ترجمه‌های علیرضا ایرانی نیا (٨٠٤)

بازدید
٤٩٩
تاریخ
٤ روز پیش
متن
Good deeds will shine as the stars of heaven.
دیدگاه
٠

کارهای نیک مانند ستاره های آسمان خواهند درخشید.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
Ideals are like the stars -- we never reach them, but like mariners, we chart our course by them.
دیدگاه
٠

آرمان ها مانند ستاره ها هستند؛ ما هرگز به آنها نمیرسیم، اما مانند دریانوردان، مسیرمان را با آنها تعیین میکنیم.

تاریخ
٤ روز پیش
متن
He whose face gives no light, shall never become a star.
دیدگاه
٠

کسی که چهره اش نوری نمی بخشد، هرگز ستاره نخواهد شد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Members of the standing committee are elected and subject to recall by the congress.
دیدگاه
٣

اعضای کمیته دائمی انتخاب شده و توسط کنگره قابل عزل هستند.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
In the same period the power of standing committee chairmen was further eroded by the institutionalization and proliferation of sub-committees.
دیدگاه
٠

قدرت رؤسای کمیته های دائمی بدلیل نهادینه شدن زیرکمیته ها تضعیف شد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
The matter was therefore referred back to the Standing Committee for further consideration.
دیدگاه
٠

موضوع برای بررسی بیشتر به کمیته دائمی بازگردانده شد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Politburo Standing Committee, Premier Wen Jiabao presided over the General Assembly.
دیدگاه
١

در کمیته دائمی دفتر سیاسی، نخست وزیر ریاست مجمع را بر عهده داشت.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Any law returned by the Standing Committee of the National People's Congress shall immediately be invalidated.
دیدگاه
١

هر قانونی که توسط کمیته دائمی کنگره ملی خلق بازگردانده شود، باطل است.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Operating as a standing committee of Council, its membership comprises: Two members nominated from each of the 22 district societies.
دیدگاه
٠

این مجموعه بعنوان کمیته دائمی شورا فعالیت میکند.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
The arguments which thus preoccupied the Standing Committee divided along predictably partisan lines.
دیدگاه
٠

استدلال هایی که ذهن کمیته دائمی را مشغول کرده بود، بر اساس خطوط حزبی تقسیم شد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
This was eventually referred to the Standing Committee for further study and recommendations.
دیدگاه
٠

این موضوع برای بررسی بیشتر و ارائه توصیه ها به کمیته دائمی ارجاع شد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Hu had served on the politburo standing committee and secretariat.
دیدگاه
٠

هو در کمیته دائمی دفتر سیاسی ( Politburo ) و دبیرخانه خدمت کرده بود.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
In addition, the NPC Standing Committee is working out a Supervision Law.
دیدگاه
٠

واژه Standing Committee ( کمیته دائمی ) یک اصطلاح سیاسی - حقوقی است و در تمام جملات به معنی کمیته دائمی ( کمیته ای که برخلاف کمیته های موقت، همیشه فع ...

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Members of the standing committee are elected and subject to recall by the congress.
دیدگاه
٠

اعضای کمیته دائمی انتخاب میشوند و توسط کنگره قابل عزل هستند.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
The Chairman and Vice - Chairmen of the Standing Committee shall serve no more than two consecutive terms.
دیدگاه
٣

رئیس و نایب رؤسای کمیته دائمی نباید بیش از دو دوره متوالی خدمت کنند.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
In addition, the NPC Standing Committee is working out a Supervision Law.
دیدگاه
٠

علاوه بر این، کمیته دائمی NPC در حال تدوین قانون نظارت است.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
The matter was therefore referred back to the Standing Committee for further consideration.
دیدگاه
٠

بنابراین، موضوع برای بررسی بیشتر به کمیته دائمی بازگردانده شد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Politburo Standing Committee, Premier Wen Jiabao presided over the General Assembly.
دیدگاه
١

در کمیته دائمی دفتر سیاسی، نخست وزیر ون جیابائو ریاست مجمع عمومی را بر عهده داشت.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Any law returned by the Standing Committee of the National People's Congress shall immediately be invalidated.
دیدگاه
١

هر قانونی که توسط کمیته دائمی کنگره ملی خلق بازگردانده شود، بلافاصله باطل خواهد شد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Operating as a standing committee of Council, its membership comprises: Two members nominated from each of the 22 district societies.
دیدگاه
٠

این مجموعه بعنوان کمیته دائمی شورا فعالیت میکند و اعضای آن شامل دو عضو نامزد شده از هر یک از ۲۲ انجمن منطقه ای است.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
The arguments which thus preoccupied the Standing Committee divided along predictably partisan lines.
دیدگاه
٠

استدلال هایی که ذهن کمیته دائمی را به خود مشغول کرده بود، طبق پیش بینی ها بر اساس خطوط حزبی تقسیم شد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
In the same period the power of standing committee chairmen was further eroded by the institutionalization and proliferation of sub-committees.
دیدگاه
٠

در همان دوره، قدرت رؤسای کمیته های دائمی به دلیل نهادینه شدن و افزایش تعداد زیرکمیته ها، بیشتر تضعیف شد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Hu had served on the politburo standing committee and secretariat.
دیدگاه
٠

هو در کمیته دائمی دفتر سیاسی و دبیرخانه خدمت کرده بود.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
A standing committee was set up to co-ordinate the international relief effort.
دیدگاه
٠

یک کمیته دائمی برای هماهنگی تلاش های امدادرسانی بین المللی تشکیل شد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
This would see the establishment of a standing committee making formal reports to parliament every five years.
دیدگاه
٠

