پیشنهاد‌های آرش ایرانپور (١,٦٤٢)

بازدید
١,٦٩٨
تاریخ
١٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

منطق

تاریخ
١٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

رِسگاه، کرکام

تاریخ
١٨ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

عاشق شدن

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

در زبان پشتو میوه تالبی را هم ختکی می گویند.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه تازی طاووس از واژه یونانی تائوس گرفته شده.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

گنکار ماری است که پوست انداخته باشد و نماد انسان های دورو است. در شاهنامه آمده: همه جادویی دانی و بدخویی به ایران گنکار تر کس تویی

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

ایتاش ( Itāš ) نام شهری است که دو بار در شاهنامه آمده

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

پِرمیچیدن در گویش بانشی به معنی پژمرده شدن است. در استان کرمان هم پرچیدن را دارند به معنی له شدن.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

پدومیدن/پدفتن به معنی ورم کردن از استان کرمان

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

پدومیدن/پدفتن به معنی ورم کردن از استان کرمان

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

آتریاد ( Отряд ) یک واژه روسی با کاربرد نظامی است که به یگان مشخصی اشاره نمی کند و تقریباً هم ارز با واژه ایتالیایی اسکادران است. برای نمونه: آتریاد ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

بوغله

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

شواد

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

بَهیدن در واژه نامه استاد دهخدا آمده به معنی فشار دادن بِهیدن یعنی بهتر کردن بُهیدن هیچ معنی ندارد، بُه ریخت دیگری از واژه بوف به معنی جغد است، شای ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

بخشودگی همگانی

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

سازمان بخشودگی فرامرزی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

رِستَکیدن ( برگرفته از پارسی میانه )

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه: خامیچ

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

صَعب 👈🏼 دشوار صُلب 👈🏼 سخت

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

صَعب 👈🏼 دشوار صُلب 👈🏼 سخت

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ناویدن یعنی به آرامی تکان خوردن مانند کشتی روی آب؛ نَویدن حالت کوچک آن است مانند تکان خوردن کسی که زاری می کند یا یهودی که دعا می خواند.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

واچیدن یعنی چیزی را دوباره برداشتن

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ورچیدن یعنی چیزی را از روی چیز دیگری جمع کردن ورچیدن آب در آشپزی ورچیدن پا در بازی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

نِخشَدیدن ( برگرفته از پارسی میانه )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در زبان پارسی ریس ( Ris ) به معنی میدان مسابقه است، چنان که در شاهنامه هم اپریس به معنی میدان اسب دوانی آمده. از این واژه باارزش می توان برای دیگر و ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه: مَیان

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه: دَهلیچ در پارسی نو: دِهلیز

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لُکیدن ( لُکه رفتن ) به معنی نیم یورتمه رفتن چهارپایان است، درباره انسان ها کنایه آمیز استفاده می شود، می گویند فلانی برای این پول ناچیز لکه می رود، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لُکیدن ( لُکه رفتن ) به معنی نیم یورتمه رفتن چهارپایان است، درباره انسان ها کنایه آمیز استفاده می شود، می گویند فلانی برای این پول ناچیز لکه می رود، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دوردگر

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هوش ( برگرفته از زبان پارتی )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نوایش

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تِسیدن: گوزیدن جانوران

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بهاکاست

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کسی که بسیار گریه می کند، معمولاً صفتی برای کودکان است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رودیزه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شرپ

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برابر پارسی برای رپ

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کارواژه ای در گویش سیستانی به معنی محکم زدن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همان رادیاتور است که مردم به ریخت کوتاه شده به کارش می برند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

براتافت ساخته شده از: برای ( prō ) پرتافتن ( iaciō ) با بهره گیری از ریشه لاتین واژه Project

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چنبی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چنبه

پیشنهاد
٠

بیرچنبی بیر ( الکتریسیته ) چنبی ( مغناطیسی )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیرچنبه بیر ( الکتریسیته ) چنبه ( مغناطیس )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زام

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه: گزیرک در پارسی نو: گزیره

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تیزاوه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اسید

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واکندگی