there is. That’s all there is to it Done and done. Easy as ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همین و بس ۱. خودمانی و محاوره ای ( Casual ) : That’s it. That’s all. That’s all there is. That’s all there is to it Done and done. Easy as ...

پیشنهاد
١

همین و بس ۱. خودمانی و محاوره ای ( Casual ) : That’s it. That’s all. That’s all there is. That’s all there is to it Done and done. Easy as ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همین و بس ۱. خودمانی و محاوره ای ( Casual ) : That’s it. That’s all. That’s all there is. That’s all there is to it Done and done. Easy as ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Artifact ( historical object ) Meaning: An object made by a human being, typically one of cultural or historical interest. فارسی: شیء باستانی یا تا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Artifact ( historical object ) Meaning: An object made by a human being, typically one of cultural or historical interest. فارسی: شیء باستانی یا تا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Artifact ( historical object ) Meaning: An object made by a human being, typically one of cultural or historical interest. فارسی: شیء باستانی یا تا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این ها چند collocation رایج با عبارت "push one's luck" هستند: Push one's luck too far مثال: "Don’t push your luck too far, or you might regret it. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بقول دوستمون لگد به بخت خود زدن - خود را به خطر انداختن Jake had always been lucky. He had won a small amount of money in the lottery a few months a ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹 Collocations with "flaunt" ترجمه فارسی: - flaunt wealth ثروت را به رخ کشیدن He loves to flaunt his wealth by wearing designer clothes. عاشق این ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

کلمه flout به معنی نادیده گرفتن یا بی اعتنایی عمدی به قانون، قاعده یا عرف است، به ویژه وقتی این کار با تمسخر یا چالش همراه باشد. حالا چند ترکیب ( col ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 ریشه شناسی ( Etymology ) کلمه armoire: - از فرانسوی کهن: armoire → به معنی "کمد یا قفسه نگهداری اشیاء" - از لاتین متأخر: armarium → به معنی "قف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

به معنی: زانوها خم می شوند یا توان نگه داشتن بدن را از دست می دهند. 🔸 معنی در فارسی محاوره ای: زانوها سست می شن زیر پا خالی می شه از حال می ری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنی: زانوها خم می شوند یا توان نگه داشتن بدن را از دست می دهند. 🔸 معنی در فارسی محاوره ای: زانوها سست می شن زیر پا خالی می شه از حال می ری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

intravenous یا "IV line" از ترکیب دو بخش اصلی تشکیل شده است: IV: مخفف عبارت Intravenous است، که به معنی "داخل وریدی" یا "درون رگ" می باشد. این واژه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اسم "IV line" از ترکیب دو بخش اصلی تشکیل شده است: IV: مخفف عبارت Intravenous است، که به معنی "داخل وریدی" یا "درون رگ" می باشد. این واژه از دو بخش ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام یک بازی روانی هم هست بنام بازی روانی عیب بازی "همه چیز را دست کم بگیر" ( Blemish ) ویژگی ها: فرد تمام دستاوردها و موفقیت های خود یا دیگران را ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 1. Triangulate در زمینه روانشناسی یا روابط فردی: معنی: در روابط فردی یا روانشناسی، triangulate به معنای وارد کردن یک شخص سوم به یک وضعیت یا تضاد ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔸 noun ( informal, political ) انگلیسی: the act of saying bad things about someone ( especially in politics ) فارسی: تهمت زنی، بدگویی، افترا ( به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The word "muddle" comes from uncertain but likely Low German or Middle Dutch origins, and is related to the concept of mud or mess. 🔹 Root Breakdo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The phrase "muddle up" comes from the root word "muddle, " which has uncertain but likely Middle Dutch or Low German origins. 🔹 Root word: muddle ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از ریشه لاتین lapis lapis ( Latin noun ) = stone ⟶ مثل "lapidary" ( سنگ تراش )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🔹 Root breakdown: di - ( Latin prefix ) = apart, in different directions ⟶ مثل "disperse" ( پراکنده کردن ) lapis ( Latin noun ) = stone ⟶ مثل "lap ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کینه، دشمنی، نیت بد یا خصومت پنهان ill : بد - بیمار will : خواست - نیت 🔹 معنی در فارسی: وقتی کسی نسبت به دیگری حس منفی، نیت بد یا میل به آسیب زدن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فرصت طلب یا آدم نون به نرخ روز خور 🔸 بسته به لحن و شدت معنی، ممکنه این تعبیرها هم شنیده بشن: آدم زرنگِ سوءاستفاده چی همیشه به نفع خودش می چرخه ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

