مدال‌های علی اکبر منصوری گندمانی

بازدید
٤,٨٤٣
امتیاز کل
٤١٠,١٥٢
کل مدال ها
٢,٥٦٥
طلا
٢٧٨
نقره
١,٢٤٦
برنز
١,٠٤١
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
momentum: اقتصاد ) تکانه، شتاب،
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
fellowship: دوره تخصصی تکمیلی ( فلوشیپ )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get away with something: قسر در رفتن از چیزی، گیر نیفتادن بخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of kilter: غیر معمول، نا مرسوم، نا متعادل، کج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
let me be: دست از سرم بردار، تنهایم بگذار، اذی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
undergo: تحت چیزی قرار گرفتن، ( بیشتر برای ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
strike a balance: اصطلاح ) برقراری یک توازن، توازن بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fall to piece: داغون شدن، از هم پاشیدن، پیر شدن یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
catch phrase: تکیه کلام افراد مشهور را catch phra ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
account: روایت، توضیح، توجیه،
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pet phrase: تکیه کلام افراد عادی را pet phrase ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall to piece: داغون شدن، از هم پاشیدن، پیر شدن یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
roll off the tongue: غیررسمی ) مترادف با trip off the to ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
overlook: نادیده انگاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fall to pieces: داغون شدن، از کار افتادن، از هم پاش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
questionnaire: فرقش با test , exam, quiz اینه که س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall to pieces: داغون شدن، از کار افتادن، از هم پاش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
you bet: ( بله ) حتما! مطمئنا! مطمئن باشید! ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive someone nuts: غیر رسمی ) کسی را عصبانی کردن، کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
i bet: 1 - به معنای : شرط می بندم ( برای م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nailed it: برنده شدن، درست به هدف زدن، موفق شد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
bring it on: اصطلاحی برای نشان دادن اینکه شما آم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hit the nail on the head: عامیانه ) دقیق به هدف زدن ، دقیقا م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
clown: دلقک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over the counter drug: داروی بدون نسخه - به اختصار داروی O ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
look around: 1 - نگاهی به اطراف انداختن، به دور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
over the counter drug: داروی بدون نسخه - به اختصار داروی O ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
reclaim: بازیافت کردن زباله، فرقش با recycle ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
breakdown: Remove a barrier or obstacle برداشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
charged: احساسی، پر تنش، پر هیجان، هیجان انگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
breakaway: استعفا دادن، فرار کردن از ( موقعیتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
tied up: اصطلاح ) مشغول بودن، دست کسی بند بو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break for: دویدن سریع به یک طرفی به منظور فرار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
break in: بغیر از همه معانی فوق: اصطلاح آب بن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nip in the bud: جلوی رشد و پیشرفت چیزی را از آغاز گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hit the spot: اصطلاح، خودمانی چسبیدن ( برای نوشید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fill someone in: کسی را بطور کامل مطلع کردن از یک مو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the button: درست و دقیق، در زمان دقیق مشخص شده، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the button: درست و دقیق، در زمان دقیق مشخص شده، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hit the panic button: اصطلاح خودمانی ) Hit/press/push th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit the panic button: اصطلاح خودمانی ) Hit/press/push th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a lookout on it: چه دورنمایی دارد! چه چشم اندازی دار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get someone to do something: کسی را برای انجام کاری متقاعد کردن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have someone do something: کسی را برای انجام کاری سازماندهی کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make someone do something: کسی را برای انجام کاری اجبار کردن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cum: مایع منی ( اصطلاح عامیانه پورنوگراف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strike with wonder: گیج شدن، بهم ریختن ذهن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strike with awe: گیج کردن، مبهوت کردن ، شگفت زده کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be up the creek: تو درد سر افتادن ، تو مخمصه افتادن،
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's cross that bridge when we come to it: بیا فعلا خودمون را نگران آنچه که در ...
٢ سال پیش