ترجمه‌های علیرضا ایرانی نیا (٨٠٤)

بازدید
٤٩٩
تاریخ
٥ روز پیش
متن
It is usually written on a standard form, but not necessarily.
دیدگاه
٠

معمولاً در یک فرم استاندارد نوشته میشود، اما لزوماً اینطور نیست.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
There is a standard form of oath used in lawcourts.
دیدگاه
٠

یک فرم استاندارد برای سوگند در دادگاه ها وجود دارد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
It was the standard form of wording for a consent letter.
دیدگاه
٠

این، قالب استاندارد عبارت ها برای یک نامه رضایت بود.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
In the standard form the contractor must pay to or allow the employer the liquidated damages.
دیدگاه
٠

در فرم استاندارد، پیمانکار باید خسارات تعیین شده را به کارفرما پرداخت یا واگذار کند.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
However, with standard form contracts directed at consumers, the legislature has interfered because of the imbalance in bargaining power.
دیدگاه
٠

با این حال، در قراردادهای استاندارد مربوط به مصرف کنندگان، به دلیل عدم تعادل در قدرت چانه زنی، قوه مقننه مداخله کرده است.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Yin bright, blood loss-less, not set by circulating never can lead to blood stasis. Therefore, Qi venae stagnancy Diabetes is a major disease pathogenesis.
دیدگاه
٠

[تخصصی طب چینی]: اگر یین روشن و خون بدون فقدان باشد اما گردش نکند، منجر به استاز ( توقف ) خون میشود. بنابراین، رکود انرژی ( Qi ) پاتولوژی اصلی بیماری ...

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Municipal water has an advantage in that it is constantly moving, keeping fresh and avoiding stagnancy .
دیدگاه
٠

آب شهری این مزیت را دارد که مدام در جریان است و از ماندگی ( رکود آب ) جلوگیری میکند.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Objective: The study relieving Qi Stagnancy modus treat menstruation front of fretting depression clinical curative effect.
دیدگاه
٠

هدف: مطالعه اثر درمانی بالینی روش رفع رکود ( چی ) ( Qi Stagnancy ) در درمان قاعدگی ناشی از اضطراب و افسردگی.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Life of human extending artificially is called stagnancy which infringes the law of the Nature.
دیدگاه
٠

ترجمه تخصصی Stagnancy ( رکود و سکون ) این کلمه بسته به متن، معنای اقتصادی، پزشکی یا روان شناختی دارد. در معنای پزشکی و بیولوژی ( Medical/Biological S ...

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Life of human extending artificially is called stagnancy which infringes the law of the Nature.
دیدگاه
٠

تمدید مصنوعی عمر انسان، نوعی سکون ( توقف روند طبیعی ) است که قانون طبیعت را نقض میکند.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
What caused this stagnancy is an issue for us to ponder over.
دیدگاه
٠

اینکه چه چیزی باعث این رکود/توقف شده، موضوعی است که باید درباره آن تامل کنیم.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Career plateau is a conception that describes the stagnancy of one's career development.
دیدگاه
٠

سقف شغلی مفهومی است که توقف/رکود پیشرفت شغلی فرد را توصیف میکند.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
When I'm in a state of stagnancy, I'll get a sense of what's making me stagnate.
دیدگاه
٠

وقتی در وضعیت درجا زدن ( سکون ) هستم، متوجه میشوم چه چیزی باعث توقف من شده است.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Have you been in stagnancy before and how did you deal with it?
دیدگاه
٠

ترجمه تخصصی Stagnancy ( رکود و سکون ) این کلمه بسته به متن، معنای اقتصادی، پزشکی یا روان شناختی دارد. در معنای روان شناختی و فردی ( Personal Stagnanc ...

