ترجمه‌های محسن قنبری (١٣٤)

بازدید
٩٦٩
تاریخ
١ سال پیش
متن
There is a chronic shortage of teachers.
دیدگاه

کمبود مداوم معلم وجود دارد

تاریخ
١ سال پیش
متن
All tyranny is hateful to us.
دیدگاه
٠

همه ی ستم ها برای ما نفرت انگیز است

تاریخ
١ سال پیش
متن
As President, he affirmed that no tyranny went unnoticed.
دیدگاه
٠

او به عنوان رییس جمهور تأیید کرد که هیچ ستمگری نادیده گرفته نمی شود

تاریخ
١ سال پیش
متن
The unthankful heart. . . discovers no mercies; but let the thankful heart sweep through the day and, as the magnet finds the iron, so it will find, in every hour, some heavenly blessings! Henry Ward Beecher
دیدگاه
٠

قلب ناسپاس هیچ رحمتی را درنمی یابد اما بگذار قلب شکرگزار تمام روز را بروبد ، تا همانطور که آهنربا آهن را می یابد، در هر ساعت، برکاتی بهشتی بیابد! هنر ...

تاریخ
١ سال پیش
متن
An unthankful Christian is a defeated Christian for he has lost his joy.
دیدگاه
٠

یک مسیحی ناسپاس مسیحی شکست خورده ایست زیرا شانس خود را از دست داده است

تاریخ
١ سال پیش
متن
She was unthankful to her boy friend for his gift.
دیدگاه
٠

او از دوست پسرش به خاطر هدیه اش گلایه مند بود

تاریخ
١ سال پیش
متن
Stop weeping for such an unthankful man like him!
دیدگاه
٠

برای چنین مرد حق نشناسی مثل او گریه نکن!

تاریخ
١ سال پیش
متن
He was not unthankful for that.
دیدگاه
٠

او از این بابت ناشکر نبود

تاریخ
١ سال پیش
متن
Better be unborn than untaught, for ignorance is the root of misfortune.
دیدگاه
٠

به دنیا نیامدن بهتر از نیاموختن است، زیرا جهل ریشه بدبختی است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Better be unboun than untaught, for ignorance is the root of misfortune.
دیدگاه
٠

به دنیا نیامدن بهتر از نیاموختن است، زیرا جهل ربشه بدبختی است است

تاریخ
١ سال پیش
متن
Untaught people whose verbal skills are grossly deficient.
دیدگاه
٠

افراد نیاموزیده که مهارت کلامی ناقصی دارند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Wholly untaught, with faculties quite torpid, they seemed to me hopelessly dull.
دیدگاه
٠

کاملا آموزش ندیده ، با استعداد محیر العقول، برایم بشدت خسته کننده اند

تاریخ
١ سال پیش
متن
A child is better unborn than untaught.
دیدگاه
٠

بچه بهتر است به دنیا نیاید تا اینکه اموزش نبیند

تاریخ
١ سال پیش
متن
He was a chronic alcoholic and unable to hold down a job.
دیدگاه
٠

او یک دائم الخمر بود و قادر به حفظ شغل نبود

تاریخ
١ سال پیش
متن
He is a chronic alcoholic.
دیدگاه
٠

او یکدائم الخمر است

تاریخ
١ سال پیش
متن
000 deaths a year from chronic lung disease are attributable to smoking.
دیدگاه
٠

سالانه000 مرگ و میر ناشی از بیماری مزمن ریوی ناشی از مصرف سیگار است

تاریخ
١ سال پیش
متن
About 4% of the prison population have chronic psychiatric illnesses.
دیدگاه
٠

حدود 4 درصد از جمعیت زندانیان دچار بیماری های بیماری های روانی مزمن هستند

تاریخ
٣ سال پیش
متن
We have an option on the house.
دیدگاه
٠

ما گزینه ای در اختیار داریم.

تاریخ
١ سال پیش
متن
I think you have been shabbily treated.
دیدگاه
٠

له نظرم فکر می کنم با شما بدرفتاری شده است

تاریخ
١ سال پیش
متن
She was shabbily dressed.
دیدگاه
٠

او ( زن ) لباسی کهنه پوشیده بود

تاریخ
١ سال پیش
متن
The hostages were shabbily treated when they came home.
دیدگاه
٠

با گروگانها رفتار زشتی شد وقتی به میهن برگشتند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
A great many empty barrels were amongst the flotsam from the ship.
دیدگاه
٠

تعداد زیادی بشکه های خالی در بین بقایای کشتی بود

تاریخ
١ سال پیش
متن
He would walk along the beach collecting the flotsam and jetsam that had been washed ashore.
دیدگاه
٠

او در امتداد ساحل راه می رفت و هرچیزی که به ساحل می رسید را جمع می کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
We wandered along the shore, stepping over the flotsam that had washed up in the night.
دیدگاه
٠

