مدال‌های علی اکبر منصوری گندمانی

بازدید
٣,٦٥٩
امتیاز کل
٤٠٩,٥٤١
کل مدال ها
٢,٥٦٠
طلا
٢٧٦
نقره
١,٢٤٦
برنز
١,٠٣٨
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
little spoon: به هنگام spooning ( بصورت بغل کرده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
little spoon: به هنگام spooning ( بصورت بغل کرده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
roll with: 1 - پرسه زدن با، گشتن با، to roll ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
roll with: 1 - پرسه زدن با، گشتن با، to roll ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring down: کم کردن، کاهش دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
eke out: 1 - اضافه کردن به درآمد، جبران کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
eke out: 1 - اضافه کردن به درآمد، جبران کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
short of cash: 1 - پول کم آوردن، بی پول شدن، پول ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
short of cash: 1 - پول کم آوردن، بی پول شدن، پول ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
light skinned: روشن پوست، سفید پوست، ( در مقابل سی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
light skinned: روشن پوست، سفید پوست، ( در مقابل سی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
beleaguered: 1 - محاصره شده، احاطه شده، تحت محاص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
beleaguered: 1 - محاصره شده، احاطه شده، تحت محاص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
marmite: مارمایت، یک چاشنی تند انگلیسی درست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
marmite: مارمایت، یک چاشنی تند انگلیسی درست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
handcrafted: صفت ) دست ساز، هنر دست، with a hand ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
only so much: Only so much یا only so many یا jus ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
only so much: Only so much یا only so many یا jus ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
able to take only so much: قادر بودن به تحمل مقدار محدودی از ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gear up: حاضر شدن یا آماده شدن برای کسی یا چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
gear up: حاضر شدن یا آماده شدن برای کسی یا چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
looking on the bright side: نگاه به نیمه پر لیوان، جنبه های مثب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
looking on the bright side: نگاه به نیمه پر لیوان، جنبه های مثب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
head over heels in love: سرتاپای عاشق شدن، کاملا عاشق شدن، h ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
low slung: کم ارتفاع، کوتاه قد، سطح پایین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
low slung: کم ارتفاع، کوتاه قد، سطح پایین
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rolling in money: در پول غلت زدن، ثروتمند بودن،
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
candlelit dinner: شام رومانتیک، منظور یک وعده شام که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
candlelit dinner: شام رومانتیک، منظور یک وعده شام که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
candlelit: فضای رومانتیک یا عاشقانه که توسط نو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go for a long walk: رفتن برای یک پیاده روی طولانی و لذت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ferry: قایق، کشتی کوچک! Ferry ride یعنی ق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ferry ride: قایق سواری! I'd like to take you fo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ferry ride: قایق سواری! I'd like to take you fo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
go bananas: دیوانه شدن، go crazy
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
go bananas: دیوانه شدن، go crazy
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
streetful: خیابان گیر، مقداری یا تعدادی از افر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
borealis: شمالی، خدای شمالی ( افسانه یونانی ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
borealis: شمالی، خدای شمالی ( افسانه یونانی ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
don't get me wrong: منظور من را اشتباه برداشت نکن، Do ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
don't get me wrong: منظور من را اشتباه برداشت نکن، Do ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you got me wrong: منظور من را اشتباه برداشت کردی، منظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you got me wrong: منظور من را اشتباه برداشت کردی، منظ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you got me bad: اینجا bad ، بیشتر برای تاکید بکار ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you got me bad: اینجا bad ، بیشتر برای تاکید بکار ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you got me good: من را کامل گرفتار خودت کردی، منو کا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
above reproach: بی عیب و نقص، بدون انتقاد، کامل و ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
above reproach: بی عیب و نقص، بدون انتقاد، کامل و ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every other week: هر دو هفته یکبار، یا یک هفته در میا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
every other week: هر دو هفته یکبار، یا یک هفته در میا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every other month: یک ماه در میان، هر دو ماه یکبار،
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
every other month: یک ماه در میان، هر دو ماه یکبار،
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
every other hour: هر یکساعت در میان، هر دو ساعت یکبار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
limit down: حداکثر کاهش مجاز قیمت روزانه ای سها ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
limit up: حداکثر افزایش مجاز قیمت روزانه ای س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rub it in: به رخ کشیدن ( چیزی که فرد با یادآور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rub it in: به رخ کشیدن ( چیزی که فرد با یادآور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rub somebody's nose in it: Informal ) ناکامی های کسی را به رخش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rub somebody's nose in the dirt: اشتباهات، ناکامی های کسی را مرتب به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be sold on something: علاقه شدید به چیزی داشتن، مشتاق چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be sold on: علاقه مند بودن به، مشتاق بودن، خاطر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sold on: عامیانه ) اشتیاق فراوان داشتن، enth ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an unusual find: یک یافته غیرمعمول، یک کشف غیرمعمول
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an unusual find considering: یک یافته غیرمعمول با توجه به. . . ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where are you headed: کجا میخواهی بروی? مقصدت کجاست? به ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
