مدال‌های علی اکبر منصوری گندمانی

بازدید
٣,٩٤٤
امتیاز کل
٤١٠,١٤٢
کل مدال ها
٢,٥٦٥
طلا
٢٧٨
نقره
١,٢٤٦
برنز
١,٠٤١
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk to the hand: اصطلاح ) مترادف با Tell it to the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
talk to the hand: اصطلاح ) مترادف با Tell it to the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
focus of attention: کانون توجه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
focus of attention: کانون توجه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clever boots: اصطلاح عامیانه بریتانیایی ) صفت یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clever boots: اصطلاح عامیانه بریتانیایی ) صفت یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smartarse: اصطلاح عامیانه کنایه آمیزBr ) مترا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
smartarse: اصطلاح عامیانه کنایه آمیزBr ) مترا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
funny business: دغلبازی، حیله گری، کلاهبرداری، فعال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bag of tricks: اینفرمال ) ترفند ها، فوت فن و مهارت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bag of tricks: اینفرمال ) ترفند ها، فوت فن و مهارت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
piss artist: عامیانه بریتیش ) - همیشه مست، عیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
light pollution: آلودگی نوری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
light pollution: آلودگی نوری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one's goose is cooked: اصطلاح ) تو دردسر افتادن، به فاک ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
one's goose is cooked: اصطلاح ) تو دردسر افتادن، به فاک ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cook one's goose: اینفرمال ) دخل کسی رو آوردن، برای ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
serve as a role model: به مثابه یک الگو بودن /شدن بمنزله ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
serve as a role model: به مثابه یک الگو بودن /شدن بمنزله ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a fool of oneself: کسی را احمق فرض کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
don't take me for a sucker: منو احمق فرض نکن، مترادف با اصطلاح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't take me for a sucker: منو احمق فرض نکن، مترادف با اصطلاح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
سویه: گونه، نوع، ، strain, variant سویه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stand against someone: با کسی روبرو شدن، جلوی کسی سبز شدن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
recovered: صفت پیدا شده، یافت شده، نجات یافته، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pelade: طاسی پلاکی، طاسی منطقه ای نام دیگر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on second thought: حالا که فکرشو میکنم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
weave in and out: پیچ خوردن و رد شدن، لایی کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you've got me there: من هم نمی دونم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stark mad: دیوانه محض، کاملا دیوانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jet set: طبقه اشراف ، از ما بهترون
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blow off: من رفتم پیاده روی تا کمی از عصبانیت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow off: زنگ تفریح، فرصت خوبی برای بچه هاست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow off: جودی بهش اجازه میدهد تا اول خودش رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow off: اون فقط نیاز داشت که خشم و دق و دلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fancy: این لباس یک ایده/ابتکار از طراح است ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fancy: او این تصور که روزی یک ستاره خواهد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fancy: مجسمه ساز آوانگارد ( پیشرو ) ، اشیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fancy: او یک علاقه شدیدی به شکلات دارد!
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fancy: من در اپارتمان پرزرق و برق اونا، تا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get used to: بهتره به انجام آنچه که به شما گفته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get used to: بعدا از یک مدتی، به همه این سر و صد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get used to: بزودی به کار عادت میکنی.
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get used to: برای عادت کردن به ریزه کاری های اجت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get used to: عادت کردن به آداب و رسوم یک کشور دی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
at stake: در اینجا چیزهای بحث انگیزتر/ مسائل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at stake: موضوع بحث، موفقیت یا شکست مذاکرات ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at stake: افتخار ملی در گرو این مسابقه بین فر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at stake: جایزه شرط بندی یک جایگاه در فینال ا ...
٢ سال پیش