پیشنهادهای فرتاش (٢,٢٦١)
برابرپارسیِ واژه یِ آلمانیِ " zusammenziehen " ، واژه یِ " تَنجیدن/تَنج - " است. همچنین است : ( Zusammenziehung" : تَنجِش ) . . . . . پَسگشت: برگ ...
برابرپارسیِ واژه یِ " entity " ، واژگانِ " 1 - هستومندی 2 - باشیدگی" است. ( بویژه در فلسفه )
برابرپارسیِ واژه یِ " symmetry : تقارن" ، واژه یِ " هَمآلِگی" است. برابرپارسیِ واژه یِ " asymmetry: عدم تقارن " ، واژه یِ " ناهَمآلِگی" است.
برابرپارسیِ واژه یِ " symmetry : تقارن" ، واژه یِ " هَمآلِگی" است. برابرپارسیِ واژه یِ " asymmetry: عدم تقارن " ، واژه یِ " ناهَمآلِگی" است.
برابرپارسیِ واژه یِ " symmetry : تقارن" ، واژه یِ " هَمآلِگی" است. برابرپارسیِ واژه یِ " asymmetry: عدم تقارن " ، واژه یِ " ناهَمآلِگی" است.
برابرپارسیِ واژه یِ " symmetry : تقارن" ، واژه یِ " هَمآلِگی" است. برابرپارسیِ واژه یِ " asymmetry: عدم تقارن " ، واژه یِ " ناهَمآلِگی" است.
برابرپارسیِ واژه یِ " symmetry : تقارن" ، واژه یِ " هَمآلِگی" است. برابرپارسیِ واژه یِ " asymmetry: عدم تقارن " ، واژه یِ " ناهَمآلِگی" است.
برابرپارسیِ واژه یِ " symmetry : تقارن" ، واژه یِ " هَمآلِگی" است. برابرپارسیِ واژه یِ " asymmetry: عدم تقارن " ، واژه یِ " ناهَمآلِگی" است.
درباره یِ واژگانِ " فَنگ، فنج، فنجیدن، فَختن، الفَنگ، الفنج، الفنجیدن، الفَختن و. . . ": ما در زبانِ پارسیِ واژگانِ " اَلفَنجیدن/اَلفَنج" را داریم که ...
درباره یِ واژگانِ " فَنگ، فنج، فنجیدن، فَختن، الفَنگ، الفنج، الفنجیدن، الفَختن و. . . ": ما در زبانِ پارسیِ واژگانِ " اَلفَنجیدن/اَلفَنج" را داریم که ...
درباره یِ واژگانِ " فَنگ، فنج، فنجیدن، فَختن، الفَنگ، الفنج، الفنجیدن، الفَختن و. . . ": ما در زبانِ پارسیِ واژگانِ " اَلفَنجیدن/اَلفَنج" را داریم که ...
درباره یِ واژگانِ " فَنگ، فنج، فنجیدن، فَختن، الفَنگ، الفنج، الفنجیدن، الفَختن و. . . ": ما در زبانِ پارسیِ واژگانِ " اَلفَنجیدن/اَلفَنج" را داریم که ...
درباره یِ واژگانِ " فَنگ، فنج، فنجیدن، فَختن، الفَنگ، الفنج، الفنجیدن، الفَختن و. . . ": ما در زبانِ پارسیِ واژگانِ " اَلفَنجیدن/اَلفَنج" را داریم که ...
درباره یِ واژگانِ " فَنگ، فنج، فنجیدن، فَختن، الفَنگ، الفنج، الفنجیدن، الفَختن و. . . ": ما در زبانِ پارسیِ واژگانِ " اَلفَنجیدن/اَلفَنج" را داریم که ...
درباره یِ واژگانِ " فَنگ، فنج، فنجیدن، فَختن، الفَنگ، الفنج، الفنجیدن، الفَختن و. . . ": ما در زبانِ پارسیِ واژگانِ " اَلفَنجیدن/اَلفَنج" را داریم که ...
پیامِ شماره 8 : این پیام در آینده نوشته می شود.