این امر منجر به ایجاد یک کمیته دائمی میشود که هر پنج سال یکبار گزارش های رسمی به پارلمان ارائه میدهد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Mr Robinson was coopted on to the standing committee.
دیدگاه
١

آقای رابینسون به عضویت کمیته دائمی پذیرفته شد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
This was eventually referred to the Standing Committee for further study and recommendations.
دیدگاه
١

این موضوع در نهایت برای مطالعه بیشتر و ارائه توصیه ها به کمیته دائمی ارجاع شد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
A standing committee was established to coordinate the army and navy.
دیدگاه
٢

یک کمیته دائمی برای هماهنگی ارتش و نیروی دریایی تشکیل شد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Compliance testing should be the standard form of testing used during systems auditing.
دیدگاه
٠

تست انطباق باید روش ( شکل ) استاندارد تست در حسابرسی سیستم ها باشد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
The standard form, priced at £38 includes a catalyst, sophisticated central locking system and power-assisted steering.
دیدگاه
٠

مدل استاندارد با قیمت ۳۸ پوند، شامل کاتالیزور، سیستم قفل مرکزی و فرمان هیدرولیک است. ۱۱. یک شکل استاندارد از برنامه ریزی خطی بازه ای تعریف شد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
It will send you standard form for you to fill out.
دیدگاه
٠

فرم استاندارد را برای شما می فرستند تا تکمیل کنید.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
The standard form 1980 provides a procedure where the client puts forward three specialists whom he would be happy to see used.
دیدگاه
٠

قالب استاندارد ۱۹۸۰ رویه ای را ارائه میدهد که در آن مشتری سه متخصص را پیشنهاد میکند.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
The theory on legal economy believes standard form contract cannot lose economy of transaction cost.
دیدگاه
٠

نظریه اقتصاد حقوقی معتقد است قراردادهای استاندارد نباید باعث از دست رفتن اقتصادِ هزینه تراکنش شوند.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
It is usually written on a standard form, but not necessarily.
دیدگاه
٠

معمولاً در یک فرم استاندارد نوشته میشود، اما الزامی نیست.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Arbitration is written into the standard form contracts as the form of dispute resolution to be used.
دیدگاه
٠

شرط داوری بعنوان روش حل اختلاف در قراردادهای استاندارد گنجانده شده است.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
However, with standard form contracts directed at consumers, the legislature has interfered because of the imbalance in bargaining power.
دیدگاه
٠

با این حال، در قراردادهای استاندارد ( چاپ شده ) مربوط به مصرف کنندگان، قوه مقننه بدلیل عدم تعادل در قدرت چانه زنی مداخله کرده است.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
The questionnaire is very much in a standard form and should always be amended to reflect the business being sold.
دیدگاه
٠

پرسشنامه کاملاً در قالب استاندارد است و باید متناسب با کسب وکار فروشی اصلاح شود.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
In the standard form the contractor must pay to or allow the employer the liquidated damages.
دیدگاه
٠

در فرم استاندارد، پیمانکار موظف است خسارات تعیین شده ( Liquidated Damages ) را به کارفرما بپردازد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
There is a standard form of oath used in lawcourts.
دیدگاه
٠

یک قالب استاندارد برای سوگند در دادگاه ها وجود دارد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
It was the standard form of wording for a consent letter.
دیدگاه
٠

این، متن استاندارد/رسمی برای نامه های رضایت بود.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
There is a standard form of oath used in lawcourts.
دیدگاه
٠

ترجمه تخصصی Standard Form ( قالب استاندارد ) که این عبارت در متون حقوقی به معنی قراردادهای چاپی/یک طرفه و در ریاضیات به معنی شکل استاندارد هستش. در م ...

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Write the standard form of an equation line passing through each pair of points.
دیدگاه
٠

شکل استاندارد معادله خطی را که از هر جفت نقطه میگذرد، بنویسید.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
A standard form of interval linear programming was defined.
دیدگاه
٠

یک شکل استاندارد از برنامه ریزی خطی بازه ای تعریف شد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
It will send you standard form for you to fill out.
دیدگاه
٠

فرم استاندارد را برای شما می فرستند تا پر کنید.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Compliance testing should be the standard form of testing used during systems auditing.
دیدگاه
٠

تست انطباق باید شکل استاندارد تست مورد استفاده در حسابرسی سیستم ها باشد.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Arbitration is written into the standard form contracts as the form of dispute resolution to be used.
دیدگاه
٠

داوری به عنوان روش حل اختلاف، در قراردادهای استاندارد گنجانده شده است.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
The standard form 1980 provides a procedure where the client puts forward three specialists whom he would be happy to see used.
دیدگاه
٠

فرم استاندارد ۱۹۸۰ رویه ای را ارائه می دهد که در آن مشتری سه متخصص را که مایل به همکاری با آن هاست، پیشنهاد میکند.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
The theory on legal economy believes standard form contract cannot lose economy of transaction cost.
دیدگاه
٠

نظریه اقتصاد حقوقی معتقد است قراردادهای استاندارد نباید اقتصادِ هزینه تراکنش را از دست بدهند.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
The standard form, priced at £38 includes a catalyst, sophisticated central locking system and power-assisted steering.
دیدگاه
٠

مدل استاندارد با قیمت ۳۸ پوند، شامل یک کاتالیزور، سیستم قفل مرکزی پیشرفته و فرمان هیدرولیک است.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
The questionnaire is very much in a standard form and should always be amended to reflect the business being sold.
دیدگاه
٠

پرسشنامه تا حد زیادی در قالب استاندارد است و باید همیشه برای انعکاس نوع کسب وکار فروشی تغییر کند.