بادی گارد
/bAdigArd/
فرهنگ معین
واژه نامه بختیاریکا
پیشنهاد کاربران
گویا فرهنگستان برای واژه ی "بادی گارد" واژه ی "جان پاس" را برگزید. اکنون پرسشِ من این است که فرهنگستان برای آن بادی گاردی که پشتِ دخترِ یک گوشدرازِ شش سیلندر را جوری می مالد که می توان برق 440 ولت را از آن بیرون کشید، چه واژه ای را پیشنهاد می کند؟عمو یا دایی؟
جان پاس واژه جایگزین و مناسبی می باشد
محافظ ، پاسدار ، جانپاس
کامرد، واژه ی که در زبان دشتی به کارمی رود یعنی مردان همراه - یک نفر که چند نفر برای حفاظت او را همراهی می کنند
محافظ، محافظ شخصی
محافظ شخصی
محافظ شخصی - جان پناه - کسی که شخصاً از فردی محافظت میکند.
کسی که از شخصی محافظت کند.
جان پناه
کسینپاسدار = کسین ( شخصی ) پاسدار
همراه بان ، محافظ شخصی ، جان پاس
جانپاس
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)