مدال‌های علی اکبر منصوری گندمانی

بازدید
٣,٩٤٣
امتیاز کل
٤١٠,١٤٢
کل مدال ها
٢,٥٦٥
طلا
٢٧٨
نقره
١,٢٤٦
برنز
١,٠٤١
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tell it to the marines: اصطلاح ) عامیانه چه حرفها! کم دروغ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in high dudgeon: بسیار عصبی، برزخی، دلخور و عصبانی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hover over someone: ( مثل اجل معلق ) بالای سر کسی ایستا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hover over someone: ( مثل اجل معلق ) بالای سر کسی ایستا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
be my guest: راحت باش! هر طور راحتی! هرجور عشقت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pander: دیوث، زن قحبه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no matter how you slice it: اصطلاح ) این اصطلاح برای مواقعی اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out with it: حرفت را بزن، هر چی تو سرته بگو، هر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out with it: یالا، حرفت را بزن! هر چی تو فکرت می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
relay: رساندن ( پیام، سلام، خبر و. . . ) ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cost dearly: گران تمام شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cost dearly: گران تمام شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay an arm and a leg for: اصطلاح ) بابت چیزی هزینه زیادی پرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kazandibi: کازان دیبی ) در ترکی استانبولی از ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swindle someone out of money: اصطلاح ) مال کسی را خوردن، پول کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ingratiate oneself with somebody: محبت و توجه کسی را بخود جلب کردن، خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
plug away: بدون وقفه و سخت تلاش کردن، بطور مدا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
plug away at a task: بدون وقفه و با جدیت تمام کار کردن و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
plug away at a task: بدون وقفه و با جدیت تمام کار کردن و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kezban: اسم دخترانه ترکی قدیمی به معنای دخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
picnicker: پیک نیک رونده، گردشگر، کسی که به پی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
picnicker: پیک نیک رونده، گردشگر، کسی که به پی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
puerpera: زائو، زنی که تازه زایمان کرده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not on your nelly: عامیانه انگلیسی بریتانیایی ) - به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
loose cannon: آدم نا متعادل، غیر قابل پیش بینی، غ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cry uncle: اصطلاح ) از آمریکای شمالی به معنای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
water down: رقیق کردن، آبکی کردن، از غلظت کاستن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
child prodigy: کودک نابغه، بچه با استعداد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
child prodigy: کودک نابغه، بچه با استعداد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
the beginning of the end: شروع یک پایان، سرآغاز یک فرجام منظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hunker down: 1 - چمباتمه زدن، رو پا نشستن 2 - پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
give heed to: - توجه کردن به. . . ، - اهمیت داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a close brush with death: تا دم مرگ رفتن،
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have a close brush with death: تا دم مرگ رفتن،
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're a caution: اینفرمال ) اصطلاحی برای توصیف یک ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you're a caution: اینفرمال ) اصطلاحی برای توصیف یک ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you rascal you: عامیانه ) ای شیطون بلا! عجب بدجنس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
oil refining: پالایش نفت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
oil refining: پالایش نفت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
soused: سرخوش، مست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pour in: اصطلاح ) هجوم آوردن، ریختن ( به یک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
put out feelers: زیر زبون ( کسی ) را کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put out feelers: زیر زبون ( کسی ) را کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sound out: به معنای، مزه دهان کسی را فهمیدن، ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
papier mache: پپیه مشه یا پاپیه ماشه، کاغذ جویده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
papier mache: پپیه مشه یا پاپیه ماشه، کاغذ جویده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بادمجان بم افت نداره: سه تا معادل انگلیسی برای این ضرب ال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
بادمجان بم افت نداره: سه تا معادل انگلیسی برای این ضرب ال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
same to you: قسمت شما هم بشود ( انشاالله ) ! نصی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you wish: به همین خیال باش!
٢ سال پیش