علی راد

علی راد

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



بی مثال١٨:١٩ - ١٤٠٠/٠٧/٢٤ارزنده، ارزشمند، فوق العاده، بهت آورگزارش
0 | 0
عاشورا١٨:١٦ - ١٤٠٠/٠٧/٢١عاشورا برگرفته شده از ریشهٔ �عَشر�، به معنای ده و عاشورا به معنای دهم است. عاشورا دهمین روز از ماه محرم در گاه شماری هجری قمری است. بیشترِ شیعیان به ... گزارش
0 | 0
کلیک١٤:٥٣ - ١٤٠٠/٠٧/١٨صدای کوتاه ناشی از فشردنِ یک سویچ، تماسِ آرامِ دو جسم سخت، یا مکش زبان حین جداشدن از کام نرمگزارش
0 | 0
اگریمان٠٤:٣١ - ١٤٠٠/٠٧/١٧Agr�ment، پذیرش، توافق، موافقت، اعتمادنامه، اعتبارنامه، آداب دیپلوماتیک ایجاب می کند که قبل از اینکه یک کشور رئیس جدید ماموریت دیپلماتیک را به منظور ... گزارش
0 | 0
رزیدنت١٩:٢١ - ١٤٠٠/٠٧/٠٣ساکن، مقیمگزارش
0 | 1
ذرخش١٤:٣٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨برق، جرقه، جلوهٔ آنی، آتش خَش، Lightning، شیارِ آتش، شکافِ آتش، تازیانهٔ آتش، خشِ آتش، خراشِ آتشگزارش
0 | 1
گذاشت٢٣:٣٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤قرار داد، مستقر کردگزارش
0 | 1
سورپرایز٢١:٣٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤خیلی مهم، هیجان انگیزگزارش
2 | 1
پخشیدن٢٠:٥٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤پخش کردنگزارش
0 | 1
به روزرسانی٠٦:١٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤آپدِیْتگزارش
0 | 1
اخوند١٦:٤٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣درباره اشتقاق این کلمه آراء مختلف آورده اند: پاوْل هُرن در �اساس اشتقاق فارسی� آن را از پیشوند �آ� �خواند� ( از فعل خواندن ) مرکب دانسته؛ رَدْلُف �خو ... گزارش
0 | 1
محقق٠٦:٤٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣مُحقَّق = تحَقُق یافته، واقعیت یافته، انجام شده، شکل گرفته، پایان یافته، انجام گرفته، انجام یافتهگزارش
0 | 1
معرق٠٥:٠٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣تکه کاری با چوبگزارش
0 | 1
نهاد٠٤:٤٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٢گذاشتگزارش
2 | 1
گذاشت٠٤:٤٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٢جادادگزارش
0 | 1
تلؤلو١٣:٥٥ - ١٤٠٠/٠٦/١٩نورافشانیگزارش
0 | 1
ذرخش٠٦:٢٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٩آذرخشگزارش
0 | 1
قلمبیده٠٢:٥٠ - ١٤٠٠/٠٦/١٦بیرون زده، بادکردهگزارش
2 | 1
نزدیک٠٦:٤٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨حول و حوشگزارش
0 | 1
deacon١٦:٣٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦روضه خوانگزارش
2 | 1
deacon١٦:٣٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦مداح، قاریگزارش
0 | 1
سرمایه٠٤:٠٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥امکان، امکاناتگزارش
0 | 0
بج٠٢:٤٦ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥نشان، علامت، آرم، شناسه، نشانه، کارت شناسایی، نشانِ شناسه، آرمِ شناساییگزارش
0 | 1
فرودگاه١٩:٠٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣مطار، میدان هوایی هردو حاکی از جنبهٔ مثبت جایی در صنعت هوانوردی است که به پرواز اشاره دارد اما متاسفانه واژهٔ فارسیِ معادلِ آن ها به �فرود�آمدن توجه ... گزارش
2 | 1
عده٢٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/٣١عُدّه= داشته | عِدّه=شمارگزارش
0 | 1
اسطوره٠٧:٣٤ - ١٤٠٠/٠٥/٢٥افسانهٔ نمادین چکیدهٔ فرهنگ باستان از دورانی که هنوز بشر نوشتار نمی دانست یا نداشتگزارش
0 | 1
اسطوره٠٧:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٥در لغت معرَبِ استوری ( داستان ) یا هیستوری ( تاریخ ) ، چکیدهٔ فرهنگ باستان در قالب افسانه، اساوره، Myth، افسانهٔ حاویِ چکیده ای از دانسته ها و یافته ... گزارش
2 | 1
رفرنس٠٣:٥٣ - ١٤٠٠/٠٥/٢١مرجع، مبنا، محل رجوع، پایه، آدرسگزارش
16 | 1
لحظه ای١٠:١١ - ١٤٠٠/٠٥/١٦چندلحظه، لَختی، چندگاهیگزارش
5 | 1
سازه٠٦:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٤ساختمان، ساختار، بناگزارش
0 | 1
رمز١٧:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/١١کُدگزارش
0 | 1
بازگشته٠٤:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨مراجعت کننده گزارش
0 | 1
بازگشته٠٤:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨returneeگزارش
0 | 1
بازگشته٠٤:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨برگشتهگزارش
0 | 1
نخ تسبیح٠٤:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧محل اتصال، حلقهٔ وصلگزارش
0 | 1
غرولند٠٨:٢٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦غُرزدنگزارش
0 | 1
ضرب گرفتن٠٧:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦تنبک زدن، آرام و منظم روی جایی ضربه زدنگزارش
0 | 1
درامدن٠٥:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥بیرون شدن، بیرون آمدنگزارش
0 | 1
بیرون٠٥:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥در ( درشدن )گزارش
0 | 1
سران٢١:٣١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣رهبران، رؤسا، مسؤولان، مقامات، حاکمان، کدخدایانگزارش
7 | 1
هم اهنگی٠٣:٣٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠١هارمونیگزارش
2 | 1
گویه٠٥:١٩ - ١٤٠٠/٠٤/٣١شعارگزارش
0 | 1
پیرانه سری٢٠:٤٤ - ١٤٠٠/٠٤/٢٩سالمندی، سالداریگزارش
0 | 1
غنی٠٦:٢٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦مایه دارگزارش
0 | 1
پرید٠٤:٥٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٥جَستگزارش
5 | 1
جلوخان٠٤:٠٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٢حیاط جلوییگزارش
0 | 0
فشرده٠٣:١٤ - ١٤٠٠/٠٤/٢٢تنگِ همگزارش
5 | 1
کیشیکا٢٣:٤٥ - ١٤٠٠/٠٤/١٨�کیشیکاکیشیکا� صدای کشیده شدن کفش روی زمین؛ کفش گشاد یا وقتی پشتش را خوابانده اند ( رُمان �عشق در بحران� )گزارش
0 | 0
اریمان١٩:٠١ - ١٤٠٠/٠٤/١٧وارونهٔ نامیراگزارش
0 | 1
صرف٢٣:٤٤ - ١٤٠٠/٠٤/١٦خوردن، نوشیدنگزارش
7 | 0