ما در امتداد ساحل پرسه زدیم و از روی خرابه هایی که در طول شب به ساحل کشیده شده بود، قدم زدیم.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Autolysis The self - destruction of cells by digestive enzyme activity.
دیدگاه
٠

خودکافت: خود تخریب سلول ها توسط فعالیت آنزیم های گوارشی

تاریخ
١ سال پیش
متن
Necropsy of the fetus reveals autolysis which is nonspecific.
دیدگاه
٠

کالبدگشایی جنین خودکافتی را نشان می دهد که غیر اختصاصی است

تاریخ
١ سال پیش
متن
The technical methods of autolysis and hydrolysis of exogenous enzymes were used to process the protein and nucleic acid of Corynebacterium crenatium.
دیدگاه
٠

روش های فنی خودکافتی و آبکافت آنزیمهای برونزاد برای پردازش پروتئین و اسید نوکلئیک Corynebacterium crenatium استفاده شد

تاریخ
١ سال پیش
متن
The changing temperature autolysis of spent brewer's yeast was researched, and the autolysis conditions were optimized as well.
دیدگاه
٠

تغییر دمای خودکافتی مخمر آبجو مصرف شده مورد بررسی قرار گرفت و شرایط خودکافتگی نیز بهینه شد

تاریخ
١ سال پیش
متن
Under the tyranny of the dictator, thousands of innocent people were unlawfully imprisoned or killed.
دیدگاه
٠

در لوای بیداد ستمگر، هزاران انسان بی گناه به طور غیرقانونی زندانی یا کشته شدند

تاریخ
١ سال پیش
متن
The children had no protection against the tyranny of their father.
دیدگاه
٠

فرزندان در مقابل بیداد پدرشان هیچ حمایتی نداشتند

تاریخ
١ سال پیش
متن
They came to America to escape political tyranny.
دیدگاه
٠

آنها از دست استبداد سیاسی به آمریکا فرار کردند

تاریخ
١ سال پیش
متن
Self-expression and individuality are the greatest weapons against tyranny.
دیدگاه
٠

خودابرازی و اصالت، بزرگترین سلاح ها در برابر استبداد است

تاریخ
١ سال پیش
متن
I'm the sole victim of Mother's tyranny.
دیدگاه
٠

من قربانی منحصر بفرد ظلم مادر هستم

تاریخ
١ سال پیش
متن
His feelings for her eventually changed from fondness to love.
دیدگاه
٠

در نهایت احساساتش به وی از علاقه به عشق تغییر یافت.

تاریخ
١ سال پیش
متن
They believed their love would last a lifetime.
دیدگاه
٠

آنها ایمان داشتند که عشقشان ابدی است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Her love for him prevented her from seeing the truth.
دیدگاه
٠

عشقش به او مانع حقیقت بینیش شد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Our mother showed her love in many ways.
دیدگاه
٠

مادرمان عشقش را بطرق زیاد نشان داد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
He has a great love for music.
دیدگاه
٠

او دلدادگی بزرگی به موسیقی دارد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
She was his first love.
دیدگاه
٠

او اولین دلدادگیش بود.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Sailing is one of her great loves.
دیدگاه
٠

قایقرانی یکی از علایق شدید او بود.

تاریخ
١ سال پیش
متن
He told her he loved her and asked her to marry him.
دیدگاه
٠

اقا به خانم گفت که او را دوست دارد و ازش درخواست ازدواج کرد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
She loves her two best friends equally.
دیدگاه
٠

او بهترین دو دوست خود را یکسان دوست داشت.

تاریخ
١ سال پیش
متن
I love gardening and look forward to getting back to my flower beds every spring.
دیدگاه
٠

من عاشق باغبانی هستم و مشتاقانه منتظر هستم که هر بهار به باغ گل هایم برگردم.

تاریخ
١ سال پیش
متن
She loves to buy presents for her grandchildren.
دیدگاه
٠

او دوست دارد برای نوه هایش هدایایی بخرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
The little boy loves his dad to read him a story before bed.
دیدگاه
٠

پسر کوچک دوست دارد پدرش قبل از خواب برایش داستانی بخواند

تاریخ
١ سال پیش
متن
He loves chili spicy, but I like it mild myself.
دیدگاه
٠

او عاشق فلفل تند است، اما من شخصا آن را ملایم دوست دارم

تاریخ
١ سال پیش
متن
I love it when you bring me flowers!
دیدگاه
٠

کار گل اوردنت را دوست دارم

تاریخ
١ سال پیش
متن
He had loved her only once, but she knew now she was pregnant.
دیدگاه
٠

وی ( اقا ) فقط یک بار با او ( خانم ) همبستر شده بود اما او ( خانم ) اکنون میدانست که باردار شده است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Her job with the animal shelter doesn't pay a great deal, but she finds the work very fulfilling.
دیدگاه
٠

کارش در پناهگاه حیوانات پول زیادی براش نداره، ولی کارش رو خیلی باارزش میبینه