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Have you been in stagnancy before and how did you deal with it?
دیدگاه
٠

آیا پیش از این دچار درجا زدن ( رکود روحی/شغلی ) شده اید و چگونه با آن برخورد کردید؟

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Chapter network imbalance, information failure and stagnancy of innovation.
دیدگاه
٠

فصلِ عدم تعادل شبکه، شکست اطلاعاتی و توقف ( رکود ) نوآوری.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Removal rates of nitrogen and phosphorus by different types of constructed wetland treating irrigation drainage water in the period of growth stagnancy of vegetation were studied.
دیدگاه
٠

نرخ حذف نیتروژن و فسفر. . . در دوره توقف رشد پوشش گیاهی مورد مطالعه قرار گرفت.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Economy therefore went out of the trouble of stagnancy from President Jimmy Carter's age.
دیدگاه
٠

بنابراین، اقتصاد از دوران ریاست جمهوری جیمی کارتر از وضعیت رکود خارج شد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
System stagnancy is an important reason for the backwardness of Shangrao' s economy. The utility of the post - advantages should be based on a well-arranged system.
دیدگاه
٠

رکود سیستماتیک عامل مهمی در عقب ماندگی اقتصاد شانگ رائو است. بهره وری مزایای آتی باید بر پایه یک سیستم سازمان یافته باشد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Thus no-action should not interpret as stagnancy. It should be meant no arming, no hostility, modesty, humbleness, amiableness to people.
دیدگاه
٠

بنابراین، عدم اقدام نباید به معنای رکود ( توقف رشد ) تعبیر شود؛ بلکه باید به معنای عدم تسلیح، نبود خصومت، فروتنی و خوش رویی با مردم باشد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
System stagnancy is an important reason for the backwardness of Shangrao' s economy. The utility of the post - advantages should be based on a well-arranged system.
دیدگاه
٠

ترجمه تخصصی Stagnancy ( رکود و سکون ) این کلمه بسته به متن، معنای اقتصادی، پزشکی یا روان شناختی دارد. در معنای اقتصادی و سیستمی ( Economic/Systemic S ...

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Thus no-action should not interpret as stagnancy. It should be meant no arming, no hostility, modesty, humbleness, amiableness to people.
دیدگاه
٠

ترجمه تخصصی Stagnancy ( رکود و سکون ) این کلمه بسته به متن، معنای اقتصادی، پزشکی یا روان شناختی دارد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Yin bright, blood loss-less, not set by circulating never can lead to blood stasis. Therefore, Qi venae stagnancy Diabetes is a major disease pathogenesis.
دیدگاه
٠

[متن تخصصی طب سنتی] اگر یین روشن و خون بدون فقدان باشد و به گردش درنیاید، منجر به استاز ( توقف ) خون میشود. بنابراین، رکود چی عامل اصلی بیماری دیابت ...

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Withstand high temperatures hold the key to sunshine, but the sun can not walk obediently stagnancy .
دیدگاه
٠

تحمل دمای بالا کلید تابش خورشید است، اما خورشید نمی تواند مطیعانه در رکود بماند.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Municipal water has an advantage in that it is constantly moving, keeping fresh and avoiding stagnancy .
دیدگاه
٠

آب شهری این مزیت را دارد که مدام در حرکت است، تازه می ماند و از رکود ( ماندگی ) جلوگیری میکند.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Economy therefore went out of the trouble of stagnancy from President Jimmy Carter's age.
دیدگاه
٠

بنابراین، اقتصاد از دوران رئیس جمهور جیمی کارتر از وضعیت رکود خارج شد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Chapter network imbalance, information failure and stagnancy of innovation.
دیدگاه
٠

فصلِ عدم تعادل شبکه، شکست اطلاعاتی و رکود نوآوری.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Removal rates of nitrogen and phosphorus by different types of constructed wetland treating irrigation drainage water in the period of growth stagnancy of vegetation were studied.
دیدگاه
٠

نرخ حذف نیتروژن و فسفر توسط انواع مختلف تالاب های مصنوعی در دوره رکود رشد پوشش گیاهی مورد مطالعه قرار گرفت.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Objective: The study relieving Qi Stagnancy modus treat menstruation front of fretting depression clinical curative effect.
دیدگاه
٠

هدف: مطالعه اثر درمانی بالینی روش رفع رکود چی در درمان قاعدگی ناشی از اضطراب و افسردگی.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Career plateau is a conception that describes the stagnancy of one's career development.
دیدگاه
٠

سقف شغلی مفهومی است که رکود در پیشرفت شغلی فرد را توصیف میکند.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress every day!
دیدگاه
٠

امیدوارم از دیکشنری جملات آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!

