لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف ها
قبول کردن، قبول شدن، تصویب کردن، رخ دادن، گذراندن، اجتناب کردن، رد کردن، سپری شدن، گذشتن، رد شدن، سرامدن، عبور کردن، تمام شدن، سبقت گرفتن از، مرور کردن، عقب گذاشتن، پاس دادن، تصویب شدن، رایج شدن، وفات کردن
پیشنهاد کاربران
برابرِ پارسیِ "مصوب شدن، تصویب شدن"، واژه یِ " نِستاده شدن" است.
دراین باره به زیرواژه ی "نستادن" در این تارنما بنگرید.
دراین باره به زیرواژه ی "نستادن" در این تارنما بنگرید.
به تصویب رسیدن