مدال‌های علی اکبر منصوری گندمانی

بازدید
٣,٩٤١
امتیاز کل
٤١٠,١٤٢
کل مدال ها
٢,٥٦٥
طلا
٢٧٨
نقره
١,٢٤٦
برنز
١,٠٤١
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
head over heels in love: سرتاپای عاشق شدن، کاملا عاشق شدن، h ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
root for: حمایت کردن، تشویق کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
dutch: To go Dutch اینفرمال ) اصطلاح عامی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
perish the thought: God forbid، خدای ناکرده، خدا نکند!
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
overfishing: صید بیش از حد ماهی، صید بی رویه، ما ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
peter out: رفته رفته کاهش یافتن، تدریجا محو شد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cry uncle: اصطلاح ) از آمریکای شمالی به معنای ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
uplifted: صفت ) 1 - روحیه گرفته، متعالی، سر ش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
bucket: اصطلاح غیررسمی و عامیانه در شمال غر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jet set: طبقه اشراف ، از ما بهترون
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
alpha: به معنای تیپ یا شخصیت غالب و سلطه ج ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
chattering: لرزش یا بهم خوردن سریع، فک زدن my t ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
coursebook: کتاب درسی، درس نامه، کتاب آموزشی
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resemble: بسیاری از هتل ها شبیه بهم هستند.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
rubbernecking: گردشگری فاجعه یا disaster tourism ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
inaugurate: منصوب کردن یا گماردن ( بعداز معارفه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fit: یک حمله اندوه، غم و اندوه شدید و یک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
case specific: صفت ) منحصر به مورد، منحصر به موضوع ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chubby bunny challenge: چالش چابی بانی ، در این چالش هر چه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
get around: اصطلاح ) اجتناب کردن، طفره رفتن و ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sweet talk: شیرین زبونی کردن، مخ زدن، دلربایی ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
out with it: یالا، حرفت را بزن! هر چی تو فکرت می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
set on fire: این اصطلاح و اصطلاح Set something o ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take a detour: از بیراهه رفتن، از کمربندی رفتن، از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stoop to someone's level: اصطلاح ) رفتار کردن با کسی به نحوی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pellet: گندله Pelletizing گندله سازی! به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
drowning: غوطه ور نمودن، غرقه کردن،
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be up the creek: تو درد سر افتادن ، تو مخمصه افتادن،
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take a dip: شنا کردن، آب تنی کردن!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
see out: بدرقه کردن یا همراهی کردن تا دم درب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
not on your nelly: عامیانه انگلیسی بریتانیایی ) - به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
set something on fire: اصطلاح Set something on fire و set ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
scheduling conflict: تداخل زمانبندی، تداخل برنامه ای، تع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
in style: شیک، مد روز، اصیل، مدرن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
beater: به ماشین قدیمی، ارزان قیمت و خیلی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cue the confetti: اصطلاح عامیانه ) cue the confetti ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
giddy up: 1 - از این واژه برای دستور دادن به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take a bow: تعظیم کردن، خم شدن، ( معمولا برای پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
chequebook: دسته چک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
pack up: چمدان را بستن! جمع و جور کردن همه و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
keep an eye out: گوش بزنگ بودن، مترصد بودن، حواس جمع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resemble: آیا مثل یک قسمت حذف شده از مجموعه د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cause any offence: باعث آزرده خاطر شدن، باعث رنجش خاطر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
you wish: به همین خیال باش!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
concrete jungle: جنگل بتنی، که ساختمان های یک شهر یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on the high side: یک کمی بالا، یه خورده بالا ( مثال، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
soused: سرخوش، مست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take for a walk: گرداندن، راه بردن، پیاده روی بردن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
have someone do something: کسی را برای انجام کاری سازماندهی کر ...
٢ سال پیش