مدال‌های علی اکبر منصوری گندمانی

بازدید
٣,٩٥٢
امتیاز کل
٤١٠,١٤٢
کل مدال ها
٢,٥٦٥
طلا
٢٧٨
نقره
١,٢٤٦
برنز
١,٠٤١
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
taking the dip: آب تنی کردن، غسل کردن، شنا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a dip: شنا کردن، آب تنی کردن!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take a dip: شنا کردن، آب تنی کردن!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
igniter: آتش زنه، روشن کننده آتش!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
igniter: آتش زنه، روشن کننده آتش!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
set on fire: این اصطلاح و اصطلاح Set something o ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
set on fire: این اصطلاح و اصطلاح Set something o ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set something on fire: اصطلاح Set something on fire و set ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
set something on fire: اصطلاح Set something on fire و set ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set someone on fire: مراجعه به توضیحات اصطلاح Set someth ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blowing off: 1 - سر قرار، کار، مدرسه و. . . حاضر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
blow off: 1 - اعتنا نکردن به، محل نذاشتن، سلا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blow off steam: اصطلاح ) فشار عصبی، دق و دلی، خشم و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set one's mind on fire: اصطلاح ) برانگیختن احساسات آتشین کس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ears are burning: اصطلاح ) این اصطلاح و همچنین اصطلاح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ears are burning: اصطلاح ) این اصطلاح و همچنین اصطلاح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel one's ears burning: اصطلاح ) احساس سوزش گوشها! داغ شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feel one's ears burning: اصطلاح ) احساس سوزش گوشها! داغ شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bucket: اصطلاح غیررسمی و عامیانه در شمال غر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rumbling: غریدن، غرش کردن، نعره کشیدن!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
soak something up: چیزی را جذب کردن، چیزی را بخود گرفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
soak something up: چیزی را جذب کردن، چیزی را بخود گرفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chiseled: خراطی شده، اسکنه کاری شده! ( اسکن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chiseled: خراطی شده، اسکنه کاری شده! ( اسکن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fancy and free: فارغ البال، خوش و خرم، سرمست و رها!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
avant garde: Avant - garde ) آوانگارد یک کلمه فر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deadpan wit: داشتن ( هنر ) شوخ طبعی با ظاهری سرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deadpan wit: داشتن ( هنر ) شوخ طبعی با ظاهری سرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can't help something: اصطلاح ) قادر به کنترل چیزی نبودن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
can't help something: اصطلاح ) قادر به کنترل چیزی نبودن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can't help but: اصطلاح ) قادر به کنترل خود نبودن از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
can't help but: اصطلاح ) قادر به کنترل خود نبودن از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave my sight: از جلو چشمام دور شو! I don't allow ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something meets one's ears: اصطلاح ) meet one's ears, eyes یعنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a laugh out of: Get a laugh out of someone یعنی خن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get a laugh out of: Get a laugh out of someone یعنی خن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boyfriend thing: قضیه دوست پسر! وقتی کسی وانمود کند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weird out: فعل ) متعجب ساختن، سردرگم کردن، نا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
weird out: فعل ) متعجب ساختن، سردرگم کردن، نا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grow on someone: بیشتر از قبل دوست داشتن، کم کم به چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
grow on someone: بیشتر از قبل دوست داشتن، کم کم به چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fluff: فلاف، یک فن فیک ( داستان پردازی خیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
fluff: فلاف، یک فن فیک ( داستان پردازی خیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fanfiction: فن فیکشن، یا به اختصار فن فیک fanfi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fanfiction: فن فیکشن، یا به اختصار فن فیک fanfi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fanfic: فن فیک همان فن فیکشن fan fiction یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fanfic: فن فیک همان فن فیکشن fan fiction یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
watch the birdie: اصطلاح عامیانه و تقریبا قدیمی ) این ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
watch the birdie: اصطلاح عامیانه و تقریبا قدیمی ) این ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
glimmer: کورسو، بارقه! A glimmer of hope یک ...
٢ سال پیش