پیشنهادِ واژه : برابرپارسیِ واژه یِ " complex " ، واژگانِ " پیچیدار، همتافتار " می باشد. ( بسنجید با واژه یِ " ساختار" ) .
پیشنهادِ واژه : برابرپارسیِ واژه یِ " complex " ، واژگانِ " پیچیدار، همتافتار " می باشد. ( بسنجید با واژه یِ " ساختار" ) .
پیشنهادِ واژه : برابرپارسیِ واژه یِ " complex " ، واژگانِ " پیچیدار، همتافتار " می باشد. ( بسنجید با واژه یِ " ساختار" ) .
پیشنهادِ واژه : برابرپارسیِ واژه یِ " immaterial " ، واژه یِ " نامایه ور " است. پی نوشت: ادیب سلطانی در ترگویه هایِ خود، واژه یِ " مایه وری " را به ...
پیشنهادِ واژه : برابرپارسیِ واژه یِ " immaterial " ، واژه یِ " نامایه ور " است. پی نوشت: ادیب سلطانی در ترگویه هایِ خود، واژه یِ " مایه وری " را به ...
پیشنهادِ واژه : برابرپارسیِ واژه یِ " immaterial " ، واژه یِ " نامایه ور " است. پی نوشت: ادیب سلطانی در ترگویه هایِ خود، واژه یِ " مایه وری " را به ...
پیشنهادِ واژه: برابرپارسیِ واژه یِ " reformulate " ( اروپایی ) ، " wiederformulieren " ( آلمانی ) واژگانِ زیر است: 1 - ( بازدیسیدن/بازدیس - ) ( =بازد ...
پیشنهادِ واژه: برابرپارسیِ واژه یِ " reformulate " ( اروپایی ) ، " wiederformulieren " ( آلمانی ) واژگانِ زیر است: 1 - ( بازدیسیدن/بازدیس - ) ( =بازد ...
تا بوده همین بوده. درست نمیگویم "فرهنگستان"؟!
برابر پارسیِ واژگانِ بیگانه " commentary، explanation "، واژه یِ " اُزوارِش" است. برابرپارسیِ واژگانِ بیگانه " commentate، expound، explain، explica ...
برابر پارسیِ واژگانِ بیگانه " commentary، explanation "، واژه یِ " اُزوارِش" است. برابرپارسیِ واژگانِ بیگانه " commentate، expound، explain، explica ...
برابر پارسیِ واژگانِ بیگانه " commentary، explanation "، واژه یِ " اُزوارِش" است. برابرپارسیِ واژگانِ بیگانه " commentate، expound، explain، explica ...
برابر پارسیِ واژگانِ بیگانه " commentary، explanation "، واژه یِ " اُزوارِش" است. برابرپارسیِ واژگانِ بیگانه " commentate، expound، explain، explica ...
برابر پارسیِ واژگانِ بیگانه " commentary، explanation "، واژه یِ " اُزوارِش" است. برابرپارسیِ واژگانِ بیگانه " commentate، expound، explain، explica ...
برابر پارسیِ واژگانِ بیگانه " commentary، explanation "، واژه یِ " اُزوارِش" است. برابرپارسیِ واژگانِ بیگانه " commentate، expound، explain، explica ...
برابر پارسیِ واژگانِ بیگانه " commentary، explanation "، واژه یِ " اُزوارِش" است. برابرپارسیِ واژگانِ بیگانه " commentate، expound، explain، explica ...
برابر پارسیِ واژگانِ بیگانه " commentary، explanation "، واژه یِ " اُزوارِش" است. برابرپارسیِ واژگانِ بیگانه " commentate، expound، explain، explica ...
برابر پارسیِ واژگانِ بیگانه " commentary، explanation "، واژه یِ " اُزوارِش" است. برابرپارسیِ واژگانِ بیگانه " commentate، expound، explain، explica ...
برابر پارسیِ واژگانِ بیگانه " commentary، explanation "، واژه یِ " اُزوارِش" است. برابرپارسیِ واژگانِ بیگانه " commentate، expound، explain، explica ...