where are you headed: کجا میخواهی بروی? مقصدت کجاست? به ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get pulled over: متوقف شدن ( توسط پلیس راه معمولا، ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get pulled over: متوقف شدن ( توسط پلیس راه معمولا، ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break something to someone: چیزی را به کسی اطلاع دادن، خبر چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
break something to someone: چیزی را به کسی اطلاع دادن، خبر چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hate to break it to you: این اصطلاح بیشتر در مواقعی که میخوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i hate to break it to you: این اصطلاح بیشتر در مواقعی که میخوا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
up ahead: کمی جلوتر، there is a gas station u ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
up ahead: کمی جلوتر، there is a gas station u ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rubbernecking: گردشگری فاجعه یا disaster tourism ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rubbernecking: گردشگری فاجعه یا disaster tourism ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rotten luck: بد شانسی، what rotten luck چه شانس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rotten luck: بد شانسی، what rotten luck چه شانس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not until: نه تا وقتی که، نه قبل از اینکه، نه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
not until: نه تا وقتی که، نه قبل از اینکه، نه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was not until many hours later: ساعات زیادی نگذشته بود
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
up to speed: 1 - کار کردن در پتانسیل کامل یا حدا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
up to speed: 1 - کار کردن در پتانسیل کامل یا حدا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
badge buddy: کارت شناسایی مخصوص پرستاران، دکتر و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ends up being too noisy: به خیلی پر سر و صدا بودن منتهی می ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop the humor: شوخی را متوقف کردن، جک گفتن را تمام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
here we go again: دوباره شروع شد! مثال Oh Jeez, Here ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
here we go again: دوباره شروع شد! مثال Oh Jeez, Here ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cause a stir: هیجان را تحریک کن، آشوب را زیاد کن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cause a stir: هیجان را تحریک کن، آشوب را زیاد کن، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dripping with something: حاوی مقدار زیادی از چیزی بودن، پوشی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dripping with something: حاوی مقدار زیادی از چیزی بودن، پوشی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
safety deposit box: یا safe deposit box صندوق امانات با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
safety deposit box: یا safe deposit box صندوق امانات با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
safe deposit box: صندوق امانات بانک ( همچنین به safet ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
safe deposit box: صندوق امانات بانک ( همچنین به safet ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
call for: تقاضا کردن، احضار کردن چیزی یا کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
run over: طول کشیدن ( چیزی بیش از آنچه که برن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a heads up: کسی را در جریان گذاشتن، چیزی را به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
give someone a heads up: کسی را در جریان گذاشتن، چیزی را به ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
running short of something: در حال کم شدن چیزی، در حال تمام شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
running short of something: در حال کم شدن چیزی، در حال تمام شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm running late: 1 - دارد دیرم می شود 2 - دیر می رسم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
i'm running late: 1 - دارد دیرم می شود 2 - دیر می رسم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
it's a deal: اصطلاحی است که برای مواقعی که شما ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
it's a deal: اصطلاحی است که برای مواقعی که شما ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hogging the ball: بازیکن یک تیم که بیش از اندازه تکرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hogging the ball: بازیکن یک تیم که بیش از اندازه تکرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get even with someone: با کسی تسویه کردن، از کسی انتقام گر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get even with someone: با کسی تسویه کردن، از کسی انتقام گر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bear with: با کسی راه آمدن، تحمل کردن، صبوری ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bear with: با کسی راه آمدن، تحمل کردن، صبوری ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play dumb: خود را به ندانستن زدن، خود را به نف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
play dumb: خود را به ندانستن زدن، خود را به نف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get someone in the sack: کسی را به رختخواب بردن ( برای س. ک. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get someone in the sack: کسی را به رختخواب بردن ( برای س. ک. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get someone the sack: از کار بیکار کردن کسی، اخراج شدن y ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get someone the sack: از کار بیکار کردن کسی، اخراج شدن y ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sweet talk: شیرین زبونی کردن، مخ زدن، دلربایی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sweet talk: شیرین زبونی کردن، مخ زدن، دلربایی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take someone for a ride: کسی را فریب دادن، کسی را اغفال کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take someone for a ride: کسی را فریب دادن، کسی را اغفال کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a ride: کسی را با ماشین به جایی بردن، البته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
give someone a ride: کسی را با ماشین به جایی بردن، البته ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a lift: 1 - کسی را با ماشین به جایی بردن ال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
give someone a lift: 1 - کسی را با ماشین به جایی بردن ال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dig someone: کسی را فهمیدن، کسی را تأیید کردن،
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dig someone: کسی را فهمیدن، کسی را تأیید کردن،
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
concrete jungle: جنگل بتنی، که ساختمان های یک شهر یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
concrete jungle: جنگل بتنی، که ساختمان های یک شهر یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پشکاندن: افشاندن، پاشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
پشکاندن: افشاندن، پاشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this much is certain: واضح است، مسلم است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
