مدال‌های علی اکبر منصوری گندمانی

بازدید
٤,٨٣٤
امتیاز کل
٤١٠,١٥٢
کل مدال ها
٢,٥٦٥
طلا
٢٧٨
نقره
١,٢٤٦
برنز
١,٠٤١
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get someone to do something: کسی را برای انجام کاری متقاعد کردن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
nailed it: برنده شدن، درست به هدف زدن، موفق شد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
have someone do something: کسی را برای انجام کاری سازماندهی کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
spit it out: بیرون انداختن یا تف کردن ( مثلا غذا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make someone do something: کسی را برای انجام کاری اجبار کردن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
hit the nail on the head: عامیانه ) دقیق به هدف زدن ، دقیقا م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
let's cross that bridge when we come to it: بیا فعلا خودمون را نگران آنچه که در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get stung: گزیده شدن ، زمان گذشته آن هم got st ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
crazy about: مشتاق بودن، علاقمند بودن I'm not cr ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
break for: دویدن سریع به یک طرفی به منظور فرار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
for crying out loud: اصطلاح عامیانه ) آخ، آخ! تورو خدا ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get stung: گزیده شدن ، زمان گذشته آن هم got st ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
imp: Imp، مخفف Impression در پایین برگه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
break into: علاوه بر معانی فوق: ( بر اساس دیکشن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
giddy up: 1 - از این واژه برای دستور دادن به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
strikethrough: خط زدن یا کشیدن ( متن برای حذف آن )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
it sucks: اون خیلی مزخرفه،
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
hit the spot: اصطلاح، خودمانی چسبیدن ( برای نوشید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
that sucks: عامیانه ) اون خیلی بی عرضه است، اون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in style: شیک، مد روز، اصیل، مدرن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hang in the air: نا تمام ماندن، نا معلوم ماندن، حل ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
cum: مایع منی ( اصطلاح عامیانه پورنوگراف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
thinking outside the box: متفاوت فکر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
air out: فعل عبارتی، به معنای در معرض هوا قر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make heads or tails of something: اصطلاح ) فهمیدن یا سردرآوردن از چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
drop dead: به دو معنا میباشد 1 - برای تاکید بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
run a special: حراج ویژه راه انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
air out: فعل عبارتی، به معنای در معرض هوا قر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
catch you later: اصطلاح عامیانه موقع خداحافظی ) برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
sick: ( علیرغم اینکه همه میدانیم این کلمه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
noway: امکان ندارد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ask after: جویای احوال سلامتی یا پیشرفت کسی یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
let's take a break: بیا یه کم استراحت کنیم، بیا تا استر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
browsing: نگاه کردن ( به ویترین مغازه ها ) مث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
frigging: معادل fucking و freaking در انگلیسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
julienne: فعل ، برش فرانسوی سبزیجات ( بصورت خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
put something back: چیزی را جایگزین کردن، چیزی را سر جا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
badass: خفن، باحال، چشمگیر و عالی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cut it close: درست لحظه آخر رسیدن، دقیقه نود رسید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come round: باز رخدادن ، دوباره روی دادن ، ( مث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
cut it fine: دقیقا عین عبارت cut it close در انگ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
sucks: مزخرف، بد، چرند، دست و پا چلفتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
doula: پرسنل بخش زایشگاه که وظیفه اش مراقب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut a fine figure: برازنده و جذاب به نظر رسیدن، ( بیشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
recite: دکلمه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
day in day out: عامیانه ) هر روز خدا!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take a seat: حالت رسمی تر از ( Have a seat )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut a fine figure: برازنده و جذاب به نظر رسیدن، ( بیشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lump in throat: بغض گلو ( از شدت غم ) مثال ، I had ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
single: تک آهنگ، آلبوم تک آهنگ
٢ سال پیش