ترجمه‌های علیرضا ایرانی نیا (١,٢٥٩)

بازدید
١,٢٧٧
تاریخ
١ ماه پیش
متن
At five, she was once blocked by several other children in the gutter, her snack and crystal hairpin being reft .
دیدگاه
١

در پنج سالگی، چند کودک راه او را در جوی آب بستند و خوراکی و سنجاق سر کریستالی اش را به زور گرفتند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Compared to REIT in abroad, the development of finance in real estate is laggard in China and restricts the development of real estate industry. REFT comes out in the form of in trust in China.
دیدگاه
١

اقتصاد: در مقایسه با REIT ( صندوق های سرمایه گذاری املاک ) در خارج، توسعه مالی املاک در چین عقب مانده است. ( REFT در چین به شکل تراست/امانت ظهور میکن ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Linguistic indices contain the ratio of error-free T-unit (REFT) and subordinate clauses per T-unit (SCT).
دیدگاه
١

زبان شناسی: شاخص های زبانی شامل نسبتِ واحدهای بدون خطا و بندهای وابسته است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The rock was reft asunder.
دیدگاه
١

ادبی: صخره از هم دریده ( جدا ) شد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A soul reft of body.
دیدگاه
١

ادبی: روحی که از بدن جدا شده است. 7. تمهیدات مناسبی برای کودکانی که از داشتن والدین محروم شده بودند، اندیشیده شده است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Mr Reaves himself likens his operation to tinkering on a Model A Ford with screwdrivers and a pair of pliers.
دیدگاه
١

آقای ریوز عملیات خود را به تعمیر ماشین مدل A فورد با پیچ گوشتی و انبردست تشبیه میکند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The defeated soldiers reaved the villagers of their flocks of sheep.
دیدگاه
١

سربازان شکست خورده، گله های گوسفند روستاییان را غارت کردند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Mr Reaves claims the industry connections and combined experience give his funds an edge over rivals in picking turnaround candidates.
دیدگاه
١

آقای ریوز ادعا میکند که ارتباطات صنعتی اش به او در انتخاب گزینه های موفقیت آمیز برتری میدهد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Mr Reaves claims the industry connections and combined experience give his funds an edge over rivals in picking turnaround candidates.
دیدگاه
١

Reave / Reft این کلمه قدیمی و کمی ادبی است. در انگلیسی مدرن، به جای آن بیشتر از Rob ( دزدی کردن ) یا Deprived ( محروم کردن ) استفاده میشود. اگر در مت ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The defeated soldiers reaved the villagers of their flocks of sheep.
دیدگاه
١

Reave / Reft ( غارت کردن / محروم کردن ) توضیح: Reave یعنی به زور گرفتن یا غارت کردن. Reft شکل گذشته و اسم مفعول آن است و بیشتر به معنای محروم شدن از ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The reforging interface on live is a boring brown and black box, with pulldown menus to help you choose the stats you want to reforge to.
دیدگاه
١

بازی: رابط کاربری رفورج در نسخه ی لایو، یک جعبه قهوه ای و سیاه خسته کننده است که منوهایی برای انتخاب ویژگی ها دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
And that's why we demand the light of intellect, with which we learn, we recognize, we comprehend and reform the world, and we reforge ourselves whilst we rebuild the environment.
دیدگاه
١

ما خواهان نور خرد هستیم که با آن دنیا را میسازیم، خودمان را اصلاح میکنیم و محیط را بازسازی میکنیم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The paper discusses how to reforge the diversity of urban eco-physiognomy with the increasing demand of people for reside environment and landscape aesthetics.
دیدگاه
١

این مقاله بحث میکند که چطور با افزایش تقاضای مردم برای زیبایی شناسی محیط، میتوان سیمای شهری را بازسازی کرد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Haste is now uniformly our worst stat - reforge away from it where possible.
دیدگاه
١

بازی ( World of Warcraft ) : شتاب ( Haste ) الان بدترین ویژگی ماست؛ تا جای ممکن آن را بازسازی ( تغییر ) دهید.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Feranor Steeltoe: Now, I will reforge your weapons to strike with searing heart!
دیدگاه
١

بازی: حالا سلاح های تو را دوباره میسازم ( اصلاح میکنم ) تا با قدرت بیشتری ضربه بزنند!

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The skill of the Elves can reforge the sword of kings, but only you have the power to wield it.
دیدگاه
١

فانتزی: مهارت الف ها میتواند شمشیر پادشاهان را بازسازی کند، اما فقط تو قدرت استفاده از آن را داری.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It is necessary to reforge the system of Administration coordination with legalization so as to overcome the limits of the system of Administration coordination of pour country.
دیدگاه
١

لازم است سیستم هماهنگی اداری را با قانونی سازی بازسازی کنیم تا محدودیت های فعلی کشورمان برطرف شود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Conclusion Using expanded forehead flap to reforge nose because basal cell carcinoma is a lower malignant skin tumour.
دیدگاه
١

پزشکی: استفاده از پوستِ پیشانی برای بازسازی بینی ( به دلیل سرطان سلول های پایه ای پوست ) .

