ترجمه‌های علیرضا ایرانی نیا (١,٢٥٩)

بازدید
١,٢٧٥
تاریخ
١ ماه پیش
متن
Positive covenants Positive covenants don't run with the land; therefore they're not registrable.
دیدگاه
١

تعهدات ایجابی همراهِ ملک منتقل نمیشوند؛ بنابراین قابل ثبت نیستند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
When you buy a dog represented as AKC registrable, you should receive an AKC Dog Registration Application form properly filled out by the seller.
دیدگاه
١

وقتی سگی را میخرید که گفته میشود قابل ثبت در AKC است، باید یک فرم درخواست ثبت سگ AKC را که فروشنده به درستی پر کرده باشد، دریافت کنید.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Only remunerated directorships of local companies are registrable.
دیدگاه
١

فقط سمت های مدیریتیِ دارای حق الزحمه در شرکت های محلی قابل ثبت اند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Such a charge is not registrable against the clearing member under s 395 of the Companies Act 198
دیدگاه
١

چنین وثیقه/بارِ حقوقی ای طبق بخش ۳۹۵ قانون شرکت ها، علیه عضو پایاپای قابل ثبت نیست.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Such a charge is not registrable against the clearing member under s 395 of the Companies Act 198
دیدگاه
١

charge در حقوق یعنی وثیقه، حق وثیقه، یا بارِ حقوقی�چ.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Service marks are registrable.
دیدگاه
١

یعنی علائمی که خدمات یک شرکت را نشان میدهند ( مثل لوگوی یک بانک ) ، قانوناً قابل ثبت و حمایت هستند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Positive covenants Positive covenants don't run with the land; therefore they're not registrable.
دیدگاه
١

یعنی تعهدات خاصی در مورد ملک، در سند رسمی ملک قابل درج نیستند ( چون بار حقوقی دائمی به زمین نمیدهند ) .

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Shareholdings held by a Member's spouse and infant children are not registrable.
دیدگاه
١

یعنی عضویت در هیئت مدیره که بابتش حقوق میگیرید، باید در لیست تعارض منافع ثبت شود ( تا مردم بدانند شما کجا کار میکنید ) .

تاریخ
١ ماه پیش
متن
When you buy a dog represented as AKC registrable, you should receive an AKC Dog Registration Application form properly filled out by the seller.
دیدگاه
١

یعنی سگ دارای مدارکی است که طبق استانداردهای باشگاه سگ های آمریکا ( AKC ) میتوان نامش را در لیست رسمی آنها ثبت کرد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Such a charge is not registrable against the clearing member under s 395 of the Companies Act 198
دیدگاه
٠

در زبان حقوقی و اداری، Registrable به چیزی گفته میشود که طبق قانون یا مقررات، شرایط لازم برای ثبت شدن در یک دفتر رسمی، لیست یا پایگاه داده را دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Such a charge is not registrable against the clearing member under s 395 of the Companies Act 198
دیدگاه
١

یعنی این نوع ضمانت یا وثیقه، در لیست رسمی شرکت قابل ثبت نیست.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The dynamics both reinfection and infection rates of Ascaris lumbricoides was observed among 581 school children.
دیدگاه
١

در اینجا محققان دارند بررسی میکنند که نرخ بازگشت انگل ( Ascaris ) در بین دانش آموزان چقدر است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
I find efficacy diminishes when my egg counts decline, like this man in the study, and reinfection provides relief.
دیدگاه
١

این جمله میگوید برخی افراد احساس میکنند وقتی سطح ایمنی شان پایین می آید، یک عفونت خفیف مجدد باعث میشود سیستم ایمنی شان دوباره تحریک شده و فعال شود ( ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
More than 95% of cases are self-limited with clearance of virus and immunity to reinfection.
دیدگاه
١

یعنی بدن پس از یک بار بیماری، آن قدر قوی شده که دیگر اجازه نمیدهد عفونت تکرار شود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
To avoid reinfection, any sexual partners should be tested and treated too.
دیدگاه
١

