تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال: The new episode included a massive lore drop. قسمت جدید، افشای بزرگی از پیشینه داستان را ارائه داد. The developer dropped major lore about t ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• افشای ناگهانی پیشینه داستان • انتشار اطلاعات مهم داستانی • رونمایی از رازهای دنیای داستان • افشای پس زمینه روایی • لو دادن اطلاعات جهان داستان تو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از ذهنم بیرون نمی رود مدام ذهنم را مشغول کرده ول کن ذهنم نیست دست از سر ذهنم برنمی دارد مدام در ذهنم می چرخد بی اجازه در ذهنم ساکن شده بی وقفه ذهنم ر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبیه ساز حرکت ماوس تکان دهنده ماوس ماوس جنبان دستگاه حرکت دهنده ماوس نرم افزار فعال ساز ماوس ماوس فعال کن حرکت دهنده خودکار ماوس نگه دارنده فعال بودن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• جدا کردن افکار از احساسات و هویت • دیدن افکار به عنوان کلمات یا تصاویر صرف • کاهش تاثیر افکار منفی بر رفتار Example: In therapy, she practiced cog ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• بیان یا نام گذاری احساسات با کلمات • شناسایی هیجانات برای کنترل بهتر آن ها • توصیف احساس ها برای کاهش استرس و اضطراب Example: Writing “I feel anxi ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• رابطه یک طرفه با سلبریتی یا شخصیت آنلاین • احساس ارتباط شخصی با کسی که پاسخ نمی دهد • پیوند عاطفی بدون تعامل واقعی Example: Fans often develop par ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• ترکیب مخاطبان با پیش زمینه های متفاوت در یک فضا • از بین رفتن چارچوب ارتباطی و ایجاد سوءتفاهم • وقتی یک پیام برای گروه های مختلف متفاوت برداشت می ش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• خستگی از کار طولانی با دستگاه های دیجیتال • احساس خستگی ذهنی یا جسمی به خاطر استفاده زیاد از صفحه نمایش • کاهش تمرکز یا انرژی به دلیل مصرف بیش از ح ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• تجربه ای بدون مشکل یا مانع برای کاربر • فرآیند ساده و سریع • تعامل راحت و بی دردسر با محصول یا سرویس Example: The new app provides a frictionless ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• توجه انسان به عنوان منبع ارزشمند • کسب وکارهایی که هدفشان جذب و نگه داشتن توجه است • رقابت برای جلب نگاه و تمرکز کاربران Example: Social media pla ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• مهارت طراحی و نوشتن پرامپت های مؤثر برای گرفتن بهترین خروجی از مدل های هوش مصنوعی • هنر و تکنیک بهینه سازی دستورها برای هدایت پاسخ سیستم های مولد م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• کلیک های پیاپی و سریع از روی عصبانیت • نشانه نارضایتی کاربر از کار نکردن یک بخش در سایت یا اپ Example: Users began rage - clicking the submit butt ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

• شلوغ کردن یا پر کردن میز کار یک نفر ( به صورت شوخی ) • انباشتن ناگهانی حجم زیادی کار یا پرونده روی میز کسی • پخش و قرار دادن بروشورها یا اقلام تبل ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیچ تنظیم صدا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریل قطار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

تبلیغ کردن بزرگ نمایی کردن برجسته جلوه دادن به عنوان مزیت معرفی کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Detective film به معنی فیلم کارآگاهی است این عبارت به معنی فیلم پلیسی نمی باشد. Police film به معنی فیلم پلیسی می باشد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

sea monster – هیولای دریایی monster truck – ماشین غول پیکر monster hit – موفقیت خیلی بزرگ

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

۱. معنی دقیق و رسمی Terrorist ( متون حقوقی، سیاسی، بین المللی ) : تروریست آدم کش سیاسی عامل خشونت سازمان یافته خرابکار مسلح ۲. معنی نیمه رسمی یا تحل ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Dental صفتی است که به دندان یا ساختار مربوط به دندان ها اشاره دارد. زمینه: پزشکی، دندان پزشکی، زبان شناسی ( صوت شناسی ) ریشه: از لاتین dens, dentis ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در حوزه روانشناسی و علوم شناختی: نوع حسی، کانال حسی، حالت حسی Visual modality helps in learning. کانال بینایی در یادگیری کمک می کند. Auditory mod ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برنامه آموزشی توانمندسازی شغلی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جوینده کار متقاضی کار جستجوگر شغل متقاضی استخدام دنبال کننده شغل جوینده فرصت های شغلی فرد متقاضی کار دنبال کننده فرصت های کاریابی کس که فعالانه به دن ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کاریابی جستجو شغل کسب شغل دنبال کرد فرصت های شغلی جویای کار بودن پیگیری استخدام جست و جوی موقعیت شغلی فرایند کاریابی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نرخ بیکاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برچسب نشانه/علامت مارک تجاری برچسب زدن به کسی یا چیزی برچسب در برنامه نویسی مشخص کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

In time = به موقع ( قبل از اینکه خیلی دیر شود ) یعنی شما به اندازه کافی زود رسیدید یا کاری را انجام دادید تا از یک مشکل جلوگیری کنید یا فرصت را از د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

On time = دقیقاً سر وقت مقرر یعنی کاری دقیقاً در زمانی که تعیین شده انجام شده، نه زودتر، نه دیرتر. تأکید روی دقت زمانی هست. 🔹 مثال ها: The trai ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Scrub = به عقب و جلو رفتن نکته: کلمه Scrub در نرم افزارهای موسیقی و ویرایش ویدیو استفاده می شود و به عمل جابجا شدن سریع در طول زمان یک پروژه اشاره د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عملیات اجرا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

competitive edge = مزیت رقابتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بدون مشکل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مبدل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مستحکم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی درست psychometric روانسنجی میشود. psychometric یکی از دروس بسیار مهم رشته روانشناسی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسپیکر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پکیج

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طرز قابل توجهی به طور قابل توجهی به طرز بامزه ای به طرز دلچسبی به طرز جالبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف های OK: Acceptable Satisfactory Fine Adequate All right Agreeable Tolerable Reasonable Good enough Passable

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دردسر جنجال آشوب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف های کلمه next - level: 1. Advanced 2. Superior 3. Enhanced 4. Elevated 5. Progressive 6. Cutting - edge 7. State - of - the - art 8. Innovativ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مشکل خلاء

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلمات مترادف برای tutorial Synonyms for Tutoring: Coaching Mentoring Instructing Guiding Educating Training Advising

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

کلمه tutorial به معنی "تدریس خصوصی" می باشد. زمانی از کلمه tutorial استفاده می شود که دوره آموزشی به طور معمول شامل آموزش فردی یا یک گروه کوچک است. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Patch در حوزه موسیقی به معنی "جایگاه" است. patch = جایگاه مثلا ترجمه عبارت "200 preset patches" در حوزه موسیقی میشه "دارای 200 جایگاه preset" 200 ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Songwriting = آهنگسازی کلمه Songwriting در حوزه موسیقی و متون مرتبط به این حرفه به معنی "آهنگسازی" است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمه one shot در حوزه موسیقی به معنای "سمپل تک صدایی" می باشد. one shot = سمپل تک صدایی

١