پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٣,٥٤٦)

بازدید
٧,٦٨٨
تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

با چشم پوشی از، با نادیده گرفتنِ، با ندید گرفتنِ

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

نمونه اش، نمونش

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

آنِ سپهر و زمین و زمان آنِ اوست / روان و خرد زیر فرمان اوست. فردوسی رازدار من توئی ای شمع و یار من توئی/ غمگسار من توئی من آنِ تو، تو آنِ من. منوچهری

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

"از" از آن=به خاطر آن از آن گریستم که ما بندگان چنین خداوند را خدمت می کنیم با چندین حلم و کرم. . . ( تاریخ بیهقی )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

در پی داشتن، زمینه ساز شدن نمونه: نخوردن چربی و شیرینی، باعث کاهش گِرانه ( وزن ) می شود. نخوردن چربی و شیرینی، کاهش گرانه ( وزن ) را درپی دارد یا زم ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

هم نگری، هم اندیشی، رایزنی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

"پُکِشی" پکشی از پکش از کارواژه پکیدن. این واژه در زبان شناسی نیز چمار ( مفهوم ) رسانتر است.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

درود ُ سپاس در یک همچندی ( معادله ) ، برای برآوردِ ندانسته ها ( مجهولها ) ، باید دانسته ها ( معلومها ) ی آن معادله کنارهم چیده شده و با راه حل درست ر ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

سازش نامه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

سازشنامه، پیمان نامه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

میان کشوری گزینه ی بهتر و موشکافانه تری درسنجش با دیگر همچم ها به ویژه جهانی یا جهان گستر است. نمونه در پیکارهای ورزشی: جام جهانی به پیکارهای ورزشی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

شاخه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

رسته

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

رسته

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

به گفته ادیبان گذشته عرب، واژه ی "عسکر"، تازی شده واژه ی لشکر است. دکتر "جهینة نصر علی" نیز در کتاب "کلمات الفارسیة فی المعاجم العربیة" که سه هزار و ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

دربرگیرانه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

بودشدنی، هستی پذیر

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

شدنی، روا، آزاد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

شیوه نامه، دستورِ کار

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

شاید این واژه در آغاز سیاستدار بوده که با گذشت زمان به دیس سیاستمدار دگردیس شده.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

خِرَند یا خَرَند در برخی از شاخه های گویش اصفهانی، به حیاط گفته می شود.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

با، به یاریِ، به دستِ، در پیِ، برای، از برای. با میانجیگری

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

با، به یاریِ، به دستِ، در پیِ، برای، از برای. با میانجیگری

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٢

با، به یاریِ، از سویِ

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

با، از راهِ، از سویِ، به یاریِ، به دستِ

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

با، به یاریِ، از سویِ

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

والا تیمسار

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیمسار

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

درود ُ سپاس "کاوَک" کاوک بجای واژه سینوس در کالبدشناسی ( آناتومی ) کاوک کوتاه شده واژه "کاواک" است به چم گودال، چاله، پوک، میان تهی و آشیانه بن کنون ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

"دهلیز" دهلیز = راهرو یا دالان سرپوشیده، راهرو میان در و خِرَند ( حیاط ) در خانه های پیشین پیاده به دهلیز کاخ اندرون / همی رفت بهرام بی رهنمون. فردوس ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

"کاوَک" کاوک بجای سینوس در کالبدشناسی ( آناتومی )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

نگریستنی، نگاه پذیر

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

سنجیدنی، سنجش پذیر

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

ترابرپذیر [در زمینه کالاها] واگیردار [در زمینه بیماریها]

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

استوار، درست، باورپذیر،

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

بایسته انجام

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستوری

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

بایسته انجام

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

بایسته انجام

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

بایسته انجام

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

بایسته ها، نیازها، نیازمندیها

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

برابری، جور درآمدن، همترازی، همتراز شدن واژه انطباق ساخته شده از ریشه سه واجی ( حرفی ) [طبق] که این واژه نیز تازی شده تبک، تنبک یا تبوک پهلوی - پارس ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

همخوانی، همترازی مطابقت از ریشه سه واجی ( حرفی ) [طبق] ساخته شده که این واژه همان تپک، تنبک یا تبوک پهلوی - پارسی است که پس از تازی شدگی به ریخت طبق ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

جور درآمدن، همتراز بودن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

برابرسنجی کردن، همتراز کردن، همساز کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

برابری، جور درآمدن، همترازی مطابق از ریشه سه واجی ( حرفی ) [طبق] ساخته شده که این واژه همان تپک، تنبک یا تبوک پهلوی - پارسی است که پس از تازی شدگی به ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

هنگام برابرگزینی برای اینگونه واژگان تازی، نیاز و بایدی در جمع بستن واژه پیشنهادی نباید باشد، می توان واژه ای را در جایگاه یک واژاک ( اصطلاح ) و یا ...

پیشنهاد
٠

ناقطبش، ناقطبی کردن

پیشنهاد

ناقطبی کردن، ناقطبیدن، ناقطبش

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

"پذیرفته" پذیرفته، همسنگ درستی بجای [مورد قبول] است که حالت کُنیکی ( مفعولی ) دارد، ولی واژه "پذیرا" مانند بینا یا شنوا، فُروزه کُناکی ( صفت فاعلی ) ...