ترجمههای علیرضا ایرانی نیا (٨٠٤)
کلماتی مثل Spring up یا Stagnancy در متون حقوقی، پزشکی، اقتصادی و روزمره معانی کاملاً متفاوتی دارند.
داستان هایی درباره تخلفات ادعایی گذشته کاندیدا شروع به پخش شدن کرده است.
شهرهای جدید برای اسکان جمعیت رو به رشد، در حال شکل گیری هستند.
گروه های مخالف مانند قارچ ( به سرعت و در تعداد زیاد ) پدیدار میشوند.
خانه های جدید در سراسر شهر ساخته میشدند ( رشد میکردند ) .
تعداد دارندگان کامپیوترهای شخصی اکنون در حال افزایش سریع است.
فضای بازی کودکان در همه جا در حال ایجاد شدن است.
رستوران های فست فود در تمام شهر در حال زیاد شدن ( رشد سریع ) هستند.
او در حالی که سریعاً دست به اقدام زد، گفت: بیا برویم!
احتمال اینکه این مولکول ها بطور خودبه خودی پدید آیند چقدر است؟
او شلوار کتان سفید، کفش های رسمی نوک تیز قهوه ای - سفید و یک پیراهن ابریشمی کژوال زرد پوشیده بود.
این مدل پیراهن های کژوال دکمه ندارند.
شامل: ناهار، هزینه استفاده از زمین گلف، هزینه کمک بازیکن ( Caddy ) ، کمد، پیراهن مخصوص گلف، کلاه و نوشیدنی.
او یک پیراهن کژوال زردِ جذب و شلوار روشنِ نو پوشیده بود.
بله، دنبال یک پیراهن کژوال ( مدل ورزشی ) میگردم.
حالا لباسش آراسته بود: یک پیراهن کژوال با یقه باز، کفش کتانی و شلوار کتان ( Duck trousers ) به رنگی مبهم.
اغلب با پیراهن های کژوال رنگ روشن با یقه باز و شال گردن های ( کراوات های ) بدقواره ست میشود.
او شلوار جین، پیراهن کژوال و یک ژاکت بافتنی پوشیده بود.
مرد کوچکی تپل با پیراهن کژوال آستین کوتاه و شلوار کتان گشاد خاکستری از در بیرون آمد.
مردی با شلوارک پاره و پیراهنی رنگارنگ و جلف روی تخته سنگی ایستاده و شمشیری را بالای سرش می چرخاند.
متیو شلوار کوتاه ( بریتچز ) خود را عوض کرده و شلوار پارچه ای و پیراهنی چهارخانه آبی پوشیده بود.
دستبند طلا، پیراهن کژوال و صلیب کوچکی که از زنجیری ۲۴ عیار به گردنش آویخته بود.
به پیراهن های دکمه دار با جنس های راحت تر ( مانند کتان یا لینن ) اشاره دارد که برای محیط های غیررسمی یا تفریحی پوشیده میشوند. واژه Sport Shirt در انگ ...
او به راحتی میتوانست پهنای شانه های مرد را از زیر پیراهن کژوال ( نیمه رسمی ) سفید و خوش دوختش تشخیص دهد.
واژه Sport Shirt در انگلیسی ( بویژه در متون قدیمی تر یا متون مربوط به مد ) ، لزوماً به معنای لباس های ورزشی مدرن ( مانند تی شرت های پلی استر ) نیست؛ ...
شامل: ناهار، هزینه ورود به زمین گلف، هزینه کدی ( کمک بازیکن ) ، کمد، پیراهن ورزشی، کلاه و نوشیدنی.
او شلوار کتان سفید، کفش های نوک تیز قهوه ای و سفید و یک پیراهن ورزشی ابریشمی زرد پوشیده بود.
او حالا لباس مناسبی به تن داشت: یک پیراهن ورزشی با یقه باز، کفش های کتانی و شلوار کتان به رنگی نامشخص.
او شلوار جین، پیراهن ورزشی و یک ژاکت بافتنی پوشیده بود.
مرد کوچک و تپل با پیراهن ورزشی آستین کوتاه و شلوار کتان گشاد خاکستری از در بیرون آمد.
او یک پیراهن ورزشی زرد تنگ و شلوار روشن نو پوشیده بود.
متیو شلوار کوتاه خود را عوض کرده و شلوار پارچه ای و پیراهن ورزشی چهارخانه آبی پوشیده بود.
دستبند طلا، پیراهن ورزشی و صلیب کوچکی که از زنجیری ۲۴ عیار دور گردنش آویزان بود.
اغلب با پیراهن های ورزشی رنگ روشن با یقه باز و کراوات های بدقواره پوشیده میشود.
او به راحتی میتوانست پهنای شانه های او را از زیر پیراهن ورزشی سفید و خوش دوختش ببیند.
مردی با شلوارک پاره و پیراهن ورزشی پرزرق و برق روی تخته سنگی ایستاده و شمشیری را بالای سرش تکان میدهد.
شاخصه های اصلی این سرویس عبارتند از: سهولت در دسترسی، سرعت عملیاتی، به موقع بودن و ایمنی.
طیف سنجی مادون قرمز نزدیک ( NIR ) به عنوان یک تکنیک تحلیلی نوین با ویژگی هایی چون سادگی، سرعت و دقت، به طور گسترده ای در حوزه های مختلف مورد استفاده ...
کارایی و سرعت روش پیشنهادی، توسط نتایج شبیه سازی به اثبات رسید.
نصب سریع، دوام طولانی، سهولت در حمل ونقل، ساخته شده از متریال خاص، طراحی بادوام و مینیمال، دارای مشخصات فنی کامل، در رنگ های متنوع، مجهز به میله نگهد ...
سرعت رسیدن آنها باعث شگفتی من شد.
سرعت بالا در بسته شدن قالب؛ حفظ ایمنی مسیر از طریق سیستم قفل قالب با فشار پایین.