تاریخ
٥ روز پیش
متن
System stagnancy is an important reason for the backwardness of Shangrao' s economy. The utility of the post - advantages should be based on a well-arranged system.
دیدگاه
٠

رکود سیستم دلیل مهمی برای عقب ماندگی اقتصاد شانگ رائو است. بهره مندی از مزایای بعدی باید بر اساس یک سیستم سازمان یافته باشد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
When I'm in a state of stagnancy, I'll get a sense of what's making me stagnate.
دیدگاه
٠

وقتی در وضعیت رکود هستم، متوجه میشوم چه چیزی باعث توقف من شده است.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
What caused this stagnancy is an issue for us to ponder over.
دیدگاه
٠

اینکه چه چیزی باعث این رکود شده، مسئله ای است که باید درباره آن تامل کنیم.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Have you been in stagnancy before and how did you deal with it?
دیدگاه
٠

آیا قبلاً دچار رکود شده اید و چگونه با آن مقابله کردید؟

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Life of human extending artificially is called stagnancy which infringes the law of the Nature.
دیدگاه
٠

تمدید مصنوعی عمر انسان، رکودی است که قانون طبیعت را نقض میکند.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Thus no-action should not interpret as stagnancy. It should be meant no arming, no hostility, modesty, humbleness, amiableness to people.
دیدگاه
٠

بنابراین، عدم اقدام نباید به معنای رکود تفسیر شود؛ بلکه باید به معنای عدم تسلیح، عدم خصومت، فروتنی، تواضع و خوش رویی با مردم باشد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Oil is springing out from the well.
دیدگاه
٠

نفت از چاه فوران میکند.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
The hot water was springing out of the tap.
دیدگاه
٠

آب داغ از شیر می جهید ( با فشار بیرون می آمد ) .

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Tales of the candidate's alleged past transgressions have begun springing up.
دیدگاه
٠

روایت هایی درباره تخلفات ادعایی گذشته کاندیدا شروع به ظهور و پخش شدن کرده است.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
What are the chances of these molecules springing spontaneously into existence?
دیدگاه
٠

احتمال اینکه این مولکول ها بطور خودبه خودی پدید آیند ( به وجود بیایند ) چقدر است؟

تاریخ
٥ روز پیش
متن
'Let's go!' he said, springing into action.
دیدگاه
٠

او در حالی که به سرعت دست به اقدام زد، گفت: بیا برویم!

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Opposition groups are springing up like mushrooms.
دیدگاه
٠

در معنای رشد سریع و گسترش ( توسعه شهری و اجتماعی ) : گروه های مخالف مانند قارچ رشد میکنند ( به سرعت و در تعداد زیاد پدید می آیند ) .

تاریخ
٥ روز پیش
متن
New towns are springing up to house the increasing population.
دیدگاه
٠

در معنای رشد سریع و گسترش ( توسعه شهری و اجتماعی ) : شهرهای جدید برای اسکان جمعیت رو به رشد، بنیان نهاده میشوند ( به سرعت شکل میگیرند ) .

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Owners of personal computers now are springing up.
دیدگاه
٠

در معنای رشد سریع و گسترش ( توسعه شهری و اجتماعی ) : تعداد مالکان کامپیوترهای شخصی اکنون **به شدت در حال افزایش است.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Play areas for children are springing up all over the place.
دیدگاه
٠

در معنای رشد سریع و گسترش ( توسعه شهری و اجتماعی ) : فضای بازی کودکان در همه جا در حال ایجاد شدن است.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
New houses were springing up all over the town.
دیدگاه
٠

در معنای رشد سریع و گسترش ( توسعه شهری و اجتماعی ) : خانه های جدید در سراسر شهر **ساخته شدند ( بسیار سریع گسترش یافتند ) .

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Fast-food restaurants are springing up all over town.
دیدگاه
٠

در معنای رشد سریع و گسترش ( توسعه شهری و اجتماعی ) : رستوران های فست فود در جای جای شهر روانه شده اند ( به سرعت زیاد شده اند ) .

تاریخ
٥ روز پیش
متن
She likes springing surprises on people.
دیدگاه
٠

در معنای غافلگیر کردن ( Surprise ) : ۱. او علاقه دارد دیگران را غافلگیر کند.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Life has a habit of springing surprises.
دیدگاه
٠

در معنای غافلگیر کردن ( Surprise ) : زندگی عادت دارد ضربات ناگهانی ( اتفاقات غیرمنتظره ) بزند.