پیشنهاد‌های احمد رضا مردان نسب (١,٢٥٤)

بازدید
٢,٤٣٤
تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مجدبة [ mojdebat ] [صفت‏][عربی‏] ارض مجدبة:زمین خشک بی گیاه. [جمع‏]مجادیب. ( فرهنگ نفیسی, ج5 , ص3138 )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

". . . و مخلوقا حلوا منحنا اویقات حلوة و لحظات مشرقة" یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم، ص93

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

أُوَیْقات ( مصغر أُوْقات ) :زمان هاى کوتاه؛اوقات خوش. ( فرهنگ معاصر عربی - فارسی, ص21 )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"ارید ان افتحهالاشاهد آلاتها و تروسها و عجلاتها و اجراسها" یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص92

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دَوالیب حَدِیدیَّة مُسَنَّنة فی جِهاز آلیّ :�تُروس ساعة� ( المنجد فی اللغة العربیة المعاصرة، ص146 )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فروکش کرد. "همد احساسی" یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم، ص92

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و تصلبت اعصابی و همد احساسی و تیقظ فی نفسی حب استطلاع و رغبة فی ان یفتح امامی . . . " یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم، ص92

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مَقْذوف ج. مَقاذِیف و مَقْذُوفَة ج. - ات:موشک؛گلوله، تیر و نظایر آن. ( فرهنگ معاصر عربی - فارسی, ص533 ) ما یُرمی بقُوّةً من قَنَابل و غیرها �� ج مَ ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و جعل یبحث باصبعه عن رصاصة، فلم یجد شیئا" یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم، ص92

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"نزیف دموی شدید بانسجة المخ" یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم، ص91

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"فمزقه الطبیب بمشرطه" یومیات نائب فی الاریاف ، توفیق الحکیم، ص91

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مؤنّث ( القَرّاع ) است ( فرهنگ ابجدی , ص688 ) القَدّاحةُ التی یُقْتَدَحُ بها النارُ ( ‏لسان اللسان , ج2 , ص375 ) الاسْت �� نَقّارُ الشَّجَر ( الم ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از تنهد بمعنی:آه سرد کشیدن. ( فرهنگ معاصر عربی - فارسی , ص718 ) یعنی کسی که آه سرد میکشد شاهد مثال: "و قالت متنهدة:اسم الله علیه" یومیات نائب فی الا ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از تنهد بمعنی:آه سرد کشیدن. ( فرهنگ معاصر عربی - فارسی , ص718 ) یعنی کسی که آه سرد میکشد

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آه سرد کشیدن. ( فرهنگ معاصر عربی - فارسی , ص718 )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لفرجة بین الشیئین �� ساحة الدار �� ما اتسع من الارض ( المنجد فی اللغة , ص570 ) ما اتَّسع من الأرض �� المُتَّسَع بین الشیئین ( ‏لسان اللسان , ج2 , ص ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و رأت من فجوة السطح ذالک الدق و الهبد فی راس رجل . . . " یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم، ص91

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فروة [ farvat ] [اسم‏][عربی‏]پوستین و هی اخص من الفرو. [جمع‏]فراه. و پوست سر. و زمین ویران بى گیاه. و پاره اى از گیاه خشک فراهم کرده. و جبۀ برچیده آ ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و تلاه صوت آخر فی مثل رفعه و لهیبه و قد امتزج بنشیج و بکاء مر:یاللی کنت خارج بسحورک فی بطنک یابه" یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص 91

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سخت بانک کردن خر و سخت جوشیدن و بآواز بلند گریستن ( ‏فرهنگ کنز اللغات, ج2 , ص1331 )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" و کن قد تسللن و تسلقن سطح الدار " یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص91

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تَسَلُّل مص �� عُبور فی تَخفٍّ :�تَسلُّلُ جُنود� ( المنجد فی اللغة العربیة المعاصرة , ص693 ) نفوذ ( سیاسى ) ؛وضعیت افساید ( در فوتبال، هاکى و نظای ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بالا رفتن ( از کوه، صخره، درخت ) ؛ برآمدن، بالا خریدن ( گیاه ) . ( فرهنگ معاصر عربی - فارسی , ص296 ) . | "و کن قد تسللن و تسلقن سطح الدار" یومیات ن ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آلودن، آغشتن، لکه دار کردن ( چیزى را با. . . ) . ( فرهنگ معاصر عربی - فارسی , ص618 ) | "من حوله النسوة بعویلهن و صیاحهن و طینهن یلطخن به وجههن" یومی ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اسْتِمارَة ( غالباً أِسْتِمارَة ) :فرم، فرم چاپى، درخواست نامه ( فرهنگ معاصر عربی - فارسی , ص17 ) "قلم النائب العمومی فی انتظار الاستمارة و القطرمی ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"فلم تجد و لم یبد علی وجهها الباهت المتقلص العضلات انها فهمت عنی" یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص ٨٩

