پیشنهادهای احمد سعیدی انارکی (١٠٥)
جَبیر گونه ای آهو
فروتنی کردن بر خاک نشین و باد مفروش نیکی کن و سر به خاک می پوش ( لیلی و مجنون - نظامی )
آرامش بخش دل ، مقابل جگرسوز عشق تو رقیب راز من باد زخم تو جگرنواز من باد ( لیلی و مجنون - نظامی )
مروارید خوشاب، مروارید ناب و روشن و بی آلایش
سرسپردگی، مهرورزی، ارادت
پریشان و متأثر گردیدن، متغیر شدن ( ثروتیان، لیلی و مجنون ) در خط مشو ار جهان بگردد کاین چرخ زمان زمان بگردد ( لیلی و مجنون - نظامی )
مسافر صاحب سفر کدام راه است سفره اش به کدام خانقاه است ( نظامی، لیلی و مجنون )
کان کاو
نان خوردن گفتا بگشای چهر با من نانی بشکن به مهر با من نظامی، لیلی و مجنون
توانگر، غنی، ثروتمند ترتیب کنم از این دیارت جفتی هنری و سازگارت باحرمت و حسن و باخزینه سیماب سرین و سیم سینه ( لیلی و مجنون - نظامی )
انجمن خردمندان مجنون به سکونت و گرانی شد عاقل مجلس معانی ( نظامی - لیلی و مجنون )
زینتی است به نام زنخ بند ( وحید دستگردی لیلی و مجنون )
دبستان، آموزشگاه �با آن پسران خُرد پیوند هم لوح نشسته دختری چند هر یک ز قبیله ایّ و جایی جمع آمده در ادب سرایی� نظامی ( لیلی و مجنون )
دکتر شفیعی کدکنی در زیرنویس ص 371 کتاب رستاخیز کلمات ( چاپ ششم 1401 ) نوشته است: بوطیقا Poetics. هنوز معادل خوبی برای آن پیدا نکرده ام قدمای فلاسفۀ ا ...
انواع آفرینش های هنری
سایه گرفتن ( بیهقی )
هم دیدار شدن ( بیهقی )
مانندگان ( بیهقی )
کارفرمان ( بیهقی )
روشناس ( بیهقی )
شادکامی ( بیهقی )
خانگیان ( بیهقی )
بدسگال ( بیهقی )
بدشناخته ( بیهقی )
رشتۀ تب رشته ای است که دعای تب بند بر آن دمیده و گره زده بر بازوی مریض می بندند. وحید دستگردی لیلی و مجنون
کنایه از تند روی ساکن شو از این جمازه راندن با یاوگیان فرس دواندن ( لیلی و مجنون - نظامی )
سرکشی کردن
برای چه چرا
چرا برای چه
بدنامی
درمانده
بر خود بالیدن
آزرده
بی سپر پیغام به تیر و نیزه تا چند با بی سپران ستیزه تا چند ( لیلی و مجنون، نظامی )
بی سپر:بی دفاع پیغام به تیر و نیزه تا چند با بی سپران ستیزه تا چند ( لیلی و مجنون، نظامی )
بی سپر: بی دفاع پیغام به تیر و نیزه تا چند با بی سپران ستیزه تا چند ( لیلی و مجنون، نظامی )
در کاری را زدن: پرداختن به کاری
مروارید قیمتی و خوشاب. ( دهخدا )
تواند بود ( بیهقی )
بهره مندی ها
پراکندگی
دل خون، خون دل
نازان
توانش ( واژه یاب پاینده )
کردگ خدایی
کشورویرایی ( وازه یاب پاینده )
دیرپا
سپرافکندن ( بیهقی )
رشته هر چیزی را گویند که عموماً ازپی هم به توالی ، یعنی پی درپی درآمده باشد یا بر و بالا و پهلوی هم درآرند. ( فرهنگ جهانگیری )
دل گمانی بیفگن مر مرا از دل گمانی مرا آن گو تو دیدی عیانی ویس و رامین
خورنگاه زن و مردش نشسته در خورنگاه خورنگاه از بتان پراختر و ماه ویس و رامین
دانه ریز بودن: کنایه از ناچیز بودن در بیت زیر که در وصف شکر اصفهانی سروده شده دانه ریز بودن رطب کنایه از آن است که شیرینی خرما را در برابر شیرینی لبا ...
فرمان پذیرفتن: کنایه از مردن است.
فریب مرگبار، چون روباه فریفتن و چون پلنگ دریدن، کنایه از کار جهان است. ( بهروز ثروتیان، خسرو و شیرین )
در گویش مردم انارک کوز به معنی پوک است
بلاگردان
برخورداریهای اجتماعی
دست درازی
یک راست
یارایی
نوآرایی
نشیمن
ریشه ای
دفترک
دیرهنگام
دمساز
دمسازی
یک رویه ( بیهقی )
یک دستی ( بیهقی )
یک آواز ( بیهقی )
خوشنام
مایۀ درد سر
نژاده
نابیوسیده
پایشگری
مردمی ( بیهقی )
مالش
سوزیان ( بیهقی )
سپر اکندن ( بیهقی )
روزگار دیده
دست برگشودن
به درازا کشیدن
خواهان خواستار
تمیز ( بیهقی )
به راستای ( بیهقی )
به روزگار ( بیهقی )
به جای آوردن
در دم ( بیهقی )
بالا ( بیهقی )
باد در سر کردن ( بیهقی )
آویزش ( بیهقی )
آورد ( بیهقی )
دستانگر
گفتاورد
باریک اندیشی ( بیهقی )
از دارو بیرون آمدن ( بیهقی )
یک باره، به یک راه ( بیهقی )
سازوکار
داستان سرود
در پیشکاری
انگ
ابتدایی
در پایش
پاییدن
خانوادگی