تاریخ
١ ماه پیش
متن
These raw materials were reforged into a new film of plastic.
دیدگاه
١

این مواد خام دوباره ذوب شدند تا به یک ورق پلاستیک جدید تبدیل شوند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
In the reforge of enterprise flow, the perfection of the existent flow by corporate governance control should be attached enough importance.
دیدگاه
١

در بازسازی جریان کاری شرکت، باید به اصلاح فرآیندهای موجود از طریق کنترل حاکمیت شرکتی اهمیت داد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It is necessary to reforge the system of Administration coordination with legalization so as to overcome the limits of the system of Administration coordination of pour country.
دیدگاه
١

اگر متن علمی/پزشکی بود: کلمه Reforge یا Reconstruction یعنی بازسازی بافت یا عملکرد. * **اگر متن مدیریتی بود: کلمه Reforge یعنی تغییر استراتژی یا اصلا ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
In the reforge of enterprise flow, the perfection of the existent flow by corporate governance control should be attached enough importance.
دیدگاه
١

Reforge دقت کنید که Re به معنای دوباره و Forge به معنای آهنگری کردن است. پس هرجا دیدید کسی میگوید Reforge، یعنی میخواهد چیزی را که قبلاً ساخته شده، ذ ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
These raw materials were reforged into a new film of plastic.
دیدگاه
١

Reforge ( دوباره ساختن / بازسازی کردن ) توضیح: این کلمه از صنعت آهنگری می آید ( دوباره ذوب کردن و شکل دادن به فلز ) . در متون مدیریتی یا بازی ها، به ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Recently, the experimental studies on establishment of artificial bladder reflex arc may have a potential of clinical application.
دیدگاه
٠

اخیراً: مطالعات تجربی روی قوس بازتابی مصنوعی مثانه، پتانسیل کاربرد در درمان بیماران را دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
By the nerve that send a person one spinal cord erects centre one efferent nerve one effect implement the nerve reflex arc of phallic sponge body is finished.
دیدگاه
٠

توضیح: این جمله کمی پیچیده است؛ میگوید: با استفاده از اعصابی که پیام را به مرکز نخاع میفرستند و اعصابی که پاسخ را برمیگردانند، قوس بازتابی بافت اسفنج ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Objective:To establish an animal model of bladder functional reconstruction with the "tendon spinal cord bladder" artificial bladder reflex arc.
دیدگاه
٠

هدف: ایجاد مدل حیوانی برای بازسازی مثانه با استفاده از قوس بازتابی تاندون - نخاع - مثانه.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
BACKGROUND If it is feasible to realize the controllable urination by establishing artificial abdomen-bladder reflex arc basing on remained somatic-reflection below the paralyzed level.
دیدگاه
٠

زمینه: اگر بتوان ادرار کردن را با ایجاد یک قوس بازتابی مصنوعی بین شکم و مثانه ( با استفاده از اعصاب باقی مانده زیر سطح فلج ) کنترل کرد، بسیار عالی خو ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The early and final function of the reflex arc was observed by electrophysiological examinations, bladder pressure tests and detrusor electromyograms(EMG)at 6 months and 18 months postoperatively.
دیدگاه
٠

توضیح: عملکرد نهایی قوس بازتابی در ۶ و ۱۸ ماه بعد از جراحی بررسی شد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Methods By using the disuse nerves under the paraplegic plane, somatic nerve splanchnic nerve reflex arc bladder function remodelling was performed in 34 cases.
دیدگاه
٠

روش ها: با استفاده از اعصابِ غیرفعال در زیر سطح فلج شده، بازسازی عملکرد مثانه از طریق قوس بازتابیِ عصب بدنی - احشایی روی ۳۴ بیمار انجام شد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Objective: To establish an artificial reflex arc in canines to reinnervate the neuropathic bladder and restore bladder function after spinal cord injury.
دیدگاه
٠

هدف: ایجاد یک قوس بازتابی مصنوعی در سگ ها برای بازگرداندن عملکرد مثانه پس از آسیب نخاعی.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Objective To establish an artificial reflex arc to reinnervate the nerropathic bladder and restore bladder function after spinal cord injury.
دیدگاه
٠

هدف: ( تکرار مورد قبل ) ایجاد قوس بازتابی مصنوعی برای بازگرداندن عملکرد مثانه پس از آسیب نخاعی.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Reconstruction of the bladder autonomic reflex arc by intradural microanastomosis results in bladder contraction, and contributes to controllable urination of canines.
دیدگاه
٠

توضیح: بازسازی قوس بازتابی خودکار مثانه باعث انقباض مثانه شده و به کنترل ادرار در سگ ها کمک میکند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Sharp edge of a reflex arc lamp indicator and band can make reading very clear, to avoid the visual errors.
دیدگاه
٠

توضیح: این مورد متفاوت است؛ درباره یک دستگاه اندازه گیری است. لبه ی تیز نشانگرِ لامپِ قوس بازتابی، خواندن را دقیق تر میکند تا خطای چشمی رخ ندهد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The early function of the reflex arc was observed by electrophysiological examination, bladder pressure testing and detrusor electromyogram at 9 months postoperatively.
دیدگاه
٠

