مدال‌های علی اکبر منصوری گندمانی

بازدید
٣,٩٩٤
امتیاز کل
٤١٠,١٤٢
کل مدال ها
٢,٥٦٥
طلا
٢٧٨
نقره
١,٢٤٦
برنز
١,٠٤١
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
carol: رفتن خانه بخانه همراه با خواندن سرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
giggidy: تکه کلام گلن کواگمایر ( شخصیت کارتو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
driveway: به راه ورودی ( کوتاه و اختصاصی ) گف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
driveway: به راه ورودی ( کوتاه و اختصاصی ) گف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
squeez in: جم و جور نشستن ( در ماشین یا. . . ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
squeez in: جم و جور نشستن ( در ماشین یا. . . ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shake it up: عجله کردن، سریعتر حرکت کردن - تغییر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
shake it up: عجله کردن، سریعتر حرکت کردن - تغییر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mix it up: - درگیرشدن، جنگیدن ( با مشت ) ، رقا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mix it up: - درگیرشدن، جنگیدن ( با مشت ) ، رقا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the high side: یک کمی بالا، یه خورده بالا ( مثال، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the high side: یک کمی بالا، یه خورده بالا ( مثال، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the small side: یه کمی کوچک، یه خورده کوچک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the small side: یه کمی کوچک، یه خورده کوچک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the heavy side: یه کمی سنگین، یه خورده سنگین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the heavy side: یه کمی سنگین، یه خورده سنگین
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off kilter: نا متعادل، کج، نا مرسوم، غیر معمول، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
off kilter: نا متعادل، کج، نا مرسوم، غیر معمول، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out of kilter: غیر معمول، نا مرسوم، نا متعادل، کج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fall to piece: داغون شدن، از هم پاشیدن، پیر شدن یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall to piece: داغون شدن، از هم پاشیدن، پیر شدن یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fall to pieces: داغون شدن، از کار افتادن، از هم پاش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall to pieces: داغون شدن، از کار افتادن، از هم پاش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive someone nuts: غیر رسمی ) کسی را عصبانی کردن، کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
drive someone nuts: غیر رسمی ) کسی را عصبانی کردن، کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nailed it: برنده شدن، درست به هدف زدن، موفق شد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
nailed it: برنده شدن، درست به هدف زدن، موفق شد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hit the nail on the head: عامیانه ) دقیق به هدف زدن ، دقیقا م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
hit the nail on the head: عامیانه ) دقیق به هدف زدن ، دقیقا م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
over the counter drug: داروی بدون نسخه - به اختصار داروی O ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
over the counter drug: داروی بدون نسخه - به اختصار داروی O ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
breakdown: Remove a barrier or obstacle برداشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
breakaway: استعفا دادن، فرار کردن از ( موقعیتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
breakaway: استعفا دادن، فرار کردن از ( موقعیتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break for: دویدن سریع به یک طرفی به منظور فرار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
break for: دویدن سریع به یک طرفی به منظور فرار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
break in: بغیر از همه معانی فوق: اصطلاح آب بن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
break in: بغیر از همه معانی فوق: اصطلاح آب بن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
break into: علاوه بر معانی فوق: ( بر اساس دیکشن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nip in the bud: جلوی رشد و پیشرفت چیزی را از آغاز گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
nip in the bud: جلوی رشد و پیشرفت چیزی را از آغاز گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hit the spot: اصطلاح، خودمانی چسبیدن ( برای نوشید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
hit the spot: اصطلاح، خودمانی چسبیدن ( برای نوشید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fill someone in: کسی را بطور کامل مطلع کردن از یک مو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fill someone in: کسی را بطور کامل مطلع کردن از یک مو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the button: درست و دقیق، در زمان دقیق مشخص شده، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the button: درست و دقیق، در زمان دقیق مشخص شده، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hit the panic button: اصطلاح خودمانی ) Hit/press/push th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit the panic button: اصطلاح خودمانی ) Hit/press/push th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a lookout on it: چه دورنمایی دارد! چه چشم اندازی دار ...
٢ سال پیش