یعنی برای جلوگیری از بازآلودگی ( اینکه دوباره از همسرتان بیماری را بگیرید ) ، باید هر دو نفر همزمان درمان شوند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A strong immunity to reinfection develops after one year.
دیدگاه
١

این واژه بسیار ساده است. یعنی شخصی که قبلاً یک بیماری عفونی ( باکتری، ویروس یا انگل ) داشته و بهبود یافته است، دوباره همان عامل بیماری زا وارد بدنش ش ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
I find efficacy diminishes when my egg counts decline, like this man in the study, and reinfection provides relief.
دیدگاه
١

جمله از نظر نگارشی عجیب است، ولی مفهوم کلی همین است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
If they're infected, they should be treated to avoid reinfection.
دیدگاه
١

اگر آن ها آلوده هستند، باید درمان شوند تا از عفونت مجدد جلوگیری شود

تاریخ
١ ماه پیش
متن
I find efficacy diminishes when my egg counts decline, like this man in the study, and reinfection provides relief.
دیدگاه
١

من متوجه میشوم که وقتی شمار تخم هایم کاهش می یابد، اثربخشی کم میشود؛ درست مانند این مرد در مطالعه، و عفونت مجدد باعث بهبود/تسکین میشود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Diarrhoea occurs coincident with emergence about a week after primary infection and up to one year after reinfection.
دیدگاه
١

اسهال هم زمان با بروز علائم، حدود یک هفته پس از عفونت اولیه و تا یک سال پس از عفونت مجدد رخ میدهد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
More than 95% of cases are self-limited with clearance of virus and immunity to reinfection.
دیدگاه
١

بیش از ۹۵٪ موارد خودمحدودشونده اند و با پاک شدن ویروس و ایجاد ایمنی در برابر عفونت مجدد همراه اند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
To avoid reinfection, any sexual partners should also be treated.
دیدگاه
١

برای جلوگیری از عفونت مجدد، هر شریک جنسی نیز باید درمان شود

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Aim To study the regulation of reinfection with Schistosomia japonicum in population after chemotherapy.
دیدگاه
١

هدف: بررسی چگونگیِ تنظیم/کنترل عفونت مجدد با Schistosoma japonicum در جمعیت پس از شیمی درمانی.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
To avoid reinfection, any sexual partners should be treated too.
دیدگاه
١

برای جلوگیری از عفونت مجدد، هر شریک جنسی نیز باید درمان شود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The reinfection represents the infection of leaf lesion on detached stem of oilseed rape.
دیدگاه
١

عفونتِ مجدد، نشان دهنده آلوده شدنِ ضایعه برگی روی ساقه جداشده ی کلزای روغنی است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The reinfection represents the infection of leaf lesion on detached stem of oilseed rape.
دیدگاه
١

اینجا واژه در زمینه گیاه پزشکی به کار رفته است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Objective To understand the reinfection status of Ascaris lumbricoides after different mass chemotherapy measures were implemented in heavily endemic areas with A.
دیدگاه
١

هدف: بررسی وضعیت عفونت مجددِ Ascaris lumbricoides پس از اجرای اقدامات مختلف شیمی درمانیِ جمعی در مناطق بسیار بومیِ آلوده به این انگل.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Objective To understand the reinfection status of Ascaris lumbricoides after different mass chemotherapy measures were implemented in heavily endemic areas with A.
دیدگاه
١

جمله ناقص است، اما ترجمه کلی همین است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The dynamics both reinfection and infection rates of Ascaris lumbricoides was observed among 581 school children.
دیدگاه
١

پویاییِ هر دو، یعنی نرخ عفونت و عفونتِ مجددِ Ascaris lumbricoides، در میان ۵۸۱ دانش آموز بررسی شد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
To avoid reinfection, any sexual partners should be tested and treated too.
دیدگاه
٠

