تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قلل جمع مکسر واژه قله می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از خنده باسنم پاره شد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

داش کوتاه شدهbrother Hey bro what's up? هی داش چطوری چخبر؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

�وندیگو� ( Wendigo ) موجودی افسانه ای و ترسناک در فرهنگ بومیان سرخ پوستِ آمریکای شمالی است، به ویژه در میان قبایل آلگونکین ( Algonquin ) . ویژگی ها ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

�ساوالان� همان نام بومی و قدیمی کوه سبلان است که در استان اردبیل قرار دارد. در زبان ترکی آذربایجانی، واژه معمولاً این طور معنا می شود: ساو → پیام، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هیجان و آشفتگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جدا کردن مفهوم کلی و انتزاعی از جزئیات، مجرد کردن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

�سومِر� نام یکی از کهن ترین تمدن های شناخته شدهٔ بشری است که حدود ۴۵۰۰ تا ۱۹۰۰ پیش از میلاد در جنوب میان رودان ( بین النهرین، بخش جنوبی عراق امروزی ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوعی موسیقی ترند و مشهور که در ادیت های شبکه های اجتماعی معروف است سال 1990 اولین فانک با کلام سروده شد که رپ زیر زمینی بود با گذر زمان در دهه 20 می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرکشی شورش طغیان آب یعنی بالا آمدن آب بعضی جاها به انقلاب هم میگویند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فراموشی مثلا دچار نسیان شد یادش رفت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حزم با هضم فرق دارد اولی به معنی دور اندیشی و احتیاط و دومی گوارش فیزیکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عرصه، فضا ( مثلاً: ساحت اندیشه = فضای فکر=مغر مثلاً )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی حوصلگی خستگی روانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شعر یا نوشته ای برای سوگواری شبیه به مداحی و نوحه خوانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ملزومات یا تدرکات ( جمع ) یا مهمانی تولد جشن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غرور و خودبینی منفی تکبر مخالفش تواصع فروتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پایان سرانجام نتیجه یاresult

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرشته، پیام آور الهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مرکز:center or centre مرکزی:central نام یک استان و مرکز آن اراک است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کرمان در گذشته به علت کریم بودن مردم در ان منطقه یا کریمان یاد شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در قدیم شاه ها برای تفریح به اصفهان میرفتند بخاطر همین بهش میگفتن صفاهان جایی که صفا میکنند اگه یه اصفونی اصیل دیده باشی میدونی که میگه "اصفاهان"!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

تهران در گدشته دو علت نام گذاری وجود داره 1 - قبلاطهران بوده و کیگن شهر طاخران بوده 2 - تهران از واژه ته ( انتها ) ران اومده که به موقعیت سکونت و جغ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

شکوفا، لطیف، پسندیده شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

امیدوار، نویددهنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دیوار دفاعی، نماد استواری یا دژ و قلعه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شجاع، نام مادر رستم در شاهنامه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

فراوان بسیار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آب، پاکی، و ماه هشتم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مثل خورشید، نورانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شعر، سرود، واژه های آهنگین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنی نشانه، ریشه در واژه های کهن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روشنایی، پرتو دل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی که چون ماه می درخشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

cloud سحاب توده ی بخار یا بخشی از چرخه ی اب راستی با سحابی فرق داره سحابی یعنی ابر یا توده ای که بر گاز پلاسما و گرد و غباره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باد به زبان ساده میتواند هوای در حرکت باشد یا به زبان علمی جابه جایی هوای گرم یا انسباط و انقباض مولکول های ع=هوا به علت دما است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

صدای نفس عمیق یا آه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برجسته، متفاوت، قابل تشخیص یا بولد ( bold )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گٌنگ. نامشخص نا واضح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

معمول، رایج، مطابق با عرف و عادت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تصویر شماتیک یک منطقه جغرافیایی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

افزایش عمومی قیمت کالاها و خدمات و کاهش قدرت خرید پول.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مخفف برنامه جامع اقدام مشترک، توافق هسته ای بین مثلا ( ایران ) و قدرت های جهانی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فرآیند رای دادن برای انتخاب افراد برای مناصب مختلف.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جمع نشر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درخشان، نورانی، یا نام اسب رستم!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نسیم ملایم یا جریان نرم و لطیف آب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

غنی، پرمحتوا، دارای ارزش. یا ب=برای ضمیر شخص باهوش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وقت بسیار زود صبح، پیش از طلوع آفتاب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کسی که آهنگ و ترانه می سازد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

محل یا حالتی برای بیداری فکری و توجه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نام سرزمینی باستانی، یا گاهی استعاره از جای آرام و دور.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی که از درون خود باخبر است؛ بیدار دل.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چیزی که به دست آمده، آنچه به چنگ آمده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نه این وری نه اون وری ( بیا برو تو جیبم ) . بلاتکلیفی کامل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عبارتیه که توی نقد ادبی یا سخنرانی به کار می ره، یعنی حرفای بی فایده و اضافی که فقط متن رو سنگین و بی دلیل طولانی می کنه. مثل زواید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارتیه که توی نقد ادبی یا سخنرانی به کار می ره، یعنی حرفای بی فایده و اضافی که فقط متن رو سنگین و بی دلیل طولانی می کنه.