توضیح: عملکرد اولیه ی این قوس بازتابیِ مصنوعی با آزمایش های عصبی و فشار مثانه در ۹ ماه بعد از جراحی بررسی شد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Conclusion There may be two reflex arc pathways involving in micturition during the spinal cord: one is limited to the pelvic nerve, and the other involving the pelvic nerve and sympathetic nerve.
دیدگاه
١

نتیجه گیری: ممکن است دو مسیر برای دفع ادرار ( مثانه ) در نخاع وجود داشته باشد: یکی محدود به عصب لگنی و دیگری شامل عصب لگنی و عصب سمپاتیک.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Conclusions Establishing of an new artificial reflex arc may effective for controlled micturition in conical SCI.
دیدگاه
٠

نتیجه گیری: ایجاد یک قوس بازتابی مصنوعی جدید ممکن است برای کنترل ادرار در آسیب های مخروطی نخاع موثر باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
CONCLUSION There is a reflex arc between cervical pain sympathetic nerve and the cervical vertigo.
دیدگاه
١

نتیجه گیری: یک قوس بازتابی بین اعصاب گردن و سرگیجه های گردنی وجود دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Conclusions Establishing of an new artificial reflex arc may effective for controlled micturition in conical SCI.
دیدگاه
٠

در فارسی به آن قوس بازتابی میگوییم. تصویر ذهنی اش این است: یک کمان ( Arc ) که از یک نقطه شروع میشود، به نخاع میرود و بازمیگردد. چون در پزشکی برای درم ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Conclusion There may be two reflex arc pathways involving in micturition during the spinal cord: one is limited to the pelvic nerve, and the other involving the pelvic nerve and sympathetic nerve.
دیدگاه
١

در پزشکی، دانشمندان تلاش میکنند با ساختن یک مسیر عصبی جدید ( Artificial Reflex Arc ) ، به افرادی که نخاع شان آسیب دیده کمک کنند تا دوباره بتوانند مثا ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
CONCLUSION There is a reflex arc between cervical pain sympathetic nerve and the cervical vertigo.
دیدگاه
١

Reflex Arc ( قوس بازتابی / کمان انعکاسی ) قوس بازتابی مسیر عصبی است که باعث میشود بدن بدون فکر کردن، واکنشی سریع نشان دهد ( مثل وقتی دستتان به جای دا ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
CONCLUSION There is a reflex arc between cervical pain sympathetic nerve and the cervical vertigo.
دیدگاه
١

این متن ها از متون تخصصی پزشکی ( به ویژه در مورد آسیب های نخاعی و کنترل مثانه ) ، متون مدیریتی و همچنین ادبیات داستانی یا بازی های ویدئویی استخراج شد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
As a result of sustainable development relies upon to radicate the sustainable consumption pattern (life style) in very great degree.
دیدگاه
٢

اگر قصد داریم در نوشته های آکادمیک یا رسمی از آن استفاده کنیم، بدانیم که خواننده ممکن است آن را با کلمه ی بسیار رایج Eradicate ( به معنای ریشه کن کرد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The city magazine is the flourishing outcome of the city civilization height and radicate at the city culture and contribute efforts to the city culture.
دیدگاه
٥

درباره Radicate این واژه از نظر فنی و ریشه شناسی درست است ( از لاتین radix به معنای ریشه ) ، اما در زبان انگلیسی استانداردِ امروزی، تقریباً مرده محسو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Chinese industry cluster only being radicate in land of urbanization then can develop betterly.
دیدگاه
١

خوشه صنعتی چین تنها در صورتی میتواند بهتر توسعه یابد که در سرزمین شهرنشینی ریشه بدواند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
As a result of sustainable development relies upon to radicate the sustainable consumption pattern (life style) in very great degree.
دیدگاه
٢

در نتیجه، توسعه پایدار تا حد بسیار زیادی به تثبیت الگوی مصرف پایدار ( سبک زندگی ) وابسته است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The city magazine is the flourishing outcome of the city civilization height and radicate at the city culture and contribute efforts to the city culture.
دیدگاه
٢

مجله شهری، نتیجه شکوفایِ اوج تمدن شهری است که در فرهنگ شهری ریشه دارد و به فرهنگ شهر خدمت میکند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
I have no root, or say, I can radicate everywhere.
دیدگاه
١

من هیچ ریشه ای ندارم، یا به عبارتی، میتوانم در هر جایی ریشه بدوانم ( مستقر شوم ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
I have a dream, this dream deeply is radicate in the aureole of the human nature under.
دیدگاه
١

من رویایی دارم، این رویا عمیقاً در هاله ی ذات انسانی ریشه دوانده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Consummate assessment methods, establish multiple evaluation system and radicate the main body of the system.
دیدگاه
١

روش های ارزیابی را کامل کنید، سیستم های ارزیابی چندگانه ایجاد کنید و رکن اصلی سیستم را تثبیت نمایید.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The high prestige of the premier is radicated in the hearts of the people.
دیدگاه
١

اعتبار بالای نخست وزیر در قلب های مردم ریشه دوانده است.