در هنگامِ نوجوانی به دانش آموزان می گفتند که برخی فعلها دو کُنیکی ( =دو مفعولی ) هستند. چه چرندی.
هر گزاره دستِبیش تنها می تواند یک "کُنیک=مفعول" داشته باشد و نَه بیشتر. آنچه بعنوانِ کُنیکِ ( =مفعولِ ) دوم شناخته می شود، "پیشوندِ فعلی" است؛ در زبانِ پارسی از آنجایی که نشانه یِ "را" می تواند "کُنیک ( =مفعول ) " را تابعوار از دیگر نقشهای گزاره جداسازد، "پیشوندِ فعلی" می تواند در نقشِ "نامواژه" نیز نشانده شود. همین و بس.
... [مشاهده متن کامل]
برای نمونه:
من او را رَه نماییدم. در اینجا "او" کُنیک یا مفعول است و "رَه یا راه" پیشوندِ فعلی است که چنانکه گفته شد، در زبانِ پارسی می تواند "نامواژه" باشد و در نقشِ پیشوندِ جدایی پذیر.
نگاهِ تابعوار به نقشها در گزاره ها داشتن، یک ویژگیِ بسیار خوبِ زبانِ پارسی است.
هر گزاره دستِبیش تنها می تواند یک "کُنیک=مفعول" داشته باشد و نَه بیشتر. آنچه بعنوانِ کُنیکِ ( =مفعولِ ) دوم شناخته می شود، "پیشوندِ فعلی" است؛ در زبانِ پارسی از آنجایی که نشانه یِ "را" می تواند "کُنیک ( =مفعول ) " را تابعوار از دیگر نقشهای گزاره جداسازد، "پیشوندِ فعلی" می تواند در نقشِ "نامواژه" نیز نشانده شود. همین و بس.
... [مشاهده متن کامل]
برای نمونه:
من او را رَه نماییدم. در اینجا "او" کُنیک یا مفعول است و "رَه یا راه" پیشوندِ فعلی است که چنانکه گفته شد، در زبانِ پارسی می تواند "نامواژه" باشد و در نقشِ پیشوندِ جدایی پذیر.
نگاهِ تابعوار به نقشها در گزاره ها داشتن، یک ویژگیِ بسیار خوبِ زبانِ پارسی است.