تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

dicker بده و بستان ( سیاسی و اداری و غیره ) ، زد و بند e. g. dickers which are being discussed in the lobby of the parliament بده و بستان هایی که در ...

پیشنهاد
١

deafen کر شدن، کر کردن، ( مجازی - از شدت صدا ) گوش کسی را کر کردن e. g. we are being deafened by the neighbor's radio رادیوی همسایه گوش ما را کر می ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

deafen کر شدن، کر کردن، ( مجازی - از شدت صدا ) گوش کسی را کر کردن e. g. we are being deafened by the neighbor's radio رادیوی همسایه گوش ما را کر می ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

deny راه ندادن، اجازه ( ی بکار بردن یا ورود و غیره ) ندادن، ندادن e. g. they are being denied the opportunity to grow as normal children به آنها ا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

sling up بالا کشیدن e. g. the stairway being too narrow they slung the piano up with ropes چون پلکان باریک بود پیانو را با طناب بالا کشیدند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بالا کشیدن e. g. the stairway being too narrow they slung the piano up with ropes چون پلکان باریک بود پیانو را با طناب بالا کشیدند.

پیشنهاد
١

bandy about دهان به دهان شدن رد و بدل شدن e. g. the reports being bandied about are completely false گزارش هایی که دهان به دهان می گردد کاملا دروغ اس ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

bandy about دهان به دهان شدن رد و بدل شدن e. g. the reports being bandied about are completely false گزارش هایی که دهان به دهان می گردد کاملا دروغ اس ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

دهان به دهان شدن رد و بدل گشتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

elevate بالا بردن e. g. the gas, being lighter than air, elevates the balloon گاز چون از هوا سبک تر است بالون را بالا می برد.

پیشنهاد
١

use بهره گیری کردن، استثمار کردن، انتفاع بردن، سوار کسی شدن e. g. he is being used by his wife's family خانواده ی زنش سوار او شده اند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

use بهره گیری کردن، استثمار کردن، انتفاع بردن، سوار کسی شدن e. g. he is being used by his wife's family خانواده ی زنش سوار او شده اند.

پیشنهاد
٢

use بهره گیری کردن، استثمار کردن، انتفاع بردن، سوار کسی شدن e. g. he is being used by his wife's family خانواده ی زنش سوار او شده اند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

محاکمه کردن، مورد دادرسی قرار دادن e. g. he is being tried for murder دارند او را به اتهام قتل محاکمه می کنند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

bum e. g. bum leg پای شل

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

bum

پیشنهاد
١

bum

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

bum ( آدم ) بی عار

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

lack نداشتن، فاقد بودن 1 ) Your daily diet should not lack fruits and vegetables. رژیم غذایی روزانه شما نباید فاقد میوه و سبزیجات باشد 2 ) His probl ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

lack نداشتن، فاقد بودن 1 ) He lacks the energy to see the project through او انرژی لازم برای تا پایان پیش بردن آن پروژه را نداشت 2 ) Thousands of peo ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

bliss سعادت، شادکامی، خوشی 1 ) the holidays we spent together were true bliss تعطیلاتی را که با هم گذراندیم خوشی محض بود. 2 ) a state of total bliss ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

bliss سعادت، شادکامی، خوشی 1 ) pure bliss شادکامی محض 2 ) she is drowning in bliss او غرق در شادکامی است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

bliss سعادت، شادکامی، خوشی 1 ) It was a scene of such domestic bliss این صحنه ای بود از یک سعادت خانوادگی 2 ) Joy and bliss can come from the little ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

blessing نعمت، برکت، موهبت، توفیق، رضایت e. g. being thankful for your blessings will increase your blessings شکر نعمت، نعمتت افزون کند

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

blessing نعمت، برکت e. g. being thankful for your blessings will increase your blessings شکر نعمت، نعمتت افزون کند

