تاریخ
١٨ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

خلنگ سار یا خلنگزار

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه fjard در مقابل این لغت. سوئدی. برخلاف آبدره ها ( fjord ) کم عمق. شیب دیواره هآ ملایم تر. فاقد صخره شبیه خلیج کم عمقند. در سوئد وجود دارد. اما وا ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

وازه سوئدی. برخلاف آبدره ها ( fjord ) کم عمق. شیب دیواره هآ ملایم تر. فاقد صخره شبیه خلیج کم عمقند. در سوئد وجود دارد.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

حرکت رفت و برگشتی امواج روی ساحل

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

شکاف های جذر و مدی

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

زیرکشند

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

میان کشندی

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

میان کشند. حد فاصل بین high و lowtide

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

انتقال و تغییر ( نه تنها برای جانوران بلکه برای دگرگونی یک سرزمین ) هم استفاده می شود. مانند migrating systems

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

پاشش. ( وقتی امواج آب دریا با قدرت به سواحل صخره ای برخورد می کنند. پاشش اب دریا به اطراف و ازجمله جو وارد می شود )

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

ورداشوری

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

ایستا شوری

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

زمین چاله ( نوعی تالاب است )

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

روان آب

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

زمین های باز

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

آبگیر یا آببندان یا برکه های فصلی یا بهاری.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

غیرژنتیکی ( مانند از طریق یا به روش به جز ژنتیکی )

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

تمام و کمال

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

بسیاری از لغات معانی عام دارند. اما در جملات می توانند معنی خاص پیدا کنند. مانند problematic soil به معنی خاک های ضعیف و نابارور ترجمه شود رساتر است.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

ضعیف ( مانند خاک های ضعیف یا depleted soil )

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

غنی ( به لحاظ کود )

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

با عذر خواهی تصحیح میکنم. لرده خاک

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

عدم ساختار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قانونی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عکس های همپوش. در تفسیر عکس های هوایی استفاده می شوند

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

به تالاب هایی از جنس سنگ آهک کارستی در ایرلند غربی گفته می شود که فقط در فصل زمستان غرقاب می شوند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خاک زاد. اصطلاحی است مربوط به آب شناسی است. مثل soligenous moor یعنی تالاب یا ماندانا های پدید آمده از خاندان.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به لایه بالایی و نفوذپذیر یک تالاب گفته می شود که زیست زا. دارای نوسان سطح آب. اکسیژن دار و دارای حرکت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لغتی آلمانی، انگلیس است. به معنی تالاب هایی که شناور و لرزانند

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دریازاد. منشا دریایی داشتن. مانند برخی از تالاب ها منشا دریایی دارند

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سلام عذرخواهی میکنم. Silogenous به معنی یکپارچه و یکدست رو کع ارسال کردم حذف کنید. ممنونم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به معنی خاک زاد است. و بیشتر برای تالاب هایی بکار می رود که آب آن با نفوذ در خاک ویژگی های شیمیایی خاک منطقه را داشته باشند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یکپارچه. یکدست. از یک منشآ

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گیلان ( نوعی تالاب ) حاصل از باران.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

باران زاد. ایجاد کننده باران

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هیدروژنی دار کردن. هیدروژنی شدن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شکاف های کشندی و یا جذر و مدی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به حالتی یا وضعیتی گفته می شود که گونه ای حالت مرکزیت یا متراکمی بین گونه های از تبار خود داشته باشد. از این روش برای طبقه بندی مثلا زمین ها یا تالاب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تالاب چاله ای شکل.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنگ گچ. گچ

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تالاب در دشت

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تالاب واقع در دره

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تالاب های واقع در شیب

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دریاچه واقع در شیب زمین

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دریاچه دشتی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دریاچه دره ای

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چاله

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متراکم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انبوه. قطور

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کم رنگ. مانند crushed color