تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرچِه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

بنفش

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

هنرِ دست ساز، کار هنریِ دست ساز، هنرِ دستی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

مساله، موضوع

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

کِرِمی؛ رنگ شیری، رنگ قهوه ای بسیار روشن، سفید مایل به زرد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
-١

کنار، پهلو، بغل

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

کُهَن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

زیمبل زیمبو، تزیینات، آویز، خرت و پِرت، چیزهای متفرقه، آت آشغال

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

زلَم زیمبو، تزیینات، آویز، خرت و پِرت، چیزهای متفرقه، آت آشغال

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

بی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

مراتب، دفعه ها، مرتبه ها، چندین دفعه، چندین بار

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
-٢

رفتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

زمان بُردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

پی، فاندیشن، زیرسازی، پایه، اساس

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

پی، اساس، فونداسیون

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

با هیبت، ترسناک، پُرهیبت، باشکوه، پُرشکوه، عظیم

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

آمادگی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

روح ها

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

کُد، دستور، فرمان، فرمول

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

رمز و راز، سِرّ

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

مَجَر؛ madjar شراب کاملا تازه که هنوز تخمیر نشده است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-١

دیوانه، روان نژند، بیمار روانی، عصبی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

ناهمسانی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

مشکل روی مشکل، دردسرهای پی درپی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

توی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

منفجر کردن، داغان کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساختگی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

آزارنده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

بی هزینه، بدون هزینه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

مُجَوز ورود، مجوز عبور، اجازهٔ ورود، اجازهٔ اقامت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرد و غُبار

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

از بین رفتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

بالارفتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرزندداری

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

بچه داری، بارداری، تربیت بچه، ادارهٔ بچه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

فرزندآوری، فرزندداری، بارداری، تربیت بچه، داشتن فرزند، ادارهٔ بچه ها

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-٢

پُر کشِش

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-٧

تی. وی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

بلندگو، اسپیکِر

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

گرفته، پُرغَم، غمگین، ناراحت، افسُرده، پریشان، بغض آلود، بُغض آلود

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

همراه هوشمند

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

بودن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نادرست در بالا: برانداز. [ ب َ اَ ]فاعلِ براندازنده به معنی نابودکننده . از بین برنده . منهدم کننده . ناچیزکننده در اینجا �وَر انداز� صحیح است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

فعل های �برگزاردن� و �برگذاردن� این دو فعلِ مرکب در متون معتبر متأخرِ فارسی کم و بیش در یک معنا به کار رفته اند و براساس شواهد موجود نمی توان حکم کر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

معرکه، پرسروصدا، تماشایی، اغواگر

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

شِرشِره؛ نوارهای باریک کاغذکشیِ برّاق و رنگ ووارنگ که در جشن ها می آویزند.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

فدایی، فداکردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

خصوصیات، صفت ها

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

اوضاع، دوران، دوره، ایام، زمانه، وضعیت