تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

( herein ( here in در اینجا، در این باره e. g. herein were many roads cut across the forest در اینجا راه های زیادی وجود داشت که از وسط جنگل کشیده شده ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

mellow ۱ ) رسیده شدن grapes were mellowing in the sun انگورها زیر آفتاب رسیده تر می شدند. ۲ ) پخته شدن، ۳ ) موقر شدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

lick لیس زدن، زبانه کشیدن e. g. flames were licking the logs شعله های آتش بر هیزم ها زبانه می کشیدند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

spark درخشیدن e. g. fireflies were sparking in the darkness حشرات شبتاب در تاریکی می درخشیدند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

fireflies=

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

burst منفجر شدن، ترکیدن e. g. firecrackers were bursting all around us ترقه ها در اطرافمان می ترکیدند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

burst ترکیدن، منفجر شدن e. g. firecrackers were bursting all around us ترقه ها در اطرافمان می ترکیدند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

reap ( بریدن و ) درو کردن e. g. farmers were reaping wheat کشاورزان گندم درو می کردند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

pitch انداختن farmers were pitching bundles of cotton into the wagon کشاورزان بسته های پنبه را به داخل واگن می انداختند.

پیشنهاد
١

lumber درخت بریدن و الوار کردن farmers were lumbering their woods and sending them to lumber yards کشاورزان درختان خود را برای الوار سازی می بریدند و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

high order explosion انفجار قوی یا شدید ( حد بالا )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

low order explosion انفجار ضعیف ( حد پایین )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

انجام رفت و آمد، رفت و آمدن کردن e. g. executives were ferried back and forth by air - plane رفت و آمد مدیران توسط هواپیما انجام می شد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

light فرود آمدن ducks were gabbling by the side of the pond مرغابی ها در کنار استخر قات قات می کردند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

gabble ( مثل غاز ) قات قات کردن، غات غات کردن مثل غاز e. g. ducks were gabbling by the side of the pond مرغابی ها در کنار استخر قات قات می کردند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

duck

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

ring چرخیدن، چرخ زدن ( دور ) dogs were ringing the herd سگ ها دور گله چرخ می زدند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

ring چرخیدن، چرخ زدن ( دور ) dogs were ringing the herd سگ ها دور گله چرخ می زدند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

shuttle

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

weave از لابلای جمعیت ( یا ترافیک و غیره ) عبور کردن

پیشنهاد
١

weave از لابلای جمعیت ( یا ترافیک و غیره ) عبور کردن

پیشنهاد
١

squelch صدای چلپ چلوپ ( مثلا صدای گام برداشتن در گل و لای )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

be bombed out 1 ) phrasal verb: if you are bombed out, your home is destroyed by bombs be bombed out ( of something ) a programme of house - buildin ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

just as درست همچون e. g. Some memory, to be able to erase; Just as some people, to be able to replace. بعضی خاطره ها، قابل پاک شدنن; درست مثل بعضی آ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

just as e. g. just as you say ( exactly what you say )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

just as

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

در نظر گرفتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

an agreed minimum amount than an person can expect to receive

پیشنهاد
١

picklock

پیشنهاد
١

soup ماده منفجره

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

آمریکا عامیانه: گاو صندوق بزرگ

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

vault

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

مترادف ۱ ) furnish ۲ ) provide فراهم کردن جور کردن ( دست و پا کردن چیزی ) . I can tell you how to raise the money بهت میگم اون پول چطور جور کنی.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

تمجید کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

swineflesh

پیشنهاد
١

speculate

پیشنهاد
١

evacuate ۱ ) ( محتویات چیزی را خالی کردن به ویژه بیرون کشیدن هوای چیزی ) تهی کردن ۲ ) تخلیه مکانی به خاطر بودن خطری نزدیک آن ۳ ) خلا ایجاد کردن، تهی ...

پیشنهاد
١

evacuate ۱ ) ( محتویات چیزی را خالی کردن به ویژه بیرون کشیدن هوای چیزی ) تهی کردن ۲ ) تخلیه مکانی به خاطر بودن خطری نزدیک آن ۳ ) خلا ایجاد کردن، تهی ...

پیشنهاد
٢

evacuate ۱ ) ( محتویات چیزی را خالی کردن به ویژه بیرون کشیدن هوای چیزی ) تهی کردن ۲ ) تخلیه مکانی به خاطر بودن خطری نزدیک آن ۳ ) خلا ایجاد کردن، تهی ...

پیشنهاد
٢

flutter butterflies were fluttering over the flowers پروانه ها برفراز گل ها این سو و آن سو می رفتند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

flit ( به آسانی و سرعت ) پرواز کردن، بال زدن مثلا پروانه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

flit ( به آسانی و سرعت ) پرواز کردن، بال زدن مثلا پروانه

پیشنهاد
١

flirt اینسو و انسو جهیدن butterflies were flirting among the flowers پروانه ها در میان گل ها به این سو و آن سو می رفتند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

rage buildings were still tottering and flames raging ساختمان ها هنوز متزلزل بودند و شعله ها سر به فلک می کشید.

پیشنهاد
٢

rage buildings were still tottering and flames raging ساختمان ها هنوز متزلزل بودند و شعله ها سر به فلک می کشید.

پیشنهاد
٢

rage buildings were still tottering and flames raging ساختمان ها هنوز متزلزل بودند و شعله ها سر به فلک می کشید.

پیشنهاد
١

totter متزلزل بودن در شرف افتادن بودن تلوتلوخوردن

پیشنهاد
١

haphazardly بصورت تصادفی بدون نظم وترتیب e. g. books were piled on shelves haphazardly کتاب ها را بدون نظم و ترتیب روی میز انباشته کرده بودند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

phrasal verb to rest or cause to rest on the surface of a fluid or in a fluid or space without sinking; be buoyant or cause to exhibit buoyancy Coll ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

blacksmith