علی راد

علی راد

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



راز٠٢:٣٥ - ١٤٠١/٠٦/٢٤رمز و راز، سِرّگزارش
0 | 0
مجر٠٢:٣٣ - ١٤٠١/٠٦/١٥مَجَر؛ madjar شراب کاملا تازه که هنوز تخمیر نشده است.گزارش
0 | 0
روانی٢٢:٥١ - ١٤٠١/٠٦/٠٨دیوانه، روان نژند، بیمار روانی، عصبیگزارش
0 | 0
تعارض١٧:٤٢ - ١٤٠١/٠٦/٠٥ناهمسانیگزارش
0 | 0
قوز بالا قوز٢١:١٧ - ١٤٠١/٠٦/٠٢مشکل روی مشکل، دردسرهای پی درپیگزارش
0 | 0
وسط٠٤:١٦ - ١٤٠١/٠٦/٠١تویگزارش
0 | 0
پوکاندن١٦:١٤ - ١٤٠١/٠٥/٣١منفجر کردن، داغان کردنگزارش
0 | 0
صحنه سازی٠٠:٤٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٩ساختگیگزارش
0 | 0
زجر اور١٧:٤٦ - ١٤٠١/٠٥/٢٥آزارندهگزارش
2 | 0
رایگان١٧:١٣ - ١٤٠١/٠٥/٢٥بی هزینه، بدون هزینهگزارش
0 | 0
ویزا١٦:٤٥ - ١٤٠١/٠٥/٢٥مُجَوز ورود، مجوز عبور، اجازهٔ ورود، اجازهٔ اقامتگزارش
0 | 0
گرد و خاک٠٢:٠٥ - ١٤٠١/٠٥/٢٥گرد و غُبارگزارش
0 | 0
رنگ باختن١٦:٣٩ - ١٤٠١/٠٥/٢٢از بین رفتنگزارش
0 | 0
افزایش٢١:٤٩ - ١٤٠١/٠٥/١١بالارفتنگزارش
0 | 0
فرزنداوری٢٠:٤٧ - ١٤٠١/٠٥/١١فرزندداریگزارش
0 | 0
فرزند اوری٢٠:٤٦ - ١٤٠١/٠٥/١١بچه داری، بارداری، تربیت بچه، ادارهٔ بچهگزارش
0 | 0
بچه داری٢٠:٤٥ - ١٤٠١/٠٥/١١فرزندآوری، فرزندداری، بارداری، تربیت بچه، داشتن فرزند، ادارهٔ بچه هاگزارش
0 | 0
کش دار٢٠:٠٩ - ١٤٠١/٠٣/١٨پُر کشِشگزارش
0 | 0
تلویزیون١٩:٢٣ - ١٤٠١/٠٣/١٨تی. ویگزارش
0 | 1
باند١٩:١٦ - ١٤٠١/٠٣/١٨بلندگو، اسپیکِرگزارش
0 | 0
بغض الود١٩:٢٥ - ١٤٠١/٠٣/١٣گرفته، پُرغَم، غمگین، ناراحت، افسُرده، پریشان، بغض آلود، بُغض آلودگزارش
0 | 0
تلفن هوشمند١٤:٣٢ - ١٤٠١/٠٣/١٢همراه هوشمندگزارش
0 | 0
وجود١٩:٠٤ - ١٤٠١/٠٣/١١بودنگزارش
2 | 0
مرور١٧:١٨ - ١٤٠١/٠٣/١٠نادرست در بالا: برانداز. [ ب َ اَ ]فاعلِ براندازنده به معنی نابودکننده . از بین برنده . منهدم کننده . ناچیزکننده در اینجا �وَر انداز� صحیح است.گزارش
0 | 0
برگذار٢٢:١٥ - ١٤٠١/٠٣/٠٦فعل های �برگزاردن� و �برگذاردن� این دو فعلِ مرکب در متون معتبر متأخرِ فارسی کم و بیش در یک معنا به کار رفته اند و براساس شواهد موجود نمی توان حکم کر ... گزارش
