پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٩٣)
کسی که برای او گواهی و شهادت میدهند.
بدون رای، بی رای، بدون رای کافی.
گردابی، حلقوی، پیچاپیچ، مارپیچی.
زنی که خود را وقف خدمت یاامری کرده باشد، زن نذردار.
مربوط به گردباد و چرخش باد، گردبادی.
مکتب نقاشی کوبیسم انگلیسی که در نقاشی از صنایع جدید نیز استفاده کرده.
گردابی، حلقوی.
ماده مستفرغه، ماده قی شده.
قی پی درپی، اوغ زنی، استفراغ پیاپی.
دارای کیسه غشادار و پیازدار ( در پائین ساقه بعضی قارچها ) .
شهوترانی کردن، شهوت انگیزکردن.
شهوتران، خوشگذران، عیاش.
حجم سنج، غلظت سنج.
ولتاژ سنج برقی، وابسته به ولتاژ سنج.
تثبیت کننده اختلاف سطح.
ولتاژ الکتریکی، مقدار ولتاژ برق.
شلیک کننده.
حالت افعال ارادی.
وابسته به آتشفشان شناسی.
متخصص در علم علل طبیعی آتشفشان. دانشمند آتشفشان شناس.
تبخیرشدن، بخارکردن.
انباره فرار.
عمل تبخیر.
حافظه فرار.
وال، پارچه نازک لباسی زنانه.
گنگ، بی صدا، بدون رای و عقیده، بیواک.
با کار افت صدائی.
دستگاه با کار افت صدائی. دستگاه با کار افت صدائی.
مجرای از درجه صدائی.
بسامد صدائی.
( vogueish ) مرسوم، مد روز
( voguish ) مرسوم، مد روز
( vodoun ، voodooism ) افسونگری
مغرور، خوشحال، گشاده رو.
( vodun ، voodooism ) افسونگری. vodun
اعلام دارنده ( باصدای بلند ) .
سروصدا، فریاد و نعره، زوزه، داد و بیداد.
( vocalic ) آوائی، صدادار، صوتی، مربوط به حرف باصدا
اسم، لفظ، کلمه صوتی، واحد آوائی.
واژگانی، مربوط به فرهنگ لغات زبان، مربوط به لغات یا فهرست آن، زبانی، شفاهی، لفظی.
مقام وزارت
مقام وزارت
وزیری.
شبیه روباه ماده، پتیاره.
نقاب، روبنده، نقاب محافظ.
( vivisection ) زنده شکافی، تشریح جانور زنده، کالبد شکافی موجودزنده
حیات بخشی، زندگی ( دادن ) ، احیا.
حیات بخش، هستی بخش.
زنده، دارای حیات، حیات بخش.
اغذیه، اطعمه، ماکولات.