چاه فاضلاب یا چاه توالت 🔸 در زبان محاوره ای رایج در ایران، ممکن است این طور هم گفته شود: چاه دستشویی چاه توالت خونه چاه فاضلاب خونه مثال محاوره ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

The word "crummy" ( meaning bad, unpleasant, or of poor quality ) comes from the root word: 🔹 crumb ( ریزه نان، خرده نان ) 🔸 ریشه شناسی ( Etymolo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "sounding board" به معنای "سنگ صبور" یا "مکان یا فردی برای آزمایش افکار و ایده ها" است. این واژه از مفهوم اولیه اش، که در اصل به یک سطح مقاوم ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ضرب المثل : "Our sounding board was in the same boat. " کسی که به حرف هایمان گوش می داد، خودش هم در همان وضعیت قرار داشت. sounding board = کسی که ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1. ( literal ) چلاندن، فشردن مثلا لباس برای بیرون آوردن مایع to wring out something ( like clothes ) to remove liquid 🔹 She rang out the wet towel ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

این ها جملات یا عباراتی هستند که به ظاهر بی طرف یا عادی اند، اما پیام پنهان و خاصی برای یک گروه خاص ( اغلب افراطی یا متعصب ) دارند: 1. "Law and Orde ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمات با ریشه : sequi ### 1. Sequence - Root: *sequi* ( "to follow" ) - Definition ( EN ) : A particular order in which related events, movements ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

کلمات با ریشه : sequi ### 1. Sequence - Root: *sequi* ( "to follow" ) - Definition ( EN ) : A particular order in which related events, movements ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمات با ریشه : sequi ### 1. Sequence - Root: *sequi* ( "to follow" ) - Definition ( EN ) : A particular order in which related events, movements ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

کلمات با ریشه : sequi ### 1. Sequence - Root: *sequi* ( "to follow" ) - Definition ( EN ) : A particular order in which related events, movements ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

کلمات با ریشه : sequi ### 1. Sequence - Root: *sequi* ( "to follow" ) - Definition ( EN ) : A particular order in which related events, movements ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Here’s a detailed list of words with the root "sequi" ( from Latin *sequi*, meaning "to follow" ) , including their root words, English definitions, ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Here’s a detailed list of words with the root "sequi" ( from Latin *sequi*, meaning "to follow" ) , including their root words, English definitions, ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

واژهٔ cauldron در اصل به معنای دیگ بزرگ فلزی است که برای پخت وپز روی آتش استفاده می شود. اما به صورت استعاری و اصطلاحی هم در انگلیسی کاربرد دارد. در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژهٔ cauldron در اصل به معنای دیگ بزرگ فلزی است که برای پخت وپز روی آتش استفاده می شود. اما به صورت استعاری و اصطلاحی هم در انگلیسی کاربرد دارد. در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

⬤ گرتا تونبرگ – نماد تغییرات اقلیمی و محیط زیست فعال سوئدی نوجوان که به نماد جهانی جنبش اقلیمی تبدیل شد. او poster child برای نسل جوانی شد که خواست ...

پیشنهاد
٠

�قانون برای من نیست، فقط برای توست� یا �من از قانون معافم، ولی تو باید رعایتش کنی� این جمله به شکلی انتقادی یا طعنه آمیز استفاده می شود، زمانی که کس ...