پیشنهادهای بیژن جهازی گناوئی (٤٣)
[پیشنهاد] ( چً ) به معنای "گچ" که به صورت خلاصه " ً " و "چ" تشکیل شده.
تعمید به معنای غسل مذهبی و آیینی و Baptism در انگلیسی [En] به معنای کلمه ( تعمید ) و در اصالت کلمه Baptismus در لاتین [La] به معنای ( تعمید ) است. یک ...
Baptismus در لاتین [La] به معنای ( تعمید ) و Baptism در انگلیسی [En] به معنای کلمه ( تعمید ) است و در اصالت کلمه . یک آیین مذهبی در ادیان مسیحیت و صا ...
Baptism در انگلیسی [En] به معنای کلمه ( تعمید ) و در اصالت کلمه Baptismus در لاتین [La] به معنای ( تعمید ) است. یک آیین مذهبی در ادیان مسیحیت و صابئی ...
balaneion در اصل از کلمه یونانی βαλανεῖον �بالانین� یا �بالانیون� ویا �بالنیا� به معنای حمام گرفته شده، همچنین برای توصیف برخی حمام های رومی، از جمله ...
balaneion در اصل از کلمه یونانی βαλανεῖον �بالانین� یا �بالانیون� ویا �بالنیا� به معنای حمام گرفته شده، همچنین برای توصیف برخی حمام های رومی، از جمله ...
balaneion در اصل از کلمه یونانی βαλανεῖον �بالانین� یا �بالانیون� ویا �بالنیا� به معنای حمام گرفته شده، همچنین برای توصیف برخی حمام های رومی، از جمله ...
balaneion در اصل از کلمه یونانی βαλανεῖον �بالانین� یا �بالانیون� ویا �بالنیا� به معنای حمام گرفته شده، همچنین برای توصیف برخی حمام های رومی، از جمله ...
Frigidarium که به انگلیسی [En] به معنای "یخ زدگی" است و به لحاظ تاریخی و در لاتین [La] به حوضچه و استخر آب سرد ( فریجیداریوم ) که قسمتی از حمام های ر ...
Frigidarium که به انگلیسی [En] به معنای یخ زدگی است و به لحاظ تاریخی و در لاتین [La] به حوضچه و استخر آب سرد ( فریجیداریوم ) که یکی از قسمتی از حمام ...
Alveus به لاتین[La] به لاتین به معنی مخزن آب که به قسمتی از حمام های رومی ( thermae و balaneion ) که در آن استخر آب گرم، که عمدتاً در اتاق های گرم حم ...
Thermae به انگلیسی [En] گرما و به لاتین [La] حمام گرم و در یونانی θερμός thermos به معنای "داغ" گرفته شده که معنایم مصطلح آن حوضچه ها و استخر ها و حم ...
hammam به انگلیسی [En] و به فارسی "حمام" [فا] به همه ای حمام های ایرانی از جمله حمام نمره ( حمام خصوصی ) ، حمام عمومی یا حمام سنتی ( گرمابه ) در معما ...
ویترای Vitrail به [Fr]: فرانسوی و Stained Glass به [En]: انگلیس، کلمه اصالتاً فرانسوی به معنای شیشه رنگی یا شیشه لکه دار که به عبارت دقیق تر شیشه های ...
Vitray : واژه فرانسوی:[Fr] مصطلح شده واژه Vitrail به [Fr]: فرانسوی و Stained Glass به [En]: انگلیس، کلمه اصالتاً فرانسوی به معنای شیشه رنگی یا شیشه ل ...
[Vitray Tiffany]:کلمه فرانسوی [Fr]: تشکیل شده از واژه "Tiffany" تیفانی به معنای مشبک یا اشیاء شبکه ای است که همراه با "Vitray" ویترای و به معنای شیشه ...
[ترجمه] به لاتین [La] یعنی: اگر صلح می خواهی، برای جنگ آماده شو. [مترادف فارسی] جنگ اول به از صلح آخر.
[ترجمه] در لاتین [La] رم یک روزه ساخته نشد. [مترادف فارسی] موفقیت یک شبه به دست نمیاد.
اسم و در لاتین [La] Die به معنای ؛ روز ؛ است و در [En] Day تبدیل شده. جمله های نمونه به لاتین [La] roma uno die non est condita. جمله های نمونه به ...
فعل در لاتین به معنای est همان؛ است ؛ یا انجام دادن یا صورت گرفتن است و در [En] Is می باشد. و در لاتین [La] est ( است ) . و فارسی به یک شکل خوانده می ...
[ترجمه]بررسی کلمه در لاتین [La] roma uno die non est condita. به معنای. [ترجمه] رم یک روزه ساخته نشد. بررسی کلمه [En] Rome wasn't built in a day. [م ...
[ترجمه] در لاتین به معنای ساختن و آماده کردن است و در [En] Construction تبدیل شده. جمله های نمونه به لاتین [La] roma uno die non est condita. جمله ...
