پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٢,٧٦٢)

بازدید
٦,٧٠٦
تاریخ
٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

توله: سنسکریت: تولَه tula همتا، همسان، مانند، نظیر. در زبان لری با همان گویش سنسکریت گفته می شود.

تاریخ
٦ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

سنسکریت: madhura

تاریخ
١٦ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

عزت: این واژه ی عربی، در آن زبان به معنی تکبر یا غرور است؛ قرآن: وَإِذَا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ، أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ. چون او را گوین ...

تاریخ
١٧ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

مال و ثروت: این دو واژه ی عربی یک واتا [کردی] ( معنی ) دارند و به کار بردن آنها با هم را افزوده نابجا، یا همانگویی ( عربی: حشو قبیح ) گویند که در پار ...

تاریخ
١٨ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

ملجاء: همتای پارسی این واژه ی عربی به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: پناه ( دری ) زیرا پناهگاه امروزه برای مکان به کار می رود. پانک pānak ( پهلوی ) اپست ...

تاریخ
١٨ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

عداوت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: دشمنی ( دری ) ساناوه sānāve ( سغدی )

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

اتحادیه: پیمانی که بر پایه آن، ایالت ها، کشورها یا نهادهای مستقل برای اهداف مشترک مانند دفاع، اقتصاد، یا سیاست خارجی با هم متحد شده اند، ولی استقلال ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

متوفیات: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: مردگان، درگذشتگان ( دری ) اِریستان ( مانوی ) ستشان satoŝān ( پهلوی ) .

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

متوفی: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: مرده، درگذشته، جانسپرده، دیده از جهان فرو بسته ( دری ) اریست erist ( مانوی ) اتیتا ateytā ( سنسکریت ) ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

صفت لیاقت: همتای پارسی این دو و اژه ی عربی، این است: بژناتاوی bežnātāvi ( بژنا:صفت؛ سغدی؛ آتاوی: لیاقت؛ از پهلوی: ātāvih؛که الف بژنا با آی آتاوی یکی ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

انتقال: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: جابجایی ( دری ) ویاچه vyāce ( اوستایی: وَئِچَه vaeca )

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: استیتی estiti ( سنسکریت: sthiti )

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

پیشی - سبقت گرفتن از

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

سنسکریت: svid

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

جاری - روان شدن. to flow

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

to glide over لیز - سر خوردن بر روی

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

افضل: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: برتر barter ( دری ) مازینگ māzing ( اوستایی: mazyangh )

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

اعلیحضرت: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: اِسکافر eskāfar ( سغدی: eskāfarn )

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

اعلی: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: پهرم pahrom ( پهلوی )

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

بیرون زدن یا برجسته شدن بیش از حد یک شیء نسبت به دیگری یا نسبت به یک سطح صاف. The rock jutted over the edge of the cliff سنگ از لبه پرتگاه بیرون زده ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

ستیغ: این واژه در سنسکریت stigh و فعلی است به معنی سوار شدن، بالا رفتن، گام برداشتن و چنین صرف می شود: stighnomi سوار می شوم، stighnosi سوار می شوی، ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

so as to prevent the flow of any liquid برای جلوگیری از جریان یافتن هرگونه مایع

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

بالعکس: همتای پارسی این ترکیب عربی، اینهاست: وارنگ vārang ( دری ) سرچپ sarcap ( خراسانی: sarcapa )

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

روکش کردن، روی چیزی را بستن

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

روکش کردن، روی چیزی را محکم بستن

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

She is excelling in her studies او در درس هایش درخشیده / سرآمد شده است.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

نشانگر، نشان دهنده، شاخص The high unemployment rate is indicatory of a struggling economy نرخ بالای بیکاری، نشانگر اقتصاد بیمار است.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

اطاله کلام: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: ژوتن žutan ( پهلوی )

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

مرحله اجرا: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، اینهاست: ماوِه ی جیان ( کردی و کردی: jyānin ) نیسنگ دایات nisange - dāyāt ( پهلوی - اوستایی )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نام ( اسم ) از فعل cure درمان، علاج، مداوا.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دادن - بخشیدن به

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

bestow on پخش - توزیع کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تصمیم قطعی گرفتن در باره ی چیزی this being resolved upon در باره ی آن یک بار تصمیم گرفته شده است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دمیدن - فوت کردن به.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

To blow upon ; to cause to swell up

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خوردن کمی از. to fast on bread and water. خوردن کمی نان و آب. ( فرهنگ انگلیسی - انگلیسی وبستر چاپ 1925 )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

as. . . so همین طور، همچنین، همچنین که، همچنان که، آن گونه که. as i helped you, so you ought to help my son همچنان که من شما را یاری کردم، شما هم پس ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

جهان فانی، دنیای فانی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

به تندی وزیدن، به شدت دمیدن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

تکنولوژی: این واژه ی فرانسوی با ریشه یونانی، در سال 1896 به زبان فرانسه راه یافته یا در آن ساخته شده است و از واژه ی یونانی tekhnologia ساخته شده که ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

وقت گذرانی کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

اجازه عبور دادن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

1 - رها کردن برای افتادن. 2 - گریختن، در رفتن، فرار کردن، فلنگ را بستن، به چاک زدن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

بحبوحه: همتای پارسی این واژه ی عربی، به ترتیب کمی سیلاب، اینهاست: اودان udān ( سنسکریت: uddāna ) گرفا garfā ( سنسکریت: garbha ) نیوه nive ( کردی ) ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

درخشیدن در جلوی، تابیدن در راستای، پرتو افکندن در امتدادِ

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

درخشیدن بر روی - بر بالای - سرتاسرِ، تابیدن تا تهِ - بر بالای - بر سرِ

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

1 - فرق. این واژه ی عربی به تنهایی در پارسی به واتای [کردی] ( معنی ) نوک، راس، چکاد به کار نمی رود؛ کسی نمی گوید فرق کوه یا درخت یا میله و. . . ؛ و ت ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

= pour out بیرون ریختن، خالی کردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

آزمودن برای زدن