پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٣,٠٣٣)

بازدید
٧,٧٦٣
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نام ( اسم ) از فعل cure درمان، علاج، مداوا.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

دادن - بخشیدن به

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

bestow on پخش - توزیع کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تصمیم قطعی گرفتن در باره ی چیزی this being resolved upon در باره ی آن یک بار تصمیم گرفته شده است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

دمیدن - فوت کردن به.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

To blow upon ; to cause to swell up

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوردن کمی از. to fast on bread and water. خوردن کمی نان و آب. ( فرهنگ انگلیسی - انگلیسی وبستر چاپ 1925 )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

as. . . so همین طور، همچنین، همچنین که، همچنان که، آن گونه که. as i helped you, so you ought to help my son همچنان که من شما را یاری کردم، شما هم پس ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

جهان فانی، دنیای فانی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به تندی وزیدن، به شدت دمیدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

تکنولوژی: این واژه ی فرانسوی با ریشه یونانی، در سال 1896 به زبان فرانسه راه یافته یا در آن ساخته شده است و از واژه ی یونانی tekhnologia ساخته شده که ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

وقت گذرانی کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

اجازه عبور دادن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

1 - رها کردن برای افتادن. 2 - گریختن، در رفتن، فرار کردن، فلنگ را بستن، به چاک زدن.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

بحبوحه: همتای پارسی این واژه ی عربی، به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: اودان udān ( سنسکریت: uddāna ) گرفا garfā ( سنسکریت: garbha ) نیوه nive ( کردی ) ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

درخشیدن در جلوی، تابیدن در راستای، پرتو افکندن در امتدادِ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

درخشیدن بر روی - بر بالای - سرتاسرِ، تابیدن تا تهِ - بر بالای - بر سرِ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - فرق. این واژه ی عربی به تنهایی در پارسی به واتای [کردی] ( معنی ) نوک، راس، چکاد به کار نمی رود؛ کسی نمی گوید فرق کوه یا درخت یا میله و. . . ؛ و ت ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

= pour out بیرون ریختن، خالی کردن.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

آزمودن برای زدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

وانمود کردن به رفتن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پیشنهاد انجام دادن کاری را دادن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

به مثابه: مثابه واژه ی عربی است؛ همتای پارسی اینهاست: به سانِ ( دری ) ماناکوی mānākuye ( سغدی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دست کشیدن بر پشت کسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عقده حقارت: همتای پارسی این دو و اژه ی عربی، این است: اَمهَس کمیستی amhase - kamisti ( سنسکریت: amhas؛ کمیستی از پهلوی: kamistih )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

عقده: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: اَمهَس ( سنسکریت )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - طبیعی ( برخاسته از طبیعت، آن چه مصنوعی نیست ) . همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پراکریت perākrit ( سنسکریت: prākreta ) ساتویکا sātvikā ( ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واگذار - رها - تسلیم - تفویض کردن، تحویل دادن، سپردن.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

مذهب: شاخه ای از دین است که مجموعه یا برخی رفتارهای دینی وابسته به پندارهای مقدس فرا این جهانی را که برای روان انسان در پیوندش با خدا مقدر شده است، ب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤

مرز مشخص، حد معین

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مفتخر: همتای پارسی این واژه ی نازیبای عربی، اینهاست: آدریتا ( سنسکریت: ādŕetā ) ارهیتا arhitā ( سنسکریت ) اوپاسیت upāsit ( سنسکریت: upāsita )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کشیدن - گستردن - گسترش دادن به آن سوی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

1 - دور شدن، گذشتن، عبور کردن، با پرش عبور کردن، جستن، جهش کردن. 2 - گذراندن، عبور دادن. 3 - پیشی گرفتن، جلو افتادن، از کنار چیزی یا کسی گذشتن برای ن ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ظواهر: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: افزیسان �fzisān ( سغدی: افذیس �fżis با پسوند جمع آن )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جهت دهی: جهت واژه ای عربی و دهی پارسی است و روی هم به معنی هدایت کردن است؛ همتای پارسی این است: نمونش nemuneŝ ( دری )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤

کسی را در جلوی خودش ستودن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فوران: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: اژغد ažqad ( سغدی ) ایزدم izdam ( پارتی ) تیزک tizak ( خراسانی ) یئیشا yaiŝā ( اوستایی: yaeŝa )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خلاقانه: خلاق واژه ای عربی است که پسوند پارسی آنه به آن افزوده شده است؛ همتای پارسی به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: داتانه ( اوستایی: dāta با پسوند دری ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خلاق: همتای پارسی این واژه ی عربی، به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: داتا dātā ( اوستایی: dāta ) دامگاد dāmgād ( پارتی: دامذاد dāmżād ) دانمی dānmi ( او ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤

فراتر بردن، به جای دوری بردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

این سو و آن سو بردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

1 - ادامه دادن. 2 - رسیدن. 3 - گذشتن، چشم پوشی کردن. 4 - گستردن، پهن - ولو کردن. 5 - پیش بردن، جلو انداختن. 6 - رخ دادن، انجام گرفتن. ( فرهنگ انگلیسی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

از هم جدا کردن، دور - پراکنده - متفرقـ دفع ـ طرد کردن یا شدن، برداشتن، بیرون آوردن، خارج کردن، حذفـ محو ـ زایل کردن. ( فرهنگ انگلیسی - فرانسه لاروس چ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

1 - دلواپس کسی یا چیزی بودن. 2 - آرزومند ـ مشتاق کسی یا چیزی بودن.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

رساندن به سوی دیگر، بردن به آن طرف

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

to aid in surmounting کمک کردن برای پیروز شدن. ( فرهنگ انگلیسی - انگلیسی وبستر چاپ 1925 )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

1 - تمیز ( پاک، پاکیزه ) . همتای پارسی این واژه ی عربی، به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: پاک ( دری ) پواگ pavāg ( پارتی ) سترا sotrā ( خراسانی: sotra ) ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تطهیر: همتای پارسی این واژه ی عربی، به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: پواژ pavāž ( پارتی ) پسوچ pasuc ( سغدی: pasoc ) پاتیاپ، pātyāp پادیاب pādyāb ( پهل ...