برای جلوگیری از عفونت مجدد، هر شریک جنسی نیز باید آزمایش و درمان شود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It is unlikely therefore that reinfection will occur after successful eradication.
دیدگاه
١

بنابراین بعید است که پس از ریشه کنیِ موفق، عفونت مجدد رخ دهد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Please have a routine for not getting reinfection.
دیدگاه
١

لطفاً یک روال/برنامه برای جلوگیری از عفونت مجدد داشته باشید.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Please have a routine for not getting reinfection.
دیدگاه
١

جمله کمی غیرطبیعی است، ولی معنی اش روشن است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A strong immunity to reinfection develops after one year.
دیدگاه
١

پس از یک سال، ایمنیِ قوی در برابر عفونت مجدد ایجاد میشود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A strong immunity to reinfection develops after one year.
دیدگاه
١

ری این فکشن، یعنی دوباره مبتلا شدن به همان بیماری / عفونت دوباره گرفتن

تاریخ
١ ماه پیش
متن
I find efficacy diminishes when my egg counts decline, like this man in the study, and reinfection provides relief.
دیدگاه
١

نویسنده میگوید وقتی تعداد تخم ها کم میشود، اثر درمان کمتر میشود و عفونت دوباره کمک میکند علائم برگردند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
If they're infected, they should be treated to avoid reinfection.
دیدگاه
١

اگر آلوده اند، باید درمان شوند تا دوباره بیمار نشوند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
More than 95% of cases are self-limited with clearance of virus and immunity to reinfection.
دیدگاه
١

بیشتر موارد خودبه خود خوب میشوند و بدن در برابر بیماریِ دوباره ایمن میشود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Aim To study the regulation of reinfection with Schistosomia japonicum in population after chemotherapy.
دیدگاه
١

هدف: بررسی اینکه بعد از درمان، بیماری در مردم چطور دوباره برمیگردد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Diarrhoea occurs coincident with emergence about a week after primary infection and up to one year after reinfection.
دیدگاه
١

اسهال حدود یک هفته بعد از بیماری اول، و تا یک سال بعد از بیماریِ دوباره دیده میشود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The reinfection represents the infection of leaf lesion on detached stem of oilseed rape.
دیدگاه
١

در گیاه پزشکی، یعنی یک لکه یا زخم روی برگ دوباره آلوده شده است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
To avoid reinfection, any sexual partners should also be treated.
دیدگاه
١

برای جلوگیری از بازگشت بیماری، شریک جنسی هم باید درمان شود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
To avoid reinfection, any sexual partners should be treated too.
دیدگاه
١

برای جلوگیری از برگشت بیماری، شریک جنسی هم باید درمان شود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The dynamics both reinfection and infection rates of Ascaris lumbricoides was observed among 581 school children.
دیدگاه
١

در این تحقیق، بررسی کردند چند نفر دوباره به انگل آلوده شده اند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Objective To understand the reinfection status of Ascaris lumbricoides after different mass chemotherapy measures were implemented in heavily endemic areas with A.
دیدگاه
١

هدف این بود که ببینند بعد از درمان جمعی، بیماری چقدر دوباره برمیگردد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It is unlikely therefore that reinfection will occur after successful eradication.
دیدگاه
١

پس از درمان موفق، احتمال اینکه دوباره همان بیماری برگردد کم است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Please have a routine for not getting reinfection.
دیدگاه
١

یک عادت/برنامه داشته باشید تا دوباره مریض نشوید.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
To avoid reinfection, any sexual partners should be tested and treated too.
دیدگاه
١

برای جلوگیری از برگشت بیماری، شریک جنسی هم باید آزمایش و درمان شود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A strong immunity to reinfection develops after one year.
دیدگاه
١

بعد از یک سال، بدن ایمنی خوبی در برابر بیماریِ دوباره پیدا میکند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Proper arrangements have been made for the children who were reft of their parents.
دیدگاه
١

برای کودکانی که از والدین خود جدا شده اند، تمهیدات مناسبی انجام شده است