this much is certain: واضح است، مسلم است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
recite poetry: دکلمه کردن شعر، شعر را دکلمه کردن I ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
recite poetry: دکلمه کردن شعر، شعر را دکلمه کردن I ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
outrun the everyday: از هرروز سریعتر بدو ، سریعتر از هرر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
outrun the everyday: از هرروز سریعتر بدو ، سریعتر از هرر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
even steven: برابر، مساوی، سه دانگ سه دانگ، سر ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
even steven: برابر، مساوی، سه دانگ سه دانگ، سر ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
even stephen: عامیانه ) همان even steven است که گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
even stephen: عامیانه ) همان even steven است که گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
may i ride from you: ممکنه من هم سوار کنید? البته این اص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a ride: به معنای have a sex هم کاربرد دارد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
skim: بخشی از پول را کف رفتن یا برای خود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
skim: بخشی از پول را کف رفتن یا برای خود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
banger: مهمونی فوق العاده، جشن بزرگ That pa ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't think it's love so much as lust: فکر نمیکنم که این عشق باشه، بیشتر ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i don't think it's love so much as lust: فکر نمیکنم که این عشق باشه، بیشتر ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
freedom lies in being bold: آزادی در جسارت نهفته است، آزادی در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
freedom lies in being bold: آزادی در جسارت نهفته است، آزادی در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
timeout: زمان استراحت کوتاه، زمان خارج شدن ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let me put it this way: یک اصطلاح ) وقتی که میخواهید حقیقتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
let me put it this way: یک اصطلاح ) وقتی که میخواهید حقیقتی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put your two cents worth in: نظر و ایده خود را در مورد مساله ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put your two cents worth in: نظر و ایده خود را در مورد مساله ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my two cents: عقیده من اینه که، اظهار نظر من اینس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
my two cents: عقیده من اینه که، اظهار نظر من اینس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get mixed up: قاطی کردن، گیج شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get mixed up: قاطی کردن، گیج شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
get the upper hand: دست بالا را گرفتن، تفوق یافتن، پیشی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get the upper hand: دست بالا را گرفتن، تفوق یافتن، پیشی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gain over: برتری یافتن، پیروز شدن ، غلبه کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gain over: برتری یافتن، پیروز شدن ، غلبه کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
get ahead: پیشرفت کردن،
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get ahead: پیشرفت کردن،
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get your own way: حرف خود را به کرسی نشاندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
get your own way: حرف خود را به کرسی نشاندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the hang of something: لم کاری یا چیزی را فراگرفتن، قلق چی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
get the hang of something: لم کاری یا چیزی را فراگرفتن، قلق چی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be getting on for: تقریبا، حدودا he must be getting on ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be getting on for: تقریبا، حدودا he must be getting on ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be getting on: 1 - دیروقت بودن it's getting on, we ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be getting on: 1 - دیروقت بودن it's getting on, we ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get together with someone: با کسی رابطه رومانتیک یا عاشقانه شر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get together with someone: با کسی رابطه رومانتیک یا عاشقانه شر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get together: شروع یک رابطه عاشقانه she got toget ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get out of something: 1 - از زیر کاری در رفتن، با بهانه و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get out of something: 1 - از زیر کاری در رفتن، با بهانه و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fancy meeting you here: چه عجب از این طرفا ! مشتاق دیدار!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fancy meeting you here: چه عجب از این طرفا ! مشتاق دیدار!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bummer: Buzzkill , ضد حال
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are a wet blanket: تو یک آدم ضد حالی a wet blanket guy
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you are a wet blanket: تو یک آدم ضد حالی a wet blanket guy
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a wet blanket: ضد حال، حالگیر، you are a wet blank ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
a wet blanket: ضد حال، حالگیر، you are a wet blank ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
perish the thought: God forbid، خدای ناکرده، خدا نکند!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
god forbid: خدای ناکرده!، خدا نکند!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
god forbid: خدای ناکرده!، خدا نکند!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
listen to yourself: بفهم که چی میگی، حالیت باشه که چی د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
listen to yourself: بفهم که چی میگی، حالیت باشه که چی د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
digital instrument cluster: صفحه کیلومتر شمار دیجیتالی در اتومو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
digital instrument panel: صفحه کیلومتر شمار دیجیتال اتوموبیل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
electronic instrument panel: صفحه کیلومتر شمار دیجیتال یا الکترو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
digital dash: صفحه کیلومتر شمار دیجیتال اتوموبیل!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
squad goals: اصطلاح عامیانه مجازی ) - اهداف تی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
squad goals: اصطلاح عامیانه مجازی ) - اهداف تی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to develop an understanding: برای درک بهتر ، برای درک عمیق تر /ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mounting: تدارک دیدن، به روی صحنه آوردن یا بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mounting: تدارک دیدن، به روی صحنه آوردن یا بر ...
٢ سال پیش