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

infamy رسوایی، ننگ، بی آبرویی e. g. being accused of murder added to his infamy اتهام به قتل او را رسواتر کرد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

wanderlust سفر دوستی، عشق به مسافرت e. g. being a travelling salesman has allowed him to pamper his wanderlust فروشنده ی سیار بودن به او اجازه داده ا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

pamper اقناع کردن e. g. being a travelling salesman has allowed him to pamper his wanderlust فروشنده ی سیار بودن به او اجازه داده است که سفر دوستی خو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

territorial entity تمامیت ارضی e. g. in order to preserve chinese territorial entity به منظور حفظ تمامیت ارضی کشور چین

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

territorial entity تمامیت ارضی e. g. in order to preserve chinese territorial entity به منظور حفظ تمامیت ارضی کشور چین

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

کندن و بیرون آوردن e. g. miners were hewing out the coal معدنچیان زغالسنگ را می کندند و بیرون می آوردند.

پیشنهاد
١

hew out کندن و بیرون آوردن e. g. miners were hewing out the coal معدنچیان زغالسنگ را می کندند و بیرون می آوردند.

پیشنهاد
٢

lump together

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

lump together دسته بندی کردن e. g. men were lumped together according to height مردان را برحسب قدشان دسته بندی می کردند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

meager نزار meager were his look . . . ( شکسپیر ) قیافه اش نزار بود . . .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

put to death دستور کشتن دادن، اعدام کردن e. g. many were put to death through his orders عده ی بسیاری به دستور او اعدام شدند.

پیشنهاد
١

put to death دستور کشتن دادن، اعدام کردن e. g. many were put to death through his orders عده ی بسیاری به دستور او اعدام شدند.

پیشنهاد
٢

bill and coo بوسیدن و ( با مهربانی و ملایمت ) در آغوش گرفتن lovers were billing and cooing on the bench عشاق روی نیمکت مغازله می کردند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

bill and coo بوسیدن و ( با مهربانی و ملایمت ) در آغوش گرفتن lovers were billing and cooing on the bench عشاق روی نیمکت مغازله می کردند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

Londoner e. g. londoners were herding on subway platforms لندنی ها گله وار روی سکوهای مترو جمع شده بودند.

پیشنهاد
٢

sport جست و خیز کردن e. g. lambs were sporting in the field بره ها در مزرعه جست و خیز می کردند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

( implement ( n عامل اجرا، مجری، ابزار e. g. judges were trying to be efficient implements of justice قضات می کوشیدند که مجریان موثر عدالت باشند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

( implement ( n عامل اجرا، مجری، ابزار e. g. judges were trying to be efficient implements of justice قضات می کوشیدند که مجریان موثر عدالت باشند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

drive out بیرون کردن از مکانی رانده شدن jews were rabbled and driven out of town یهودیان مورد حمله ی اوباش قرار گرفتند و از شهر رانده شدند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

drive out بیرون کردن از مکانی رانده شدن jews were rabbled and driven out of town یهودیان مورد حمله ی اوباش قرار گرفتند و از شهر رانده شدند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

drive out بیرون کردن از مکانی رانده شدن jews were rabbled and driven out of town یهودیان مورد حمله ی اوباش قرار گرفتند و از شهر رانده شدند.

پیشنهاد
١

rabble مورد حمله اوباش قرار گرفتن e. g. jews were rabbled and driven out of town یهودیان مورد حمله ی اوباش قرار گرفتند و از شهر رانده شدند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

scapegoat عامل، باعث و بانی e. g. jews were made a scapegoat for all of germany's misfortunes یهودیان را عامل همه ی بدبختی های آلمان شمردند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

scapegoat عامل، باعث و بانی e. g. jews were made a scapegoat for all of germany's misfortunes یهودیان را عامل همه ی بدبختی های آلمان شمردند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

hurtle پرتاب کردن، انداختن e. g. indians were hurtling stones from the hilltop سرخپوستان از بالای تپه سنگ پرتاب می کردند.