پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٣,٠٣٣)

بازدید
٧,٧٦٣
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به گردش درآوردن، چرخاندن.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سو استفاده: سوء و استفاده دو واژه ی عربی است؛ همتای پارسی اینهاست: بد زیام bad - zyām ( دری ـ سغدی ) بدبهرگی bad - bahregi ( دری )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

منسوخ: همتای پارسی این واژه ی عربی به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: کشپیت kaŝpit ( سنسکریت: kŝapita ) برافتاده، ورافتاده ( دری )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پیاده شده.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

راهنمایی کردن به آن سوی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

راهنمایی کردن به سوی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

قرینه: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: سَجاهَر ( دری )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

خلاف قاعده: همتای پارسی این دو و اژه ی عربی، این است: پاد اُستام pād - ostām ( پهلوی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مرحمت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: نیکویی ( دری ) اُمیا omyā ( سنسکریت ) دشارمی doŝārmi ( مانوی: doŝārmih )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

این عبارت به چه معنی است؟

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

رعد: همتای پارسی این واژه ی عربی، به ترتیب کمی بخش یا سیلاب، اینهاست: گورم gurm ( کردی ) وانت vānt ( سنسکریت: dvānta ) تندر tondar ( دری ) گیریناک ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

قوت قلب: همتای پارسی این دو و اژه ی عربی، اینهاست: دلگرمی، انگیزه ( دری ) ستوا satvā ( سنسکریت: sattva )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کرند kerend این نام در سنسکریت کرنده kranda به واتای [کردی] ( معنی ) غرش، فریاد. است. ( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز چاپ 1965 )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ناقض: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: ریپتک riptak ( پهلوی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

علم منطق: قوانینی که رعایت آنها ذهن را از خطا در اندیشیدن مصون می�دارد؛ یا دانشی است که از قوانین ذهن در پیوند آن با حقیقت سخن می گوید تا روابط حقیقی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ابهت: ویژگی ظاهری و درونی کسی که نشانگر اقتدار، وقار، تاثیر گذاری بر دیگران است و باعث می شود دیگران به وی احترام بگذارند و از وی حرف شنوی داشته باشن ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ابهت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: شکوه، دارات، آروند ārvand، فرهت farhat ( دری ) ائیر a�ir ( اوستایی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

حواس پرت: حواس واژه ای عربی است و پرت پارسی است؛ همتای پارسی اینهاست: گیج، پریشان، سرگشته ( دری ) دودمند dudmand ( مانوی ) پتام patām، کچ kec ( سغد ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کمک ( شبه جمله ) به معنی کمک کنید، به دادم برسید. ( فرهنگ بزرگ سخن )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

1 - ئسخه ( عدد، مانند یک نسخه از کتاب ) همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: ویژین vižin ( کردی: viržin ) 2 - ( دستور پزشک ) . همتای پارسی این اس ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واهی: این واژه در پهلوی واهَر گفته می شده و همتاهای دیگر آن پوچ و بیهوده است؛ ولی واهی در عربی، به معنی سست، ضعیف است نه بیهوده و پوچ.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

هلنا: این نام در سنسکریت هِلَنَه helana و به معنی مهر ورزی، عشق بازی، عشق بازی همه جوره می باشد. ( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز، ص 1305 ستون ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

هلینا: این نام در سنسکریت هِلَنَه helana و به معنی مهر ورزی، عشق بازی، عشق بازی همه جوره می باشد. ( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز، ص 1305 ستو ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مرحبا: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: آفرین، خَهی ( دری ) سادواس sādvās ( سنسکریت: sādhvās )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

انعام: این واژه ی عربی در پارسی به واتای [کردی] ( معنی ) چهارپایان به کار نمی رود که به واتای پاداش است؛ ولی پارسی زبان به جای آن پاداش نمی گویند و پ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قبله qeble رو به رو، برابر، مقابل. قرآن: اجعلوا بیوتکم قبله! خانه های تان را رو به روی هم بسازید. یونس/87. ( فرهنگ عربی - فارسی لاروس، ترجمه حمید طبی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