0 | 0
غوغا٢٣:٠٨ - ١٤٠١/٠٣/٠٥معرکه، پرسروصدا، تماشایی، اغواگرگزارش
0 | 0
شرشره٢٠:٤٧ - ١٤٠١/٠٢/٢٢شِرشِره؛ نوارهای باریک کاغذکشیِ برّاق و رنگ ووارنگ که در جشن ها می آویزند.گزارش
0 | 0
ذبح٢٠:٣٣ - ١٤٠١/٠٢/٢٢فدایی، فداکردنگزارش
2 | 0
صفات٠٧:٢٢ - ١٤٠١/٠٢/١٠خصوصیات، صفت هاگزارش
5 | 0
شرایط١٩:٣٥ - ١٤٠١/٠٢/٠٨اوضاع، دوران، دوره، ایام، زمانه، وضعیتگزارش
2 | 0
ملزومات١٧:٥٣ - ١٤٠١/٠٢/٠٨لوازم، لازمه ها، نیازها، مواردِ لازمگزارش
5 | 0
انگیزه١٧:٤٧ - ١٤٠١/٠٢/٠٨بهانهگزارش
2 | 1
عامل١٧:٤٥ - ١٤٠١/٠٢/٠٨علت، دلیل، انگیزهگزارش
0 | 0
enclosure١٦:٢٧ - ١٤٠١/٠٢/٠٧جعبهگزارش
0 | 0
فرزند١٥:٠١ - ١٤٠١/٠٢/٠٧کودکگزارش
0 | 1
شرشره٢١:٢٢ - ١٤٠١/٠٢/٠٦نوارهای رنگی، کاغذهای رنگیِ جشن و شادیگزارش
0 | 0
شبیه٢١:١٩ - ١٤٠١/٠٢/٠٦چونگزارش
0 | 0
ممیزه٠٧:١٠ - ١٤٠١/٠٢/٠٦قابلِ تمیز، قابلِ تشخیص، ویژه، خاصگزارش
0 | 0
خط مقدم٢٢:٥١ - ١٤٠١/٠٢/٠٥مرز کشور، محل تلاقیِ سربازانِ دو سرزمین در جنگگزارش
7 | 0
واقعیات٠٣:٠١ - ١٤٠١/٠٢/٠٤واقعیت هاگزارش
2 | 1
tape player١٦:٣٨ - ١٤٠١/٠٢/٠١پخشِ صوت، پخش صوت، پخشِ صدا، پخش نوارکاستگزارش
2 | 0
مجدد١٩:٤٣ - ١٤٠١/٠١/٢٧چندبارهگزارش
0 | 0
ترور٠٤:٠٠ - ١٤٠١/٠١/٢٧سوءقصدگزارش
0 | 0
گله٠٢:٠٩ - ١٤٠١/٠١/٢٧گُلِه: دسته، گروه، عده. . . یک گُلِه بچه اونجا بود. یک گله سنگ ریخته بودند. یک گُلّه جنس اون جا وِل شده بود.گزارش
5 | 0
ستون١٥:١١ - ١٤٠١/٠١/١١پایه، پی، شالودهگزارش
2 | 0
ستون١٥:١٠ - ١٤٠١/٠١/١١بنیانگزارش
0 | 0
شیلنگ١٧:٤٩ - ١٤٠١/٠١/٠١شِلَنگ ( به روسی: Шланг ) یا �شیلَنگ�لوله ای توخالی و انعطاف پذیر برای جابجاییِ سَیّالات. این واژه از روسی وارد فارسی شده و روس آن را از هلندی ( slan ... گزارش
2 | 0
تنب١٨:٠٢ - ١٤٠٠/١٢/٢٢ریشهٔ �تُنبیدن� به معنی �برهم ریختن و خراب شدن�، صدای بَم شبیهِ کوبیدن بر طبلی بزرگ یا صدای رعدگزارش
5 | 0
مویه٢٠:٢٣ - ١٤٠٠/١٢/٠٨گریهٔ آرامگزارش
0 | 0
ساعات١٥:٥٦ - ١٤٠٠/١١/٢٥زمان ها، ساعت ها، اوقات، وقت هاگزارش
2 | 0