پیشنهاد‌های حمیدرضا (٣,٣٦٠)

بازدید
٣,٩٥٣
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

میزانسن ( تئاتر ) توضیحات داخل کروشه در متن نمایشنامه

پیشنهاد
٢

نشستن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

تاوان سختی گرفتن عوارض بدی داشتن هزینه زیادی تحمیل کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حداکثر استفاده را کردن از، حداکثر بهره را بردن از، غنیمت شمردن، قدر چیزی را دانستن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

رگ خواب کسی را پیدا کردن، نقطه ضعف کسی را پیدا کردن، سر شوق آوردن، کسی را کوک کردن، کسی را ساختن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

سریع و آسان

پیشنهاد
٣

با بلندترین صدای ممکن داد زدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

لباس رسمی مردانه ( کت و شلوار و کراوات )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

نارنجی آتشین مسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٢

مواجه شدن ( با یک مشکل ) روبه رو شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٢

کاسه کوزه های کسی را برهم زدن نقشه های کسی را نقش بر آب کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٣

به موقع جایی رسیدن، سر قرار حاضر شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

از

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

شناختن دانستن درباره چیزی یا کسی شنیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

محروم کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

حاصل شدن نتیجه دادن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

باهام بیا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

آدم مرموز و تودار و ناشناخته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سالم و سرحال بودن، چاق و چله

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

یک ضرب, شب و روز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

هزینه/صورتحساب کسی را پرداخت کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

( تخلف ) به گردن کسی انداختن، نسبت دادن به

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

ساختن با، کنار آمدن با، مدارا کردن با، تاب آوردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٤

صرف نظر از، هرچقدر هم . . . ، هر کجا هم . . . ، هرطور هم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

عمرا، نه به جان شما، هیج راه نداره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

محتاط، دقیق، مواظب هوشیار، حواس جمع

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

هوشیار، زرنگ، حواس جمع، متوجه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در جوانی خود، در دوران جوانی خود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوشی تلفن را بد گذاشتن ( تا کسی تماس نگیرد ) تلفن را قطع کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

صلابه قلابی که قصاب برای آویزان کردن لاشه یا گوشت استفاده می کند.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

چیزی را با نیرنگ از کسی گرفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شوخی نمی کنم، جدی میگم.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

دارم جدی میگم.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

هیچ گارانتی ای نیست. هیچ تضمینی نیست. معلوم نیست ( آخرش ) چی می شه.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

کارهای باقی مانده را تمام کردن. تمام کردن پروژه. کارهای نهایی پروژه / مقاله / … را انجام دادن.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

هم نظر بودن، تفاهم داشتن، هم رای بودن، یکدل بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

برپا کردن، نصب کردن، ساختن، بنا کردن، زدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرکوب کردن، فرو نشاندن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خیالم راحت شد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

به بازی گرفته نشدن تحویل گرفته نشدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

افسوس ( کسی/چیزی را ) خوردن؛ غصه خوردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خود را از پا انداختن، از خود خیلی کار کشیدن، ترس خود را کشیدن، روی خود فشار آوردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

به حالت اول برگشتن، جان سالم بدر بردن، دوباره روی پای خود ایستادن، دوباره از زمین بلند شدن

پیشنهاد
٤

آرزوی موفقیت کردن، دعا کردن، امیدوار بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

به زبان ساده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

زیاده روی کردن، از پرخوری ترکیدن، به اندازه گاو خوردن، تا خرخره خوردن، این قدری خوردن تا ترکیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

مهمان من باشید، من پولش را می دهم، بفرمایید، خواهش میکنم، با کمال میل، راحت باش، هر طور راحتی.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

با شور و شوق و شتاب زیاد، مثل چی، چه جور.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مضطرب، نگران، عصبی، شخصی با اعصاب خرد/داغون

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ردیف جلو ( اتومبیل رانی ) ، خط یک