به لاتین یعنی : [ترجمه] اگر صلح می خواهی، برای جنگ آماده شو. جمله های نمونه به لاتین [La] si vis pacem para bellum. جمله های نمونه به انگلیسی [En] ...
به لاتین یعنی : جنگ، نبرد ، نزاع، رویاروی ، درگیری در [En] War . بررسی کلمه si vis pacem para bellum. بررسی کلمه If you want peace, prepare for war ...
[ترجمه بیژن جهازی گناوئی] معنی کلمه لاتین [صلح]در[En] peace آرامش بعد از جنگ و صلح در اثر پایان نزاع. جمله های نمونه به لاتین [La] si vis pacem para ...
Water politics : سیاست آب :[EN] سیاست و سیاستهای آبی، راهبرد آبی و دسترسی دریایی که گاهی هیدروپلیتیک hydropolitics :[EN] نیز نامیده می شود، سیاستی اس ...
سیاست و سیاست گذاری در حوضه آبی و منابع آبی و آبراهها و مترادف کلمه Water politics :[En] هیدروپلیتیک گفته می شود. که گاهی اوقات بجای Water politics ...
jugement . [فرانسوی] ژوژمان [فارسی] به معنای قضاوت است . . . . . . > اما در هنر . . به معنای قضاوت در مورد اثار هنری است= مانند معماری ، نقاشی ، طراح ...
jugement . [فرانسوی] ژوژمان [فارسی] به معنای قضاوت است . . . . . . > اما در هنر . . به معنای قضاوت در مورد اثار هنری است= مانند معماری ، نقاشی ، طراح ...
jugement . [فرانسوی] ژوژمان [فارسی] به معنای قضاوت است . . . . . . > اما در هنر . . به معنای قضاوت در مورد اثار هنری است= مانند معماری ، نقاشی ، طراح ...
تقریظ : ( ع ) ( عربی ) در [فارسی] یا [پارسی]: ستایش، ستودن، ستایش کردن و به [عربی]: تحسین، تمجید، ثنا، تمجید کردن، مدح ، مدح کردن برگرفته از لغت و کل ...
[لابیرنس] یا [لابیرنت] یا [Labyrinth] یا [maze] یا [Λαβύρινθος]. [En]. [EL]. هزارتو یا تودرتو پیچیده که راه بازگشت ندارد یا به سختی پیدا میشود و همچن ...
واکسیل:[] روبان و بند آویز روی شانه و درو دست چپ سربازان ویژه و خاص بسته می شود که وظایف بخصوص دارند به عنوان مثال: واکسیل سفید دژبان - واکسیل قرمز د ...
شامخ. به عربی [ع] [Ar] بلند مرتبه ، جایگاه والا ، بلاترین ، ارجمند ، سرافراز ، عالی رتبه، الامقام ، سربلند و سرافراز. به عنوان نام پسر یا فرزند ذکور ...
هرمنُتیک. یا Hermeneutics . به انگلیسی [En] یا Herm�neutiques. و به فرانسوی [Fr] یا هرمنوتیک. به فارسی ( پارسی ) [فا] [Fa] یا التأویل. ( علم تأویل ) ...
Hermeneutics . به انگلیسی [En] یا Herm�neutiques. و به فرانسوی [Fr] یا هرمنوتیک. یا هرمنُتیک. به فارسی ( پارسی ) [فا] [Fa] یا التأویل. ( علم تأویل ) ...
modules : ماژول یا مادُول. یعنی بخش یا واحد یا قسمت یک واحد کلی که بصورت جداگانه قابل تعوض و جابجایی یا جایگزینی می باشند. مانند یک پازل تصوریری که ...
هوجستان. [] نام باستانی خوزستان و اهواز . برگرفته از قوم هوزی ( یا خوزی ) که ساکنان بومی استان خوزستان بوده اند و زبان آن ها تا چند قرن بعد از اسلام ...
خوز. [] نام جدید هوزی ( سرزمین خوزستان یا عیلام قدیم ) که در زبان فارسی جدید تبدیل به خوز یا خوزی شده است. این واژه های - ʰŪjiya و - ʰŪvjiya نیز ۷ ...
خوزی. [] نام جدید هوزی ( سرزمین خوزستان یا عیلام قدیم ) که در زبان فارسی جدید تبدیل به خوز یا خوزی شده است. این واژه های - ʰŪjiya و - ʰŪvjiya نیز ۷ ...
هُوزی نام قدیم اهواز و یا سرزمین خوزستان در زبان یلامی و پهلوی بوده و بصورت واژه های پارسی باستان - ʰŪja و - ʰŪvja ( اوجیا ) به کار رفته است.
اکسین یا اوکسین "Oxin"یا "Oxien" نام باستانی اهواز است که یونانی ها آن را نام نهادند و اواخر دوران عیلامی و اوایل ماد ها تا دوران هخامنشیان همچنین در ...
اکسین یا اوکسین "Oxin"یا "Oxien" نام باستانی اهواز است که یونانی ها آن را نام نهادند و اواخر دوران عیلامی و اوایل ماد ها تا دوران هخامنشیان همچنین در ...