تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حضور پررنگ

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گذشته ی mislead

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرداخت قسط

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیم برق لخت

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

A heads - up یه تبر دادن، یه پیعام دادن، یه هشدار دادن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میدان دادن به کسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به حکم غریزه، بنابه غریزه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرف نداره

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

1️⃣ در خور. . . Air - friendly: در خور سفر هوایی Army - friendly: در خور ارتش Buyer - friendly: در خور خریدار 2⃣ . . . . پسند Buyer - friendly: خری ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درخورِ. . . air - friendly در خورِ سفر Armt - friendly درخور ارتش Buyer - friendly درخور خریدار . . . پسند Buyer - friendly خریدارپسند Cigar - frie ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

وارد کشور دیگری شدن برای زندگی ( از دیدگاه کشور مقصد )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ترک کشور ( از دیدگاه کشور مبدا ) ، مهاجرت از کشور خود

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به مراتب، بسیار

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

۱ - قطعی، مشخص، بی تردید، بی شک ۲ - برخی، پاره ای، چند ۳ - نامی، نامدار، ملروف ۴ - خاص

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مضمونِ به این مضمون که The letter said to the effect that she was no longer needed مضمونِ نامه این بود که دیگر احتیاجی به او نیست.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رواج دهنده ی دوری از مردان

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هر تقدیر

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اتهام رانندگی در حالت مستی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دشت نعنا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنچه کسی دارد و ندارد، دار و ندار کسی If you help me, I'll give you the shirt on my back اگر کمکم کنید، هرچه دارم و ندارم ( داروندارم ) را به تو می ب ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

۱_ تعدادی، برخی، بعضی، شماری از، چند Some books are on the table. چند/تعدادی کتاب روی میز است. ۲_ وقتی بعد از آن، اسم غیرقابل شمارش بیاید: I made s ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چاشت ( مصوب فرهنگستان )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کچلِ کچل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مفهومه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مادری که به تغذیه ی سالم خیلی اهمیت می دهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قدَری مسلکی، سرنوشت باوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The staple diet قوت غالب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اگر هوا مساعد باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اگر فرصتی دست بدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

It's a black out برق رفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

To be someone's everything, the reason someone smiles, their favorite person You are my yellow! تو همه چیز منی!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

حسن تعبیر، مثلا اقدام دولت های جهان برای تغییر نام "وزارت جنگ" به "وزارت دفاع" نوعی حسن تعبیر است. متضاد واژه ی euphemism واژه ی dyspehmism است. اخ ...

پیشنهاد
٠

برای کسی خوش رقصی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی که همه چیز را به او بگویید و او قضاوتتان نکند، کسی که با تمام وجود به او اعتماددارید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی که بتوانید همه چیز را به او بگویید و او قضاوتتان نکند. کسی که با تمام وجود به او اعتماد دارید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

عالمگیر، فراگیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکل جمع واژه در معنای شاخص indices ، و شکل جمع آن در معنای فهرست indexes است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با عنایت به

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرض کنید من غذایی یا نوشیدنی ای را دوست دارم و از طعم آن خوشم می آید ولی شما چنین نیستید و طعمش را دوست ندارید. من به شما می گویم �کم کم از آن خوشتان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

سایه را در انگلیسی هم shadow و هم shade می گویند، ولی این دو با هم تفاوت هایی دارند. 🔳 کلمه ی shadow زمانی بکار می رود که هر منبع نوری ( اعم از آف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

سایه را در انگلیسی هم shadow و هم shade می گویند، ولی این دو با هم تفاوت هایی دارند. 🔳 کلمه ی shadow زمانی بکار می رود که هر منبع نوری ( اعم از آف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

منظور از lucid dream خوابی است که فرد می داند خواب است و دارد خواب می بیند. به بیان دیگر، در این نوع رویا، فرد آگاه است که در حال خواب دیدن است و آنچ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هنگامی که می خواهیم تعداد افرادِ حاضر در گروهی، نهادی، سازمانی، ارتشی، کشوری و . . . را به صورت ترکیب وصفی بیان کنیم، در فارسی، معمولاً به شکل ترکیبِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

◾️Experience has taught us that we have only one enduring weapon in our struggle against mental illness. ترجمه ی چاپ شده: تجربه به ما آموخته در مبار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔳 کلمه ی torch در حالت اسمی و در انگلیسیِ بریتانیایی به معنی چراغ قوه است ( در انگلیسی آمریکایی چراغ قوه را flashlight می گویند ) . ▫️She flashed/ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قید remotely را عمدتاً به معنیِ دور یا از دور یا از راهِ دور می دانیم. مثلِ ◽️remotely - operated vehicles خودروهای کنترل از راهِ دور ◽️a remotely ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

کلمه ی very در حالت صفتی به معنیِ همان، همین، درست همان، درست همین، خودِ، فی نفسه، صِرفِ، حتی، دقیقاً ( همان/همین ) و از این دست است. ◽️He died in ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

🔲 لازم است مراقب باشیم هنگام ترجمه ی یک کلمه فقط یک معادل را در هر بافتی به کار نبریم. برای ملموس تر شدنِ این سخن، کلمه ی failure را در نظر می گیری ...