پیشنهاد
٠

یعنی بسته شدن راه های فهم و شناخت. معمولاً در بحثای فلسفی می گن وقتی آدم یا جامعه ای دیگه قادر به درک درست واقعیت نیست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارتیه که توی نقد ادبی یا سخنرانی به کار می ره، یعنی حرفای بی فایده و اضافی که فقط متن رو سنگین و بی دلیل طولانی می کنه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مرعوب شدن یعنی ترسیدن یا تحت تأثیر قرار گرفتن از چیزی یا کسی که قدرت یا هیبت زیادی داره.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قوی قدرت مند ( صفتی نسبت به یک فرد ) دلاور بزرگ مرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فقیر گدا مسکین کسی که پوول نداره و دستش به دهنش نمیرسه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فرادست" کلمه ای در زبان فارسی است که به معنی "عالی" یا "بسیار برجسته" است در ظمن منظور از برجسته میتواند به مقام یا شی هم اشاره داشته باشد بزن لایکو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

مرسی واژه فرانسوی است که هم معنی سپاس و قدردانی اما از تشکر لطیف تر است بزن لایکو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مستجاب شدن برآوردن ( دعا یا آرزو )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اساس=پایه اثاث=وسایل ای هست کن اساس ( پایه ) هستی کوته ز درت دراز دستی ( از درگاه تو طلم و ستم دور باشد ) اثاث کشی کردید؟ ( اثباب غلط است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درویش فردی فقیر و مستمند است اما عارف و عاقل جرزوی از صفت هایش است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نوعی ویدیو گیم cluby. ir

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گُرد یعنی پهلوان ولی گِرد یعنی دور گَرد هم یعنی غبار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به جز معنی عامیانه در شعر دو معنی اصلی دارد:بهتر و را مثلا پدر سعید میگوید:تو نیز اگر بخفتی به ( بهتر ) از انکه در پوستین خلق افتی ) بازهم از گلستان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معجزه شگفت کاریکه همه از ان ناتوان و عاجز باشن تا تونتسم هم خانواده گفتم از ع ج ز میاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

کمال شناخت مکسّر ( معارف )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از ذوب میاد گداخته ذوب مترادف ذّب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پاک ضفاف خوشگوار متضاد ناپاک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لذیذ صاف پاکیزه به ترتیب نزدیک ترین معنی متضاد ناگوار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عظمت کسی که بزرگ است به بلند مرتبه ای اشاره میکند متضاد ذلیل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

علاقه نشان میدادم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بیت باکس حنجره نوازی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوتاه مثال: وته ز درت دراز دستی متضاد بلند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چیزی نا معلوم است=مبهم مثال: مرگ وی در حاله ای از ابهام قرار دارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

براق یعنی پر زرق و ورق درخشنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

علی رغم اینکه برخلاف اینکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قریحه توانایی مادر زاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیت باکس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خالق خدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کُشته با کِشته فرق داره اولین یعنی کسی که حان ندارد ( یک فردی ) دومی یعنی گاشته شده ( گذشته )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهترین و دانش آموزی ترین معنی زورگویی است ( تو امتحان اینو بزنید ) ولی معنی اصلیش پیداست ( تجاوزه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

مکسر:قصص معنی دستان بر مبنی واقعیت یا تخیل قصه با غصه فرق داره ها!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی اصلیش به معنای سفر است که ما ایرانیا تو فرهنگمون گفتیم ما به اون دنیا سفر میکنیم پس یه جور رحلت حساب میشه ولی خوب بعضی ها هم میگن نه به معنای مر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درت یعنی درگاه تو درگاه خداوند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دو معنی دارد که اگر تو امتحان اومد هر دورو بزنید خدایی و متضادش اهریمنی مثلا فرشته خدایی ( صفت ) دومی یعنی خدایا! که منادا هستی و نشانه نداش محذوف ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

you must tidy your room تو باید اتاقت رو مرتب کنی Mustتر کیب ضرورت و تاکید است که معادلش میشه باید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گنگ با ضمه ( او ) با گنگ با کسره ( اَ ) فرق داره گنگ با ضمه یعنی مبهم اما با کسره معنا های مختلفی هست اما عامیانش همون خفن خودمونه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حنجره نوازی معادل فارسی ضرب اهنگی که با دهان ایجاد میشود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

امین یعنی درست کار امانتدار بعضی ها بخاطر صفت پیامبر امین رو به راست گو معنی میکنند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

مونس یعنی همدم انیس اگر میخواید در جزوه فارسی/ادبیات یا. . . از انیس به خاطر هم خانواده بودن استفاده کنید چون شکیل تره😁 متضاد یعنی دشمن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روان دو معنی دارد یکی به معنای جاری مثلا قلبم روانه دلت شد ان روان از روح و روان می اید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنایه به خدا است اما معنی اصلی مشکل حل کن است به زبان دانش اموزشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی آغاز به صورت عامیانه یعنی شروع ولی معمولا معنی ابتدا رو میده مخالف عامیانش انتها و مخالف اصلیش معنی فرجام و پایان رو میده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گردون مترادف با چرخ وفلک هستش که معنی چرخش اسمان رو میده این اصطلاح در متون قدیمی زیاد بوده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

البته چرخ و فلک به جز اسباب بازی معنی گردون یا هونم آسمون خودمونو میده بخاطر شب و روز که درحال چرخش بودند میگفتند چرخ و فلک چرخ و فلک:گردون اسمان وسی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کودک شیرخوار نوزاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زمان حوصله مثلا مجال نوشتن مشق را نداشته ام