هاریا: این واژه در سنسکریت ناریک ( مونث ) هاریَه به معنی دلربا، دلپسند، دلنشین، تو دل برو می باشد. ( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز، چاپ 1965 ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عطر آگین: عطر واژه ای عربی است و آگین پسوندی پارسی است. همتای پارسی این است: گلالس golālos ( دری با پسوند پهلوی اُس )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

هشتایی: قید حالت؛ به صورت هشتایی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کمال مطلق: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: اتیسیدی atisidi ( سنسکریت: atisiddhi )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

فضای مجازی: این دو واژه ی عربی، ترجمه ای نادرست از واژه ی انگلیسی Cyberspace است. این واژه اگر چه به ظاهر از دو بخش Cyber و space ساخته شده است، هنوز ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سانیکا: این واژه در سنسکریت به معنی نی، فلوت است. ( فرهنگ سنسکریت - انگلیسی مونیر ویلیامز، چاپ 1965 ص 1202 ستون سوم )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بالاجبار: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: اَرنیها ( سغدی با پسوند پهلوی یها )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اجبارا: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: اَرنیها ( سغدی با پسوند پهلوی یها )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

It is believed that as many as 5, 000 tribal villagers were forcibly converted from 1999 to 2001. گمان بر این است که ۵ هزار تن از روستائیان قبیله از ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤

He bid his friends farewell before leaving the country او پیش از ترک کشور، با دوستانش خداحافظی کرد The soldier bid his family farewell and went to wa ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ارائه: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: نَوان ( کردی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

حروف مقطعه: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: تک واجان takvājān ( دری )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ایذه: این نام در اوستایی: ایذَه iża؛ و در سنسکریت: iha ( این جا ) بوده است. اینکه نگارش تاریخی آن حفظ شده و همچنان که در اوستایی ایذه نوشته شده مانده ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جوار: همتای پارسی این واژه ی عربی، به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: زنتا zontā ( سغدی: ذنتا ) تنیشت taniŝt ( کردی ) اَپی ( سنسکریت ) همسایگی، نزدیکی ( ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مریوان: در میان واژه های پهلوی، مرینجان marinjān نام یکی از قبایل کرد است که مریوان هم نام یکی دیگر از آن قبایل می تواند باشد. مرینجان از مَر ( در سغ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ترمیم: همتای پارسی این واژه ی عربی، به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: سَمپَد ( سنسکریت ) بازسازی، بهسازی، نوسازی ( دری )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ارعاب: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: بیم افکنی، هراس افکنی، ترساندن ( دری ) بیمن bimen ( پهلوی ) هاسن hāsen ( هاس با پسوند پهلوی اِن ) پرب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ایجاز ( رساندن پیام با کمترین واژه ها ) : همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: کوبیژ kubeyž ( کردی: kurtbeyži )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

افتتاح: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: گشایش goŝāeŝ ( دری ) ویبستن vibastan ( پارتی ) پرفراز parfarāz ( اوستایی: پَئیری فراز pa�rifrāz )

پیشنهاد
٤

به بهترین شیوه، به خوبترین روش، به نحو احسن. How may we use the gift of free will in the best possible way, and why should we want to do so چگونه می ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤

به نحو احسن: In the best possible way، همتای پارسی این عبارت پارسی - عربی، اینهاست: به بهترین روشن، به خوبترین شیوه ( دری ) اورجیتام urjitām ( سنسک ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

رضوان: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: بهشت، فردوس، پردیس ( دری ) تاویش tāviŝ ( سنسکریت: tāviŝa ) ناکا ( سنسکریت: nāka ) ناندن nāndan ( سنسک ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

اجرای احکام: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: دایات بکتان dāyāte - baktān ( دایات؛ اوستایی با بکت از سنسکریت: bhakti با پسوند جمع آن )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تصدیق: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: پژگا pažgā ( سغدی: پچغا pacqā )