روشِ درستِ برخورد با واژگانِ "سُخَن ، پاسُخ" در زبانِ پارسیِ نو : چنانکه می دانید، در واژه یِ "سُخَن: suxan" ( که ریختِ کُهن ترِ آن "سَخوَن:saxᵛan" ب ...
روشِ درستِ برخورد با واژگانِ "سُخَن ، پاسُخ" در زبانِ پارسیِ نو : چنانکه می دانید، در واژه یِ "سُخَن: suxan" ( که ریختِ کُهن ترِ آن "سَخوَن:saxᵛan" ب ...
روشِ درستِ برخورد با واژگانِ "سُخَن ، پاسُخ" در زبانِ پارسیِ نو : چنانکه می دانید، در واژه یِ "سُخَن: suxan" ( که ریختِ کُهن ترِ آن "سَخوَن:saxᵛan" ب ...
روشِ درستِ برخورد با واژگانِ "سُخَن ، پاسُخ" در زبانِ پارسیِ نو : چنانکه می دانید، در واژه یِ "سُخَن: suxan" ( که ریختِ کُهن ترِ آن "سَخوَن:saxᵛan" ب ...
پیشوندِ " re " از زبانهایِ اروپایی، با دوپیشوندِ زیر از زبانِ پارسی همکارکرد است: 1 - پیشوندِ " باز " ( و ریختهایِ دیگرِ این پیشوند مانندِ " وا، پَژ ...
درود بر دلاورمردمانِ بختیاری. ایرانِ امروز به شما و آنهایی که در راهِ میهن جان سپاری و جان فشانی کرده اند، می بالد. نخواهیم گذاشت فروزه ی ایران گرایی ...
درود بر دلاورمردمانِ بختیاری. ایرانِ امروز به شما و آنهایی که در راهِ میهن جان سپاری و جان فشانی کرده اند، می بالد. نخواهیم گذاشت فروزه ی ایران گرایی ...
برای نخستین بار در زبانِ پارسیِ نو یک روشِ سره سازیِ سودمند و ساده در پیوستگی با زبانِ اوستایی - سانسکریت پیش کشیده می شود: اگر نامواژگانی از زبانِ ا ...
پیامِ شماره ی 8 : برای نخستین بار در زبانِ پارسیِ نو یک روشِ سره سازیِ سودمند و ساده در پیوستگی با زبانِ اوستایی - سانسکریت پیش کشیده می شود: اگر نام ...
برای نخستین بار در زبانِ پارسیِ نو یک روشِ سره سازیِ سودمند و ساده در پیوستگی با زبانِ اوستایی - سانسکریت پیش کشیده می شود: اگر نامواژگانی از زبانِ ا ...
برای نخستین بار در زبانِ پارسیِ نو یک روشِ سره سازیِ سودمند و ساده در پیوستگی با زبانِ اوستایی - سانسکریت پیش کشیده می شود: اگر نامواژگانی از زبانِ ا ...
برای نخستین بار در زبانِ پارسیِ نو یک روشِ سره سازیِ سودمند و ساده در پیوستگی با زبانِ اوستایی - سانسکریت پیش کشیده می شود: اگر نامواژگانی از زبانِ ا ...
برای نخستین بار در زبانِ پارسیِ نو یک روشِ سره سازیِ سودمند و ساده در پیوستگی با زبانِ اوستایی - سانسکریت پیش کشیده می شود: اگر نامواژگانی از زبانِ ا ...
برای نخستین بار در زبانِ پارسیِ نو یک روشِ سره سازیِ سودمند و ساده در پیوستگی با زبانِ اوستایی - سانسکریت پیش کشیده می شود: اگر نامواژگانی از زبانِ ا ...
برای نخستین بار در زبانِ پارسیِ نو یک روشِ سره سازیِ سودمند و ساده در پیوستگی با زبانِ اوستایی - سانسکریت پیش کشیده می شود: اگر نامواژگانی از زبانِ ا ...