پیشنهاد‌های مهدی قهرمانلو (٦٨)

بازدید
٣٩٧
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

خشمگین ، وحشی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

Or heavy leather whip

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

تازیانه ی سهمگین

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

Bent down/sit down/ lie down

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

آویزان کردن یا برداشتن مثل نامه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

Post pone for sth

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

Show off=try to inpress people with your . . . . . ability , your knowledge etc

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

Cross out means delete for instance from list دو تا خط را روی هم کشیدم ضربدری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

Include

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

Abadis is the name of a doctor in the hakhamaneshian area and that is the name of this dictionary that i use it

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

Facility= امکانات

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

واقع بینی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

لکنت زبان داشتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

زیر لب چیزی گفتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

خواهش کردن، درخواست کردن And the felling of that is desperate

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

The feeling of that

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

سازمان دادن ، مرتب کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

خوشبو ، معطر The synonymous word for that is fragrant, aromatic, perfumed/scented

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

بوی خوش، معطر

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

Middle of the road

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

I consider or in my view

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

Choices on your account about what people see on your profile

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

Ice covering the areas at the north and south poles

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

حواله پیش از پرداخت And the synonymous word of that is overdraft

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

Beatiful

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

Parlimant seat that won with narrow vote

پیشنهاد
٣

When that he can When that is possible

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

مشاوره، مشورت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

The abbreviation of CLOSED CRICUIT TELEVISION

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

نان سبوسدار

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

Amplify

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

سرزنش کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

ناهموار، دندانه دار

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

واگذار کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

( Uncountable ) finding out beforehand what people want or need

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

Sth very important which must be dealt with first

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

مامور رسمی دولت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

سالن های سخنرانی در دانشگاه های معتبر

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

ترحم، دلرحمی، دلسوزی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

رنده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

غژغژ کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

پس از مدتی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

IN A VERY DIFFICULT SITUATION

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

Unimportant thing, small

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

Development

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

دستساز

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

شاگردی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

خستگی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

A thing that is difficult and you should waste alot of time with it

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

At a time which is less busy

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

عضویت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

جوش دادن به هم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

Handle of the door or another furniture

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

The abbrrviation of I owe you

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

ملقب به Also known as

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

Means at some special time

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

Means which happened at once that is one meaning of this and another meaning means immediately

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

Waste time

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

وقت تلف کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

Stage مرحله

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

چیز پر سر و صدا

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

متقاعد

پیشنهاد
٣٩

Means in english please answer

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

An inexplicable feeling that you have already been somewhere or exprienced something before The explanistion is english not french

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

فاسد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

در آغوش گرفتن ، نوازش

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

سکته قلبی یا مغزی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

یا نوازش کردن