پیشنهادهای الهام حسینی (٦٧)
مثال: The new episode included a massive lore drop. قسمت جدید، افشای بزرگی از پیشینه داستان را ارائه داد. The developer dropped major lore about t ...
• افشای ناگهانی پیشینه داستان • انتشار اطلاعات مهم داستانی • رونمایی از رازهای دنیای داستان • افشای پس زمینه روایی • لو دادن اطلاعات جهان داستان تو ...
از ذهنم بیرون نمی رود مدام ذهنم را مشغول کرده ول کن ذهنم نیست دست از سر ذهنم برنمی دارد مدام در ذهنم می چرخد بی اجازه در ذهنم ساکن شده بی وقفه ذهنم ر ...
شبیه ساز حرکت ماوس تکان دهنده ماوس ماوس جنبان دستگاه حرکت دهنده ماوس نرم افزار فعال ساز ماوس ماوس فعال کن حرکت دهنده خودکار ماوس نگه دارنده فعال بودن ...
• جدا کردن افکار از احساسات و هویت • دیدن افکار به عنوان کلمات یا تصاویر صرف • کاهش تاثیر افکار منفی بر رفتار Example: In therapy, she practiced cog ...
• بیان یا نام گذاری احساسات با کلمات • شناسایی هیجانات برای کنترل بهتر آن ها • توصیف احساس ها برای کاهش استرس و اضطراب Example: Writing “I feel anxi ...
• رابطه یک طرفه با سلبریتی یا شخصیت آنلاین • احساس ارتباط شخصی با کسی که پاسخ نمی دهد • پیوند عاطفی بدون تعامل واقعی Example: Fans often develop par ...
• ترکیب مخاطبان با پیش زمینه های متفاوت در یک فضا • از بین رفتن چارچوب ارتباطی و ایجاد سوءتفاهم • وقتی یک پیام برای گروه های مختلف متفاوت برداشت می ش ...
• خستگی از کار طولانی با دستگاه های دیجیتال • احساس خستگی ذهنی یا جسمی به خاطر استفاده زیاد از صفحه نمایش • کاهش تمرکز یا انرژی به دلیل مصرف بیش از ح ...
• تجربه ای بدون مشکل یا مانع برای کاربر • فرآیند ساده و سریع • تعامل راحت و بی دردسر با محصول یا سرویس Example: The new app provides a frictionless ...
• توجه انسان به عنوان منبع ارزشمند • کسب وکارهایی که هدفشان جذب و نگه داشتن توجه است • رقابت برای جلب نگاه و تمرکز کاربران Example: Social media pla ...
• مهارت طراحی و نوشتن پرامپت های مؤثر برای گرفتن بهترین خروجی از مدل های هوش مصنوعی • هنر و تکنیک بهینه سازی دستورها برای هدایت پاسخ سیستم های مولد م ...
• کلیک های پیاپی و سریع از روی عصبانیت • نشانه نارضایتی کاربر از کار نکردن یک بخش در سایت یا اپ Example: Users began rage - clicking the submit butt ...
• شلوغ کردن یا پر کردن میز کار یک نفر ( به صورت شوخی ) • انباشتن ناگهانی حجم زیادی کار یا پرونده روی میز کسی • پخش و قرار دادن بروشورها یا اقلام تبل ...
پیچ تنظیم صدا
ریل قطار
تبلیغ کردن بزرگ نمایی کردن برجسته جلوه دادن به عنوان مزیت معرفی کردن
Detective film به معنی فیلم کارآگاهی است این عبارت به معنی فیلم پلیسی نمی باشد. Police film به معنی فیلم پلیسی می باشد.
sea monster – هیولای دریایی monster truck – ماشین غول پیکر monster hit – موفقیت خیلی بزرگ
۱. معنی دقیق و رسمی Terrorist ( متون حقوقی، سیاسی، بین المللی ) : تروریست آدم کش سیاسی عامل خشونت سازمان یافته خرابکار مسلح ۲. معنی نیمه رسمی یا تحل ...
Dental صفتی است که به دندان یا ساختار مربوط به دندان ها اشاره دارد. زمینه: پزشکی، دندان پزشکی، زبان شناسی ( صوت شناسی ) ریشه: از لاتین dens, dentis ...
در حوزه روانشناسی و علوم شناختی: نوع حسی، کانال حسی، حالت حسی Visual modality helps in learning. کانال بینایی در یادگیری کمک می کند. Auditory mod ...
برنامه آموزشی توانمندسازی شغلی
جوینده کار متقاضی کار جستجوگر شغل متقاضی استخدام دنبال کننده شغل جوینده فرصت های شغلی فرد متقاضی کار دنبال کننده فرصت های کاریابی کس که فعالانه به دن ...
کاریابی جستجو شغل کسب شغل دنبال کرد فرصت های شغلی جویای کار بودن پیگیری استخدام جست و جوی موقعیت شغلی فرایند کاریابی
نرخ بیکاری
برچسب نشانه/علامت مارک تجاری برچسب زدن به کسی یا چیزی برچسب در برنامه نویسی مشخص کردن
In time = به موقع ( قبل از اینکه خیلی دیر شود ) یعنی شما به اندازه کافی زود رسیدید یا کاری را انجام دادید تا از یک مشکل جلوگیری کنید یا فرصت را از د ...
On time = دقیقاً سر وقت مقرر یعنی کاری دقیقاً در زمانی که تعیین شده انجام شده، نه زودتر، نه دیرتر. تأکید روی دقت زمانی هست. 🔹 مثال ها: The trai ...
Scrub = به عقب و جلو رفتن نکته: کلمه Scrub در نرم افزارهای موسیقی و ویرایش ویدیو استفاده می شود و به عمل جابجا شدن سریع در طول زمان یک پروژه اشاره د ...
عملیات اجرا
competitive edge = مزیت رقابتی
بدون مشکل
مبدل
مستحکم
معنی درست psychometric روانسنجی میشود. psychometric یکی از دروس بسیار مهم رشته روانشناسی است.
اسپیکر
پکیج
به طرز قابل توجهی به طور قابل توجهی به طرز بامزه ای به طرز دلچسبی به طرز جالبی
مترادف های OK: Acceptable Satisfactory Fine Adequate All right Agreeable Tolerable Reasonable Good enough Passable
دردسر جنجال آشوب
مترادف های کلمه next - level: 1. Advanced 2. Superior 3. Enhanced 4. Elevated 5. Progressive 6. Cutting - edge 7. State - of - the - art 8. Innovativ ...
مشکل خلاء
کلمات مترادف برای tutorial Synonyms for Tutoring: Coaching Mentoring Instructing Guiding Educating Training Advising
کلمه tutorial به معنی "تدریس خصوصی" می باشد. زمانی از کلمه tutorial استفاده می شود که دوره آموزشی به طور معمول شامل آموزش فردی یا یک گروه کوچک است. ...
Patch در حوزه موسیقی به معنی "جایگاه" است. patch = جایگاه مثلا ترجمه عبارت "200 preset patches" در حوزه موسیقی میشه "دارای 200 جایگاه preset" 200 ...
Songwriting = آهنگسازی کلمه Songwriting در حوزه موسیقی و متون مرتبط به این حرفه به معنی "آهنگسازی" است.
کلمه one shot در حوزه موسیقی به معنای "سمپل تک صدایی" می باشد. one shot = سمپل تک صدایی