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پریده رنگ. ( فرهنگ ابجدی , ص175 ) بی رنگ، کمرنگ، رنگ پریده؛ متحیّر، حیران، سرگردان، شگفت زده. ( فرهنگ معاصر عربی - فارسی , ص50 )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متشنج| "فلم تجد و لم یبد علی وجهها الباهت المتقلص العضلات انها فهمت عنی" یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص ٨٩

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بر خود پیچیدن| "وضعنها تحت فم المصابة المطروحة ارضا تتلوی و تحشرج" یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص ٨٩

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رَدَّدَ صَوتَ النَّفَسِ فی حَلْقهِ من غیر أَن یُخْرِجَه بلسانه ( تاج العروس , ج3 , ص326 ) بهنگام مرگ نفسش گرفت و خرخر کرد. ( فرهنگ ابجدی , ص331 ) ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"وضعنها تحت فم المصابة المطروحة ارضا تتلوی و تحشرج" یومیات نائب فی الأریاف، توفیق الحکیم ص ٨٩

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تَحَشْرَجَ خرخر کردن ( هنگام مرگ ) ، نفس آخر را کشیدن. ( فرهنگ معاصر عربی - فارسی , ص124 )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"مع تقریر وجیز بالقطرمیز الحاوی ل عینات القی و البراز لارسالها للتحلیل. " یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص ٨٧

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کوزۀ دهن گشاد، بطرى بزرگ. ( فرهنگ معاصر عربی - فارسی , ص549 ) قُلّة کبیرة من الزجاج. لعلها من الرومیة. قال الشاعر: ( من الخفیف ) أنا لا أرتوی بطاسٍ ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مُتَمَرِّن علی ورزیده، کارآزموده، کارکشته، باتجربه، آموزش دیده، ماهر ( در کارى ) ؛ عادت کرده، خوگرفته، آموخته شده ( در کارى ) ؛ کارآموز. ( فرهنگ معاص ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

المتدرِّبُ. �� مَن یقضى مدة من الزَّمن فى التدرّب على ممارسة مهنته لیمهر فیها. ( المعجم الوسیط , ج2 , ص865 )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"اخرجت مندیلی و بصقت فیه" یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص ٨٧

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ثفلی که از پس مردم بیرون آید . ( دستور اللغة , ص174 )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بکسرِ با سرگین آدمی ( ‏فرهنگ کنز اللغات , ص269 )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غائط‍ ، عَذِرة، موادّ تخرُج من المِعى و تُطرَح من المستقیم:�بِرازٌ إِسْهالیّ � �� مُبارزة ( المنجد فی اللغة العربیة المعاصرة , ص81 )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

المواد المطرودة من الأَمعاء عند التبرز. ( المعجم الوسیط , ص49 )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مدفوع انسان �� . ( فرهنگ ابجدی , ص180 ) "فاجد امرأة عائمة فی برکة من القی و البراز. " یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص ٨٧

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مونث عائم بمعنی شناور ، العائِم فی الماء شناگر �� شنا کننده. ( فرهنگ ابجدی , ص592 ) | "فاجد امرأة عائمة فی برکة من القی و البراز. " یومیات نائب فی ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

العائِم فی الماء شناگر �� شنا کننده. ( فرهنگ ابجدی , ص592 )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"و ما فیها من قرف خصوصا علی الصبح " یومیات نائب فی الأریاف، توفیق الحکیم ص ٨٧

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مکیدن ( ‏فرهنگ کنز اللغات , ص164 )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

داس ( دستور اللغة , ص736 ) داسىی که بدان غلّه دروند ( ‏فرهنگ کنز اللغات , ج2 , ص1285 ) ج. مَناجِل :داس. ( فرهنگ معاصر عربی - فارسی , ص675 ) آلة من ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

المُؤَلِّفُ المَسْرَحِی مؤلف و یا نویسنده نمایشنامه ( فرهنگ ابجدی , ص819 )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مَسْرَحی دراماتیک، مربوط به نمایش، نمایشی. ( فرهنگ معاصر عربی - فارسی , ص284 )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایگاه نمایش داستان و بازى و رقص و یا تئاتر �� تماشاخانه. ( فرهنگ ابجدی , ص818 )