hammock

/ˈhæmək//ˈhæmək/

معنی: بانوج
معانی دیگر: ننو، تختخواب ننومانند، گواچو، (جنوب ایالات متحده) بیشه ی مرتفع، ننو یا تختخوابی که از کرباس یا تور درست شده
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a hanging, swingable lounge or bed made of canvas or other strong fabric or netting and slung between two trees or other supports.

- We hung the hammock between two trees in the backyard.
[ترجمه ساغر] ما ننو را بین دو درخت در حیاط پشتی آویختیم.
|
[ترجمه Pooya] ما ننو را بین درختان در حیاط میبندیم
|
[ترجمه ترگمان] دو درخت را بین دو درخت در حیاط پشتی آویزان کردیم
[ترجمه گوگل] ما باغ وحش بین دو درخت را در حیاط خلوت آویزان کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I'd love to lie in the hammock all day.
[ترجمه ساغر] من دوست دارم کل روز را در ننو دراز بکشم.
|
[ترجمه ترگمان] من خیلی دوست دارم تمام روز رو روی ننو دراز بکشم
[ترجمه گوگل] من دوست دارم در حمام در تمام طول روز دروغ بگویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. He was dozing in the hammock when I called.
[ترجمه ترگمان]وقتی زنگ زدم او روی ننو چرت می زد
[ترجمه گوگل]وقتی که من تماس گرفتم، در حمور بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We anchored the hammock to the tree.
[ترجمه ترگمان]گهواره را به درخت بستیم
[ترجمه گوگل]ما کلبه را به درخت وصل کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He tried to still the swaying of the hammock.
[ترجمه محمد صادق حسنی] او سعی کرد که نوسان گهواره را آرام کند
|
[ترجمه ترگمان]او سعی کرد که همچنان تاب تحمل گهواره سفری را داشته باشد
[ترجمه گوگل]او سعی کرد هنوز هم نوازش بانو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The old man is sleeping in a hammock hanging between two trees.
[ترجمه محمد صادق حسنی] پیرمرد در گهواره ای که به دو درخت آویزان می باشد؛ خوابیده است.
|
[ترجمه ترگمان]پیرمرد در ننو خوابیده و بین دو درخت آویزان است
[ترجمه گوگل]پیرمرد در دوزخ بین دو درخت نشسته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We slung a hammock between two trees.
[ترجمه ترگمان]یک ننو بین دو درخت آویزان کردیم
[ترجمه گوگل]ما دو وعده بین دو درخت را پرتاب می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A hammock swings between the two trees.
[ترجمه ترگمان]یک ننو بین دو درخت تاب می خورد
[ترجمه گوگل]نوسان باغبانی بین دو درخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. It looked just like a sailor's hammock made out of toilet paper, cotton wool and string.
[ترجمه ترگمان]مثل ننو به نظر می رسید که از روی کاغذ توالت و نخ پنبه درست شده باشد
[ترجمه گوگل]آن را مانند یک بانوی دریانورد ساخته شده از کاغذ توالت، پشم و رشته به نظر می رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Filled with relief, I got out of the hammock to greet him.
[ترجمه ترگمان]از جایش بلند شدم و از ننو بیرون آمدم تا به او خوش آمد بگویم
[ترجمه گوگل]پر از امداد، من از حمور خارج شدم تا او را خوشامد بگویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He is lifted from the hammock to the canoe and his harpoon, food and duffel bag are placed beside him.
[ترجمه ترگمان]از ننو به قایق و زوبین و food که در کنارش قرار گرفته اند، بلند می شود
[ترجمه گوگل]او از بانوبه به قایقرانی برداشته شده و هارپون آن، کیسه غذا و دوفل کنار او قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. I lay in the swaying hammock.
[ترجمه ترگمان]من روی ننو تاب خوردم
[ترجمه گوگل]من در جارو شکارچی قرار می گیرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The hammock she had given up weeks ago; she could not have got out of it if she had got in.
[ترجمه ترگمان]همان طور که چند هفته پیش از او جدا شده بود، نمی توانست از این مخمصه خلاص شود
[ترجمه گوگل]حمزه که چند هفته پیش داده بود؛ او نمیتوانست از آن بیرون بیاید اگر او وارد شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. They sat close together in the hammock, holding hands.
[ترجمه ترگمان]آن ها در حالی که دست ها را در دست گرفته بودند کنار هم نشستند
[ترجمه گوگل]آنها با هم در حمام نشسته بودند، دست ها را نگه دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. That night I lay again in the kitchen hammock with the lights out and everyone else asleep.
[ترجمه ترگمان]آن شب دوباره در ننو دراز کشیدم و چراغ ها را خاموش کردم و همه به خواب رفتند
[ترجمه گوگل]در آن شب دوباره در آشپزخانه آشپزخانه با چراغ ها و دیگران خوابیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. I dried off, then lounged on a hammock at the poolside.
[ترجمه ترگمان]من خشک شدم و بعد روی تخت سفری کنار استخر لم دادم
[ترجمه گوگل]من خشک شدم، و سپس در یک استخر در کنار استخر سوار شدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. This is a hammock station. You can dangle to wait for the arrival of public transportation.
[ترجمه ترگمان]این یه ایستگاه hammock شما می توانید منتظر ورود حمل و نقل عمومی باشید
[ترجمه گوگل]این یک ایستگاه مترو است شما می توانید برای رسیدن به حمل و نقل عمومی منتظر بمانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بانوج (اسم)
hammock

تخصصی

[نساجی] سریر کرباسی - تخت یا تخت خوابی که از کرباس یا تور درست شده
[] ننو، ننوی شب مانی

به انگلیسی

• hanging bed made of woven rope or canvas and suspended by cords at either end
a hammock is a piece of strong cloth which is hung between two supports and used as a bed.

پیشنهاد کاربران

نانو ، نرم ، لطیف
نوعی رخت خواب سیار که در جنگل بین دو درخت میبندند و روی ان میخوابند، ننو
ننو:
تختخوابی که از تور با ننو درست شده باشد.
یک نوع تخت یا صندلی متحرک؛ننو
نوعی جا یا تخت برای خواب که مانند پارچه ای است که دو سر آن را به حایی گره زدند و توی ان می خوایبد.
بسیار راحت است و sarawak indonesia استفاده می شود.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما